آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
ادبیات
۸

روایت های سرخوشانه ی پوئرتولاس

نشست هفتگی شهر کتاب در روز سه شنبه دهم دی با عنوان «عصری با پوئرتولاس» به نقد و بررسی آثار این نویسنده فرانسوی اختصاص داشت و با حضور احسان رضایی، سمیه نوروزی و ابوالفضل الله دادی در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در ابتدای این نشست، آیدین فرنگی در معرفی پوئرتولاس گفت: «رومن پوئرتولاس در سال 1975 در فرانسه متولد شده و امروز 45 ساله است. به سبب شغل پدر و مادر، او دوران جوانی و ابتدای جوانی خود را در چندین کشور اروپایی از جمله انگلستان و اسپانیا سپری کرده است. پوئرتولاس سودای کارآگاه شدن را در سر می پروراند و به همین علت وارد نیروی پلیس فرانسه شد. در ژاندارمری فرانسه تا درجه ی ستوانی به کار خود ادامه داد، اما به آرزوی خود، کارآگاه شدن، نرسید. پوئرتولاس امروز نویسنده است، اما به سبب تجاربی که در این چهار سال فعالیت در ژاندارمری به دست آورد، در مقام کارشناس حوزه ی مهاجرت های غیرقانونی نیز مشغول به کار است. پدیده ای که بخش عمده ی مضامین کتاب های او را تشکیل می دهد». او ادامه داد: «افزون بر مهاجرت های غیرقانونی، مواردی چون نگاه اروپاییان به جهان سوم و مساله اقلیت ها از مضامین ثابت کارهای پوئرتولاس است».

در رویای سرزمین پارس

در ادامه ابوالفضل الله دادی، مترجم آثار پوئرتولاس، برگردان پیام کتبی این نویسنده به مخاطبان ایرانی را خواند. در بخشی از این پیام آمده است: «مدتی قبل ناشری ایرانی با ناشرم تماس گرفت تا بداند آیا حق انتشار همه ی کتاب هایم برای زبان فارسی در دسترس هست؟ در دسترس بود. چه غافلگیری و شادی ای وقتی باخبر شدم کتاب هایم به زودی به فارسی ترجمه می شود. همین اسم مرا در رویا فرو می برد. سرزمین پارس در وجودم یاد قالیچه پرنده را زنده می کرد. زبان قصه های «هزارویک شب»، دیاری دوردست و رویایی، بیابان ها جلوی چشمم جان می گرفت. اسلیمی ها را می دیدم که روی کاغذ می رقصند. نورها را می دیدم و عطر کندر و ادویه به مشامم می رسید. و بعد کتاب ها با جلدهای زیبا و حروف دل نشین به دستم رسید. آنها در موزه مرتاض من به نمایش درآمدند: چه افتخار بزرگی. پس، خوانندگان ایرانی با لذتی بسیار دوباره با شما سخن می گویم. به لطف شما، من اگرچه به صورت ذهنی، و شخصیت هایم، مرتاضم، دخترکم، ناپلئونم و آگاتا کریسپی ام سفر می کنیم تا به شما برسیم و کنارتان زندگی کنیم. آنها در ذهنتان و رویاهایتان زنده اند. در تک تک لبخندهایی که کتاب هایم روی لب هایتان نشانده اند. امروز که این چند کلمه را می شنوید، کمی از وجود من همراه شما در تهران است. من هرگز به ایران سفر نکرده ام، شاید روزی زندگی این فرصت را در اختیارم قرار دهد. و آن روز ما خواهیم توانست با هم آشنا شویم و همراه هم این ماجراجویی فوق العاده را ادامه دهیم».

روکشی برای رویارویی های تلخ

پس از خواندن پیام پوئرتولاس، ابوالفضل الله دادی درباره او گفت: «پوئرتولاس کار نویسندگی خود را با کتاب سفر شگفت انگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود شروع کرد. این کتاب در سال 2014 منتشر شد و در همان سال جایزه ی بزرگ ژول ورن را به دست آورد. با افتخار، سال گذشته ترجمه ی این اثر نامزد سومین دوره ی جایزه ی استاد ابوالحسن نجفی بود. سپس، در بخش ادبیات و زبان های دیگر هم نامزد جایزه ی کتاب سال شد. درواقع، این کتاب اسم پوئرتولاس را در آن سال به مانند پدیده ای ادبی مطرح کرد». به گفته الله دادی «دنیای داستانی پوئرتولاس در این چهار کتاب ترجمه شده ویژگی هایی دارد. نخست اینکه در تمام این رمان ها با شخصیت هایی حاشیه ای روبه روییم. شخصیت های حاشیه ای ناگهان در متن این داستان ها قرار می گیرند، جان می گیرند و به شخصیت های اصلی تبدیل می شوند». او ادامه داد: «پوئرتولاس بی رحمانه انتقاد می کند. او در سفر شگفت انگیز مرتاضی که در جالباسی آیکیا گیر افتاده بود بارها به رفتار دولت های اروپایی و غربی با مهاجران غیرقانونی انتقاد می کند و می گوید این دولت ها فقط به پرت کردن مهاجران به دورترین فاصله از کشور خود می اندیشند و سرنوشت این افراد برای آنها هیچ اهمیتی ندارد». الله دادی درباره ویژگی طنز پوئرتولاس گفت: «طنز او سخیف یا لودگی نیست. شاید بتوانیم ادعا کنیم که در کتاب های او با طنزی پوئرتولاسی طرفیم؛ یعنی با لایه ای که تلخی ماجرای اصلی را می پوشاند».

بی حیثت کردن قهرمان

در ادامه این نشست سمیه نوروزی، مترجم و نویسنده، درباره «بی حیثیت کردن قهرمان» در آثار پوئرتولاس سخن گفت. نوروزی دراین باره گفت: «پوئرتولاس در این آثار به نوعی قهرمان ها را لگدکوب می کند. قهرمان در «ناپلئون به جنگ داعش می رود» امپراتور فرانسه است. قهرمان های دو کتاب بعدی، دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود و همه تابستان بدون فیسبوک، هم جایگاهی اجتماعی و عزت و احترامی ویژه دارند. اما پوئرتولاس از این قهرمان ها حیثیت زدایی می کند. پوئرتولاس در ناپلئون به جنگ داعش می رود، قهرمان را از حد انسانی عادی هم پایین تر می آورد. ناپلئون را با تور ماهیگیری صید می کنند. وقتی یخ های این امپراتور باز می شود، می فهمد که فاقد مردانگی است. در جست و جوی علت این اتفاق، می فهمد که کلکسیونری این کار را کرده و این یعنی انهدام یک امپراتور. همان جا ابهت و اعتبار او از بین می رود».

از قحطی نادر تا ناپلئون بازیافته

احسان رضایی در این نشست از نکات آموزنده آثار پوئرتولاس برای نویسنده ایرانی سخن گفت. رضایی در این باره گفت: «پوئرتولاس در ژانرهای مختلف می نویسد. درحالی که اغلب نویسندگان ایرانی از ژانر فراری اند و ژانرنویسی را کاری بسیار پیش پاافتاده می دانند. این طرز تفکر حتی در کتاب فروش های ما هم هست. بااین حال، نویسنده معروفی مثل پوئرتولاس از در ژانر نوشتن ابایی ندارد و اتفاقا ژانرهای مختلفی را امتحان می کند. اولین درس این موقعیت برای من این است که نویسنده لزوما نباید خودش را به یک ژانر محدود کند. یا اگر در ژانری اثری موفق خلق کرد، در آن ژانر متوقف شود». رضایی ادامه داد: «درس دوم پوئرتولاس برای من در این نکته نهفته است که او نویسنده زمان خودش است. پوئرتولاس در کتاب خود از چیزهایی سخن می گوید و با چیزهایی تصویرسازی، فضاسازی و تشبیه می کند و داستان را با چیزهایی پیش می برد که متعلق به روزگار و جامعه او است. به نظرم، صد سال بعد مخاطب با مراجعه به رمان های پوئرتولاس به راحتی می تواند به تصویر روشنی از فرانسه دهه 2010 دست یابد. این در حالی است که کمتر رمان یا داستان ایرانی ای انعکاسی از جهان زیسته امروزی ما است. این ضعفی است که بیشتر ما نویسندگان ایرانی به آن دچاریم». به گفته رضایی «درس سوم پوئرتولاس این است که حرف زدن درباره علایق خود در داستان ها چیز بدی نیست. فقط باید بیاموزیم که چگونه این حرف ها را بزنیم». رضایی افزود: «درس چهارم من از پوئرتولاس طنز اوست؛ طنزی که به قاه قاه نمی اندازد، ولی مدام روی لب مخاطب لبخند می نشاند. در هر یکی ، دو صفحه جمله ای جاسازی شده که شیرین است. به خصوص گمان می کنم این از آن درس هایی است که ما نویسندگان باید بگیریم. اینکه وقتی جامعه ما دچار اندوه، مصیبت و مشکل است، وظیفه من نویسنده این نیست که با ارائه تصاویری سیاه و تلخ به این اندوه و مصیبت اضافه کنم».