آرشیو چهار‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۸
ادبیات
۹

وصله های ناجور

«باشد، شماها که مرا نمی شناسید، برای همین اگر می گویم احمق نیستم، مجبورید حرفم را قبول کنید. ته و توی هر کتابی را که دستم رسیده درآورده ام. فاکنر و دیکنز و ونه گات و برندان بیین و دیلان تامس را دوست دارم. اوایل آن هفته، یا اگر بخواهم دقیق تر بگویم، همان روز کریسمس، جاده انقلابی اثر ریچارد ییتس را تمام کردم که چه رمان بی نظیری است. در واقع می خواستم با یکی از نسخه های کتاب خودم را پرت کنم، نه فقط چون کار باحالی بود و مرگم را کمی رازآلود می کرد، بیشتر چون باعث می شد چند نفر دیگر هم کتاب را بخوانند. ولی همه چیز جوری پیش رفت که اصلا وقت نکردم آماده شوم و کتاب را توی خانه جا گذاشتم. راستش اصلا پیشنهاد نمی کنم روز کریسمس تمامش کنید، آن هم توی یک تک اتاق که تازه آب گرم هم ندارد، در شهری که احدی را نمی شناسی. یعنی با آن پایان یاس آورش، احتمالا هیچ کمکی به حال و احوال من نکرد».

آنچه آمد سطرهایی بود از رمان «سراشیب طولانی»، نوشته نیک هورنبی، نویسنده انگلیسی که با ترجمه فریما مویدطلوع در نشر نیلوفر منتشر شده است. نیک هورنبی را چنان که در مقدمه مترجم بر ترجمه فارسی رمان «سراشیب طولانی» آمده، «موفق ترین نویسنده بریتانیایی می دانند». او در سال 2004 در رای گیری بی بی سی عنوان بیست ونهمین فرد بانفوذ در فرهنگ بریتانیا را به دست آورده است. در این مقدمه همچنین آمده است که «کتاب های او معمولا چه از سمت مردم و چه از سوی منتقدین به شدت مورد اقبال قرار می گیرند» و «آثارش موفق می شوند حتی آنهایی را وادار به خواندن کنند که عادت به خواندن جایی در زندگی شان ندارد». چنان که در همین مقدمه اشاره شده بخشی از موفقیت هورنبی را «ناشی از آشنایی و احساس نزدیکی او به دغدغه های انسان معاصر چون موزیک، تلویزیون، سینما، فوتبال و طبیعت بی هدف و وسواسی شخصیت هایش می دانند».

رمان «سراشیب طولانی» رمانی است با چند راوی. ماجرای این رمان از این قرار است که چند نفر شب سال نو قصد خودکشی دارند و می خواهند خودشان را از پشت بام یک ساختمان به پایین پرت کنند. آنها روی پشت بام با هم مواجه می شوند و همین طرح و برنامه شان را به هم می زند و ماجرا طور دیگری پیش می رود. جمع شدن آنها دور هم کل ماجرا را به سمت و سوی دیگری می برد. رمان از خلال روایت داستان شخصیت های اصلی از زبان خودشان با طنزی انتقادی تصویری از جامعه به دست می دهد. در آغاز ترجمه فارسی رمان نقل قول هایی درباره آن درج شده. در یکی از این نقل قول ها، به نقل از نشریه تورنتوز گلوب اند میل، به حضور وصله های ناجور اجتماع در این رمان اشاره شده و مهارتی که نویسنده در به تصویرکشیدن آنها به خرج داده است. در این نقل قول می خوانیم که نویسنده در این رمان «با چه مهارتی این وصله های ناجور اجتماع را به تصویر کشیده و کاری کرده تا آنها تعاملی بی نقص با یکدیگر داشته باشند». در این نقل قول ها همچنین از قول «ایندیپندنت» این رمان «رمانی از زبان شخصیت های مختلف» وصف شده «که گیرایی و اهمیت آن در نمایشی است که رمان نویس به راه انداخته و تلاش کرده در تازه ای را به رویمان بگشاید». جانی دپ، بازیگر مشهور سینما نیز این رمان را «اثری استادانه» وصف کرده است.

یکی از شخصیت های رمان «سراشیب طولانی» که بخشی از روایت او در آغاز آمد، شخصیتی است به نام جی جی که پیک موتوری یک رستوران است. جی جی اهل موسیقی و آدمی کتاب خوان است با آرزوهای بزرگ تحقق نیافته. او که خودکشی را مختص طیف نخبگان و خودش را هم از این طیف می داند، وقتی روی پشت بام با آدم هایی به ظاهر عادی که آنها هم می خواهند خودکشی کنند، مواجه می شود، در آغاز قدری سر می خورد، چون دوست ندارد با آنها در یک دسته طبقه بندی شود. اینک بخشی دیگر از روایت او: «حسابی جا خوردم وقتی دیدم مورین، جس و مارتین شارپ هم برای خلاصی از این دنیا پا گذاشته اند جا پای ونسان ون گوگ (و بله، خیلی ممنون، خودم می دانم ونسان از بالای یک ساختمان شمال شهری لندن نپریده پایین). زن میانسالی که شبیه خدمتکارها بود، یک نوجوان روانی جیغ جیغو و یک مجری تاک شو، با صورتی که از شدت برنزگی به نارنجی می زد. دیگر کسی اضافه نشد. خودکشی را که برای این جور آدم ها نساخته بودند. خودکشی برای کسانی بود مثل ویرجینیا وولف و نیک دریک و من. خودکشی قرار بوده کار خفن و باحالی باشد. شب سال نو شب بازنده های سانتی مانتال است. تقصیر خودم بود. معلوم است که آدم های سطح پایین جمع می شوند آن بالا. باید تاریخ شیک تری انتخاب می کردم. مثل 28 مارچ، روزی که ویرجینیا وولف پا گذاشت به رودخانه، یا بیست وپنجم نوامبر نیک دریک».