آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
ادبیات
۸
عطف

نوشتن برای درک زندگی

«سدی برابر اقیانوس آرام» رمانی است از مارگریت دوراس که با ترجمه شیرین بنی احمد (روشار) در نشر نیلوفر منتشر شده است. دوراس نویسنده ای ویژه در ادبیات مدرن فرانسه است. نویسنده ای که چه بسا درک بهتر و دقیق تر آثارش کلیدهایی لازم داشته باشد. کلیدهایی که چنان که در مقدمه مترجم بر ترجمه فارسی «سدی برابر اقیانوس آرام» اشاره شده است برای به دست آوردن شان باید از زندگی دوراس اطلاعاتی به دست آورد. مترجم در این مقدمه که عنوان آن «نوشتن برای درک زندگی!» است، می نویسد: «برای بهتر فهمیدن داستان دوراس و طرز نگارش او، مرور تمامی تصاویر گذشته زندگی او لازم است؛ تصاویر مکان ها و لحظه ها و باقیمانده های خاطرات، جستجوی ریشه ها، جستجوی دنیایی ساکن، سواحلی از مردان و تا چشم کار می کند شالیزارها، سدها، رودخانه ها و دریای چین. این زادگاه، تمامی آثار دوراس را اشغال کرده است، چون هیچ چیز برای او، اهمیت ندارد جز همین دوران کودکی که در آثار خود سعی در بازسازی تکه پاره های پراکنده آن دارد. داستان زندگی دوراس، داستانی است از دوردست ها و بی انتهایی ها که به قصه شباهت دارد، به پیچیدگی ترسناک اسطوره ها می ماند و به افسانه های قدیمی شبیه است که با هربار تعریف کردن، شکل نویی به خود می گیرند». مقدمه مترجم بر «سدی برابر اقیانوس آرام» اطلاعات مفیدی از زندگی فردی و اجتماعی دوراس به دست می دهد که می تواند هم یاریگر خواننده در درک بهتر این رمان باشد و هم کمک کند به درک بهتر دیگر آثار مارگریت دوراس. دوراس علاوه بر قصه نویسی در فیلم سازی نیز دستی داشت و علاوه بر فیلم هایی که خودش کارگردانی کرد، آثاری از او نیز توسط فیلم سازان دیگر به فیلم تبدیل شد. او نویسنده و کارگردانی بود که توانست با سبک و طرز نگاه ویژه ای که در آثارش ارائه داد توجه جامعه ادبی و هنری را به خود جلب کند. سبک و طرز نگاهی که چنان که در مقدمه ترجمه فارسی «سدی برابر اقیانوس آرام» آمده است برآمده از تجربه زیسته دوراس است. دوراس در عصری بحرانی و پرتب وتاب و متلاطم از تاریخ جهان زیست و شاهد حوادث و تغییروتحولات بسیاری در جهان پیرامون خود بود. بی شک زندگی در این عصر بحرانی و پرتلاطم به نحوی بر آثارش تاثیر گذاشته است. مترجم در مقدمه «سدی برابر اقیانوس آرام» درباره عوامل شیفتگی به آثار دوراس و اقبال گسترده از آنها می نویسد: «این شیفتگی از همگرایی سه عامل به وجود می آید که البته کاملا با یکدیگر قابل ترکیب است ولی در عین حال، توصیف این نویسنده را، که زندگی و آثارش با هم یکی شده، دشوار می کند: یکی سبک دوراس است که به نظر خیلی ها انقلابی بود؛ دوم هجوم فمینیست ها برای تحلیل آنچه قلم زنانه دوراس می نامیدند؛ و بالاخره چپگرا بودن او که دانشجویان بسیاری را بعد از مه 1968 به سوی خود جذب کرد. ما چه این نویسنده را دوست داشته باشیم و چه از او خوشمان نیاید، به هر حال او در ادبیات و سینمای نیمه دوم قرن بیستم، تاثیری انکارناپذیر گذاشته است».

آنچه در ادامه می خوانید سرآغاز رمان «سدی برابر اقیانوس آرام» است: «به نظر هر سه تایشان خریدن آن اسب فکر خوبی بوده، حتی اگر فقط خرج سیگارهای ژوزف از آن درمی آمد. اول اینکه این هم خودش فکری بود و ثابت می کرد که هنوز فکرشان کار می کرد. بعد هم، با آن اسب که آن ها را به دنیای خارج پیوند می داد، کمتر احساس تنهائی می کردند، بالاخره هرچه باشد عرضه این را که داشتند تا از آن چیزی دربیاورند، از آن دنیا، حتی اگر چیز به دردبخوری نباشد، حتی اگر ناچیز باشد، از آن چیزی درآورند که تا به حال مال آن ها نبوده، و آن را بیاورند در آن کنج زمین آکنده از نمک، پیش خودشان سه تا آکنده اند از ملال و تلخی. حمل ونقل همین بود: حتی از بیابانی که هیچ چیز در آن نمی روئید، باز هم می شد چیزی درآورد، باید کسانی را که در جایی دیگر زندگی می کردند از بیابان می گذراندی، مثلا آدم های شهرنشین را.

این ها همه هشت روز طول کشید. اسب زیادی پیر بود، خیلی پیرتر از مادر، یک پیر صدساله. انصافا سعی کرد کاری را که از او می خواستند انجام دهد، کاری که از مدت ها پیش دیگر از او برنمی آمد، بعد هم مرد. از مردن اسب دلزده شدند، از نداشتن اسب در آن کنج زمین شان، در آن انزوا و بطالت همیشگی، چنان دلزده شدند که همان شب هرسه تصمیم گرفتند فردای آن روز به رام بروند، و سعی کنند با دیدن آدم های دیگر دلی از عزا دربیاورند. و فردای آن روز در رام می بایست با کسی آشنا می شدند که می رفت تا زندگی همگی شان را دگرگون کند. بنابراین نفس فکر همیشه خوب است درست از همان لحظه ای که شما را به انجام کاری وامی دارد، حتی اگر همه چیز را عوضی شروع کنید، مثلا با اسب های مردنی».