آرشیو شنبه ۷ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۰۸
روزنامه فردا
۱۶
مرور 2019

وجدان های معذب جمعی

مینو مرتاضی لنگرودی

جستن و یافتن مهم ترین اتفاق سال در زندگی روزمره که اصلی ترین قلمرو تولید معنا و بروز توانایی های فردی و قابلیت های جمعی است، کنش های بیهوده ای هستند. «اتفاق»، «حادثه»، «واقعه» یا «رخداد»؛ هرچه از این دست معانی در زندگی روزمره و خارج از اراده آدمی رخ می دهد، فی نفسه ارزش و اهمیت ندارند. هر اتفاقی اعتبار و اهمیتش را از نتیجه ای که دربر دارد، می گیرد. هر اندازه میزان شناخت و وسعت تغییر و تحولی که یک رخداد تازه در زندگی فردی و جمعی انسان ها ایجاد می کند، به همان اندازه رخداد اهمیت می یابد. هر رخداد در زندگی روزمره را می توان به منزله امکانی برای بازگشت به خود و بازبینی وضعیت فردی و جمعی به کار گرفت. استخراج امکان موجود در درون رخدادهای احتمالی یا قطعی زندگی روزمره نیاز به شناخت واقعیت و توانایی تفکیک امر واقع از امر خیالی دارد. با این مقدمه می توان گفت انواع رخدادهای موثر بر طبیعت و تاریخ، در اصل رخدادهایی هستند که بر زیست جمعی و فردی انسان ها اثر می گذارند. هر رخداد خارج از اراده جمعی و فردی زمانی مهم تلقی می شود که بتواند انگیزه و توان لازم را برای عبور از وضع موجود «بودن در جهان آن گونه که هست» به سمت و سوی «زندگی مطلوب در جهانی آن گونه که باید باشد»، در آدمیان برانگیزاند. هر رخداد خارج از اراده جمعی و فردی فی نفسه حامل این انگیزه است؛ مگر اینکه با بی اعتنایی، انکار، عادت و اصرار بر حضور منفعلانه و ترس از تغییرات ناشناخته، انرژی و پتانسیل تغییر دهندگی رخداد را انکار کرده و از رخداد ناخواسته بازستانده شود. رخدادهای طبیعی در حیات روزمره طبیعت مانند سیل، زلزله، آتشفشان، توفان و سونامی ها با طور به طور و جابه جاکردن اجزا، قابلیت ماندگاری و هستی طبیعت را افزایش می دهند. رخدادهای اجتماعی پتانسیل آن را دارند که درجه آگاهی جامعه را به طور ناگهانی و معجزه واری افزایش دهند. رخدادهای عاطفی در جهان فردی که در رهگذر عمر بر جان آدمی می وزد، توان این را دارد که ابر و آلودگی های واقعیت در جهان بودگی به هر قیمت را در وجود آدمی کنار بزند. انسان ها به وساطت انواع رخدادها، فرصت بازشناختن قابلیت ها و توان انسانی خود را می یابند؛ اما استفاده از فرصت یا نادیده گرفتن فرصت ها، به آگاهی، اراده و شناخت وضعیت فردی و جایگاه اجتماعی آدمیان بستگی تام دارد. در سال گذشته هر هم وطن ساکن ایران یکسره در معرض بمباران حوادث و رخدادهای طبیعی مثل سیل و خشک سالی و رخدادهای اعتراضی سیاسی و اجتماعی و انواع کنش های عاطفی و قهر و آشتی ها قرار داشت. این رخدادها از بطن روزمرگی و در متن زندگی جمعی اتفاق افتاده اند. اتفاقاتی که از یک سو به صاحب نظران می فهماند اتفاقات به وقوع پیوسته در قلمرو زندگی روزمره می تواند امکانات نهفته یا پنهان در این ساحت ها را برملا و فعال کند و از سوی دیگر به هر موجود انسانی می آموزد رخدادهای ناخواسته که به وقوع می پیوندند، با افزایش قابلیت های آدمی توان عبور از «بودن» را به سمت «شدن» برای فرد و جامعه مهیا می کنند. در یک سال گذشته شاهد وقوع سیل های مهیب و زلزله های متعدد و اتفاقات ریز و درشت غم انگیز و شاد بی شماری در کشور بوده ایم. وقایعی که از طرفی جان و مال تعداد کثیری از هم وطنان را ربود و از طرف دیگر همین اتفاقات نیروی همدلی و وفاق جمعی با آسیب دیدگان را به نحو شگفت انگیزی بین مردم افزایش داد. در جهان کنونی که تمام و کمال تحت سلطه رسانه ها و اخبار خاص شان قرار دارد و به قول شاعر هر لحظه از این باغ بری می رسد، تازه تر از تازه تری می رسد. هنگام نوشتن این سطور نیز اخبار رخدادهای نو به نو می رسد. از سویی واقعه مرگ دو نوجوان کولبر، اشک بر چشم ها روان و وجدان جمعی را معذب می کند و از سوی دیگر خبر کنش مدنی خیرخواهانه دختران جوان در شب یلدا بر جان دل می نشیند. دخترانی آگاه و دغدغه مند به جای نشستن در خانه، به انتظار سرآمدن شب و دمیدن سپیده در میدان تجریش جمع شدند و در ازای گرفتن مبالغ ناچیز و حتی در ازای گرفتن یک میوه، برای هدیه دهندگان فالی از حافظ گرفتند. مردم به شوق یاری و به بهانه حافظ خوانی دورشان جمع شدند و سپس هدایای جمع آوری شده را به میدان راه آهن و شوش و تیر دوقلو بردند و آنجا هم با اهدای هدایای مردم به مردم، برای بچه های کار و خیابان فال حافظ گرفتند و شبی خاطره انگیز برای خود و مردمشان ساختند. از نظر این جانب، هر اتفاقی که وفاق، همدلی، آگاهی، قابلیت و توان جمعی را برانگیزد، مهم است؛ از دخترکی که پلی می شود تا راه زنان برای رفتن به ورزشگاه را هموار کند تا ورزشکارانی که سر تعظیم در برابر چنین ازجان گذشتگی فرود می آورند. شادی ها و غم های جمعی، سرافرازی ها و عزت نفس جمعی و جراحات و عزاهای جمعی و شکل گیری وجدان های معذب جمعی همراه با امید جمعی، اتفاقات پراهمیت در قلمرو زندگی روزمره هستند. وقتی سخن از امید به میان می آید، منظور تقلیل دادن امید به خوش بینی عاطفی نیست؛ بلکه امید به پتانسیل و انرژی تغییر نهفته درون هر رویداد است که به محض وقوع نمایان می شود. نتیجه آنکه سال ها در هیئت های ساختگی موش، شیر و مار می آیند و می روند؛ اما این روزها هستند که در بستر روزمرگی آبستن وقایع مهم و تغییرات فزاینده هستند.