آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۴
صفحه اول
۱
جهان

بالا گرفتن انتقادها علیه ترکیه

دکتر سیامک کاکایی

تنش ها بین ترکیه و سوریه بر سر بحران ادلب به شدت افزایش یافته و نگاه ها را معطوف به رویکرد ترکیه به شرایط ادلب کرده است. اگر نگاه کلی به سیاست ترکیه در قبال سوریه طی سال های اخیر به خصوص در یک سال گذشته داشته باشیم، شاهد یک نکته مهم در این سیاست هستیم و آن نوع نگرش تهاجمی ترکیه نسبت به سوریه است و رویکرد نظامی گرایانه ای را علیه دولت سوریه پیگیری می کند. این موضوع را در اقدامات تهاجمی ترکیه به شمال سوریه در سال های 2018 و 2019 در مناطق عفرین و تل ابیض می توان مشاهده کرد. ترکیه در اواخر سال گذشته میلادی چیزی حدود 100 کیلومتر مربع در داخل خاک سوریه را به بهانه ایجاد یک منطقه امن اشغال کرد. اما این تمام ماجرا نیست. طی چند هفته اخیر ارتش سوریه در مسیر بازپس گیری و آزادسازی مناطقی است که تحت کنترل شورشیان و تروریست ها در منطقه ادلب قرار دارد. در طرف مقابل ترکیه مواضع تندی را در قبال این حرکت دولت سوریه اتخاذ کرد و عنوان شد که برخی از مراکز دیدبانی ترکیه مورد هدف قرار گرفته است و حتی ترکیه دولت سوریه را تهدید به اقدامات نظامی کرد که ممکن است مداخله نظامی در منطقه نیز در منطقه ادلب انجام شود. اما مجموعه شرایط این پرسش را مطرح می کند که ترکیه چرا به این شیوه تند و تهاجمی دولت سوریه را تهدید می کند؟ این در حالی است که اگر اقدامات دولت سوریه در منطقه ادلب را از منظر حاکمیتی نگاه کنیم دولت به دنبال استقرار و گستردگی و همه گیر شدن حاکمیت ملی خود در منطقه ادلب است تا این منطقه بار دیگر تحت حاکمیت دولت سوریه قرار گیرد. از همین رو می توان عملیات در ادلب را یک اقدام ملی و در چارچوب حاکمیت ملی سوریه دانست و این موضوع اقدامات ترکیه را زیر سوال می برد چرا که رفتار و موضع ترکیه در قبال یک گروه و نیروی شبه نظامی نیست، بلکه در اینجا موضوع دولت سوریه است و این رویکرد ترکیه باعث شده تنش ها را بالا ببرد و موجب شده انتقادها نسبت به ترکیه را نیز افزایش دهد. اکنون شاهد آن هستیم که ترکیه از سوی برخی نهادهای بین المللی و روسیه نیز مورد نقد قرار گیرد. لازم به ذکر است طی دو سال گذشته نشست های آستانه و نشست های سه جانبه ای که در سطح سران بین ایران، روسیه و ترکیه در تهران، استانبول و سوچی برگزار شده، بحث های زیادی در ارتباط با ادلب انجام شده است. نزدیک به دو سال پیش دولت سوریه آماده حمله به ادلب بود. اما در آن دوران با توجه به بالا گرفتن تنش ها به شکل موقت از این تصمیم عقب نشینی کرد. در آن دوره طبق توافقاتی که صورت گرفته ترکیه متعهد شد زمینه های خروج نیروهای تروریست و شورشی از ادلب را فراهم کند. اکنون این پرسش مطرح است که چرا ترکیه این اقدام را انجام نداد و یکی از انتقادهایی که هم روسیه و هم سوریه مطرح می کنند این است که چرا ترکیه به تعهدات خود در قالب سوچی و آستانه عمل نکرده و در اینجا دیگر نمی تواند ترکیه برای دولت سوریه خط و نشان بکشد. ترکیه چه بخواهد و چه نخواهد، دولت سوریه به دنبال استقرار حاکمیت ملی خود در تمام خاک این کشور است و پیش بینی می شود اگر آزادسازی و بازپس گیری ادلب در آینده ای نزدیک صورت نگیرد اما این امر در برنامه های دولت سوریه قرار دارد. بنابراین نقد اصلی که به ترکیه مطرح می شود این است که ترکیه می خواهد علیه حاکمیت سوریه دست به اقدام بزند و این منجر به تنش و چالش بیشتر خواهد شد و می تواند شرایط را دشوارتر از گذشته کند. اکنون یک چالش دیگر مربوط به روند آستانه است که در آنجا توافق هایی حاصل شده و روس ها نیز اعلام کردند که ترکیه هم آنها را رعایت نکرده است. اگر بحث آزادسازی ادلب ادامه پیدا کند نوع نگاه طرفین به یکدیگر نیز تغییر خواهد کرد و می تواند در تعاملات بازیگران بیرونی در صحنه سوریه اثرگذار باشد و استمرار روند آستانه برای کاهش تنش و حل بحران سوریه را با یک ابهام جدی روبه رو می کند و رویکرد ترکیه باعث شده دامنه نقدها علیه این کشور در بحران سوریه گسترش پیدا کند. از سویی دیگر بحث میانجیگری ایران بین ترکیه و سوریه به نوع رابطه ایران با این دو کشور بازمی گردد چرا که با دولت های این کشورها روابط حسنه و مساعدی دارد. ایران و ترکیه از همان ابتدا در بحران سوریه نقش آفرینی کرده اند و پیشنهاد برای رفع تنش های موجود به این دلیل است که طرفین بتوانند به راه حلی مناسب مورد قبول دست پیدا کنند. از همین رو این موضوع به نقش آفرینی ایران در مسائل منطقه ای بازمی گردد و این پیشنهاد ایران مورد توجه هم رسانه ها و هم محافل بین المللی قرار گرفته است.