آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
سیاست
۶

آینه

دنیای اقتصاد: پس انداز پیری در آمریکا

دنا آنسپچ دیبالانس: داده های دفتر سرشماری ایالات متحده نشان می دهد که میانگین سن بازنشستگی در ایالات متحده در حدود 65 سال برای مردان و 63 سال برای زنان است. با این وجود، سن 63 سالگی، حداقل سن درخصوص سن بازنشستگی در نظر گرفته می شود تا افراد بتوانند از مزایایی همچون تامین اجتماعی بهره مند شوند. داده ها نشان می دهد افراد به طور متوسط حدود 20 سال بازنشستگی را تجربه می کنند. طبق یک نظرسنجی که در آمریکا انجام شد جوانان 18 تا 29 سال انتظار دارند در سن 63 سالگی به بازنشستگی برسند...  تامین اجتماعی در آمریکا از اصطلاح سن بازنشستگی کامل (FRA) برای افرادی استفاده می کند که به صورت طبیعی و عادی در سن قانونی بازنشسته شده اند. به این دسته از افراد مزایای کامل بازنشستگی تعلق می گیرد. برنامه خدمات درمانی مدیکر نیز برای افراد 65 سال به بالا است و اگر فردی قبل از این سن بخواهد بازنشسته شود باید به فکر یک شرکت بیمه خصوصی باشد... از نکات قابل توجه این است که برخی فکر می کنند هر چه زودتر بازنشسته شوند می توانند بیشتر از مزایای تامین اجتماعی استفاده کنند، در صورتی که ممکن است فرد مشمول محدودیت های تامین اجتماعی شود و نتواند تا آخر عمر خود از این مزایا بهره مند شود. اکنون با توجه به اینکه امید زندگی بالا رفته و میانگین طول عمر صعودی است، کار عقلایی این است که با تفکر درخصوص آینده، طوری برنامه ریزی کرد که دوران بازنشستگی را که می تواند بسیار طولانی باشد، با آسودگی سپری شود.

کیهان: ترور شد چون بساط فتنه 10 ساله را جمع کرد

محمد ایمانی:.. اکنون فصل جدیدی آغاز شده. پس از جنایت اخیر، باید با کسانی که دم از انفعال و نرمش بزنند، به عنوان وطن فروش و نفوذی معامله کرد. دستگاه های امنیتی و مراجع قضائی، پیگیری کنند که از آشوب نیابتی 88 و شعار نه غزه نه لبنان، تا فشار برای خودتحریمی (FATF) و سپس جنگ هراسی و گفتن اینکه انتقام نگیریم، چرا این همه تطابق میان طیف مذکور با منویات آمریکا وجود دارد؟ باید از آنها پرسید چرا FATF پس از ترور اخیر، به تحریم تروریست های آمریکایی نپرداخت و چرا به جای آنکه آمریکا را تروریست بداند، قربانیان را تروریست می داند؟ طی بیست سال گذشته که آمریکا به عملکرد اقتدارسوز طیف غربگرا امید بسته بود، مدیریت و سیاست و اقتصاد و فرهنگ ما محتاج روحیه جهادی حاج قاسم است. تنها بدین ترتیب است که می توان ایمان و امید و اراده پیروزی و پیشرفت را برقرار داشت. دولت و مجلس و اقتصاد و فرهنگ و رسانه های ما تا از خود گذشته نباشند و تا مبغوض دشمنان نشوند - تا شهیدپرور نباشند- به تراز خدمتگزاری حاج قاسم ها نزدیک نخواهند شد.

اعتماد: چند نکته حاشیه ای

عباس عبدی:.. خیلی ها تعجب کردند که چرا ترامپ بر بمباران مراکز فرهنگی ایران تاکید کرده است؟ عملی که حتی هیتلر هم انجام نمی داد، زیرا مخالف تمام قوانین بین المللی است. فقط داعش و طالبان با افتخار چنین می کردند. آیا او نمی فهمد؟ قطعا چنین نیست. او اصرار دارد که به جهان بگوید با یک فرد ویژه مواجه هستید که هیچ قانونی برایش اهمیت ندارد، جز خودش. دموکراسی آمریکایی کجاست؟ نه برای دفاع از ایران، بلکه برای دفاع از حیثیت خودشان؟ موضع اروپایی ها بسیار بدتر از اقدام ترامپ است. چون ترامپ همین است که هست. ادعایی بیش از این هم ندارد. ولی اروپایی ها که ادعای بیشتری دارند، چرا تا این حد منفعل و حتی دنباله روی افرادی چون ترامپ و پمپئو هستند؟ چرا مردم سردار سلیمانی را چنین شکوهمند مشایعت کردند؟ این واکنش چند وجه دارد. یک وجه ماجرا به اقدام تروریستی ایالات متحده برمی گردد. هرگاه چنین رفتاری علیه هر شخصیت ایرانی انجام می شد، به طور طبیعی موجب انزجار و حساسیت می گردید. وجه دوم به بازتاب و آثار امنیتی این اقدام تروریستی مربوط می شود. به عبارت دیگر تبعات این اقدام و اهداف بعدی ایالات متحده که ایجاد مشکل در امنیت و تمامیت ارضی کشور است از چشم کسی پنهان نمانده است و مردم برای دفاع از این تمامیت وارد میدان شدند، به ویژه آنکه حمله به یک فرمانده نظامی انجام شده بود و بالاخره وجه شخصیتی مرحوم سلیمانی نیز بسیار برجسته بود. فردی که همچنان صادقانه و نه ریاکارانه معتقد به ارزش های انقلابی خود بود و نه تنها دکان دونبش از این ارزش ها درست نکرده بود، بلکه خود و جان خویش را صادقانه وقف آن کرده بود. از میدان مجادلات سیاسی قدرت طلبانه بیرون بود و عشق به انجام وظایفش او را از دیگران متمایز کرده بود. مجموعه این ویژگی ها یک بسته نگرشی و رفتاری جامع را ایجاد کردند که موجب واکنش این چنینی از طرف مردم شد. به جز این چهار مورد، دو نکته دیگر هم مانده که مربوط به واکنش تندروهای داخلی و براندازان خارج نشین کشور در برابر این حضور مردم است که آنها را جداگانه باید نوشت.