آرشیو شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۰۸
اندیشه
۸

تازه ترین اثر فرهنگ رجایی منتشر شد: قانون عقل جهانداری

آخرین کتاب فرهنگ رجایی با عنوان «اندیشه و اندیشه ورزی» به همت انتشارات فرهنگ جاوید منتشر شد. فرهنگ رجایی پژوهشگر علوم سیاسی با حوزه تخصصی اندیشه سیاسی و روابط بین الملل و استادتمام در دانشگاه کارلتن کاناداست. دغدغه اصلی رجایی در تدریس و تحقیق، وضع بشر و به ویژه چگونگی انسان بودن است. او در آثارش مسئولیت را مستقیم متوجه فرد و خود شخص می داند و ازاین رو موضوع را چگونگی «انسان ورزی» می خواند و تاکید دارد «انسان ورزی» مقوله ای است که به ورای زمان و مکان و فرهنگ و آموزه و اندیشه می رود. او تاثیرگذارترین متغیر در انسان ورزی را مقوله هویت و سه بعد تشکیل دهنده آن را فهم و تعریف انسان از رابطه با خودش، از رابطه با دیگری و از رابطه با کل زیست جهان آدمی می داند. تقریبا تمامی آثارش به مقوله هویت و جنبه های فکری، دنیایی و مادی حیات آدمی، به ویژه عبرت آموزی از تمدن ها مربوط می شود، تمدن هایی که مدرنیته خارج از مدار آن نیست. کتاب «اندیشه و اندیشه ورزی» را نیز می توان در همین قاب دید. ‏این کتاب الهام گرفته از نوشته های چاپ شده قبلی رجایی است.‏ پرسش اصلی کتاب حاضر از این قرار است: انسان چگونه می تواند زندگی جمعی خویش را سامان دهد؟ پاسخ کلی رجایی نیز همان عنوان کتاب است: از طریق «اندیشه و اندیشه ورزی». همچنین نویسنده می کوشد در این کتاب به توسعه و رابطه آن با سیاست بپردازد که درعین حال بیان نگرش کلی او به امر سیاسی هم باشد.

‏رجایی در مقالات کتاب حاضر از پرداختن به پرسش هایی رایج و معمول در فضای فکری ایران نظیر «چرا عقب ‏مانده ایم»، «چگونه غرب پیشرفت کرد»، و «ما چگونه ما شدیم» و پرسش هایی از این دست سر باز می زند. او معتقد است «این پرسش ها نه فقط مملو از دریغناکی نسبت به وضعیتی است که با وضعیت موجود کشورمان متفاوت است، بلکه مشوق خودبیزاری و یا عصبانیت است که موجب می شود نسبت به ارزش های خود کافر (به معنی غیرشاکر و قدرنشناس و یا حداقل بی تفاوت) باشیم». درعوض می کوشد به این پرسش فلسفی پاسخ دهد که «چرایی و چگونگی سامان کلان، جهان داری و توسعه کدام است».

کتاب حاضر در دو بخش تنظیم شده است. نویسنده در بخش اول (گفتمان اندیشه) از مقوله «جهانداری» می گوید، خاستگاه تاریخی و فلسفی جهانداری، که آن را با مقولاتی چون «جهانگیری» یا «عالم گیری» یا حتی «جهانی شدن» متفاوت می داند. به نظر می رسد او «جهانداری» را یک مفهوم بومی و محلی می داند و آن را با توسعه پایدار یکی می گیرد. هرچند او توسعه یافتگی را مفهومی انتزاعی می داند و بر این باور است که اگر بناست در مباحث علمی استفاده شود، باید آن را فرضیه ای مطلوب، یک افق یا یک اسوه برانگیزاننده دانست و نه طرحی عملی که می توان با روش مهندسی به افراد اجتماع تلقین کرد و تعلیم داد و جامعه پذیرش ساخت یا در جامعه ای فرضی آن را به ثمر نشاند. رجایی در کتاب حاضر با اشاره به گفته موبد عصر ساسانی، تنسر، بحث خود را پیش می برد: «قانون عقل جهانداری». ازاین‎رو، در بخش اول سه گفتار عبارت تنسر را شالوده‎شکنی و تحلیل می کند و به شرایط تحقق «قانون عقل جهانداری» و همچنین موانع اجرای آن می پردازد. به گفته رجایی «قانون عقل جهانداری» موضوعات مربوط به امر سیاسی را از سایر مقولات، که ممکن است به عرصه عمومی مربوط باشند، اما در ورای امر سیاسی و مقولات مربوط به مناسبات قدرت است، متمایز می کند. همچنین «قانون عقل جهانداری» موضوعی است ورا و خارج از سیاست روزمره، چراکه مباحث امر سیاسی و امر اجتماعی را با حکمت و بصیرت اصول علم سیاست طرح و اجرا می کند. به نظر رجایی هر گزاره سیاسی از زمان و مکان خاص برمی خیزد و دغدغه آن موقتی است و با منافع ناگهانی، کوتاه مدت و مغرضانه فردی یا گروهی ارتباط دارد، حال آنکه گزاره های اصول علم سیاست مقولات ابدی وضع بشر را تشریح می کنند و به بحث می گذارند. او جهانداری را کیفیتی می داند که در آن فرد، گروه و جامعه در گستره ای جهان شمول و هم زمان ارزش هایی چون نظم (آمریت)، معیشت (ثروت)، مدیریت (پیش بینی)، ابتکار (علم)، یادبود (هنر، ادب، موسیقی) و سایر ارزش ها را تولید می کنند. در بخش دوم کتاب که آن را «اندیشه ورزی» نامیده است، از هدف اندیشه ورزی می پرسد. او هدف اندیشه ورزی را یافتن بینش درست می داند. رجایی در این بخش، در 9 گفتار، به تحلیل آرای فیلسوفان و متفکران شرقی و غربی چون هانا آرنت، لئو اشتراوس، چارلز تیلور، فرنان برودل، ابن خلدون، حمید عنایت، داریوش شایگان، فریدون آدمیت و کنت تامسن می پردازد. در نگاه اول اگر فقط به نام ها توجه کنیم، به نظر می رسد سخت بتوان برای مثال برودل و اشتراوس و حتی شایگان را در یک قاب دید. بااین حال رجایی بر این باور است که هر یک از این متفکران بینشی درست برای فهم و اجرای جنبه هایی از «قانون عقل جهانداری» ارائه داده اند و می کوشد در این قاب به تحلیل آرای آنان بپردازد.