آرشیو شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۰۸
تاریخ
۹
مرور

اسلام در شبه قاره

مسلمانان نزدیک به 14 قرن در جنوب آسیا حضور داشته اند و 40 درصد از جمعیت انبوه ساکن در این منطقه وسیع جهان از این دین پیروی می کنند. سهم مسلمانان در میراث فرهنگی شبه قاره چشمگیر است. کتاب «تمدن اسلامی در جنوب آسیا» شرحی جامع از تاریخ اسلام در هند ارائه می دهد که دربرگیرنده جنبه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اندیشه ورزی مسلمانان است. بورجور آواری، نویسنده و پژوهشگر هندی، در این کتاب نگاهی تاریخی به سابقه و تاثیر حضور مسلمانان در جنوب آسیا را بررسی می کند. نویسنده در این کتاب سعی دارد  با بررسی ریشه اولین ارتباطات شکل گرفته میان مسلمانان و مردم جنوب آسیا به ویژه در شبه قاره شامل کشورهای  هند، پاکستان و بنگلادش، به این پرسش پاسخ دهد که آنها در شکل گیری فرهنگ شبه قاره چه نقشی ایفا کرده اند؟ نویسنده با استفاده از یک چارچوب وقایع نگارانه و ذکر وقایع به ترتیب تاریخی از نخستین روزهای حضور اسلام تا دهه نخست هزاره دوم، رخدادهای مهم را بازگو می کند. تمرکز بحث بر نحوه تلاش مسلمانان برای دستیابی، حفظ و اعمال اقتدار سیاسی خود، بحران هویت و تزلزل اعتماد به نفس مسلمانان با ورود استعمار غرب به شبه قاره و سرانجام ترکیب و درهم آمیزی هندوئیسم و اسلام در حیات و زندگی روزمره هندیان مسلمان است. وجود نقشه ها، تصاویر، جداول سلسله های پادشاهی مسلمان هند در انتها و پیوست هایی در پایان هر فصل به انتقال بهتر محتوای اثر کمک می کند.

واژه قدرت در عنوان فردی به حکومت سلاطین مسلمان و والیان آنها بر نواحی متعدد جنوب آسیا در سده های بسیار اشاره دارد. اوج دوره نفوذ آنان از اواسط سده دهم (شانزدهم میلادی) تا اواخر سده یازدهم (هفدهم میلادی) است که طی آن چهار امپراتور بزرگ تیموری در عمل بر سراسر شبه قاره حکم راندند. سلطان و ملازمان او اساسا گروهی نخبه از قومی جنگجو از آسیای مرکزی بودند، با این همه اکثریت عظیم مسلمانان قدرتی افزون تر از دیگر گروه های جنوب آسیا نداشتند. واژه «تمدن اسلامی» عموما به پیشرفت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به دست آمده از سوی مسلمانان در روزهای اوج امپراتوری اسلامی تحت حکومت سلسله های اموی و عباسی بین سده های دوم تا چهارم (هشتم تا دهم میلادی) اطلاق می شود. در هر یک از مناطق جهان که نفوذ مسلمانان در طی آن دوره یا بعدها در آنجا گسترش یافت، چنین پیشرفت هایی فقط از طریق تعاملی ثمربخش بین اندیشه ها، ارزش ها، زیبایی شناسی و قدرت تخیل مسلمانان با مولفه های ساکنان بومی ممکن شد. اما محصول نهایی همیشه التقاطی بود. همین پدیده را می توان در مورد تمدن اسلامی که در جنوب آسیا طی سده های گسترش یافته است، شاهد بود. این تمدن نمونه بومی شده ای است که به شکل منحصر به فردی توسعه یافته و می توان آن را تمدن هندواسلامی نامید.

در زمان کنونی که تنش میان مسلمانان و غیرمسلمانان در بخش های زیادی از دنیا به سطح خطرناکی رسیده است، شاید بررسی برخی بدفهمی ها و مغلطه های عمومی درباره مسلمانان جنوب آسیا آموزنده باشد؛ بدفهمی هایی که از بی اعتنایی عمومی نسبت به واقعیت های تاریخی و جاری یا تعصب محض برخاسته است. نویسنده به چهار نمونه از این بدفهمی ها اشاره می کند: منشا و همه این بدفهمی ها اغلب به زمان حمله ترکان  و تیموریان می رسد. در این میان آنچه اغلب فراموش می شود، آن است که مسلمانان با شبه قاره از آغاز اسلام رابطه و آشنایی داشتند. بدفهمی دیگر درباره آمارهای جمعیتی است. از نظر نویسنده محافل اسلام ستیز، به ویژه در هند امروزی، اغلب در شمار مسلمانان مبالغه می کنند  و ازدیاد آنها را به چندهمسری نسبت می دهند در حالی که در چند دهه اخیر همراه با دیگر مردم جهان در حال توسعه، جمعیت مسلمانان در جنوب آسیا به وضوح به سبب نرخ بالای تولد و نرخ پایین مرگ و پیشرفت های جدید پزشکی رشد کرده است. بدفهمی سوم مربوط به مسئله تغییر دین جمعیت غیرمسلمان است. در حالی که علت عمده گرویدن به اسلام در مقیاس بزرگ در تلاش های سه گروه نهفته است: دریانوردان، تجار و مبلغان. آخرین مسئله دردسرساز اتحاد و گوناگونی در داخل جامعه مسلمان در جنوب آسیا است. غیرمسلمانان بسیاری اغلب بر این باورند که مسلمانان جامعه ای کاملا همگن و یکپارچه دارند. این باور تا آنجا صحیح است که مسلمانان از نمونه یگانه زندگی پیامبر و عبادات و اعمال او پیروی می کنند. در بسیاری جنبه های  دیگر، آنان مردمی متفاوتند و بین آنان به لحاظ قومیت، زبان، ویژگی های فرقه ای، طبقه، تحصیلات، شغل و ثروت جدایی وجود دارد.