آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۷۲۷۷
گزارش
۶

آیا آموزش همگانی کمک های اولیه با میزان حوادث در کشور همخوانی دارد؟

مصدوم آماده مرگ است

حمیده گودرزی

  حتما شما هم دیده اید وقتی حادثه ای اتفاق می افتد و معمولا عده ای جمع می شوند ببینند چه خبر است، عملا نه تنها نمی توانند کاری برای حادثه دیده بکنند که گاهی از روی دلسوزی قضیه را بدتر هم می کنند؛ طوری یک فرد تصادفی را جا به جا می کنیم که قطع نخاع شود، طوری تنفس دهان به دهان می دهیم یا قفسه سینه اش را آن طور که در فیلم ها دیده ایم، فشار می دهیم که دنده های طرف جا به جا شود و دیگر امیدی به بازگشت نباشد. از شوخی گذشته ما اغلب برای کمک به همکاری که از هوش رفته می مانیم چه کنیم؛ تنها کاری که بلدیم احتمالا آب قند است و چه بسا همین هم کار را خراب تر کند.

چرا به یک جریان بزرگ ملی برای آموزش کمک های اولیه نیاز داریم؟ پاسخ روشن است چون میزان حوادث در کشور بالاست؛ چه حوادث طبیعی و چه حوادث غیر طبیعی. براساس آخرین آمار سازمان پزشکی قانونی در 9 ماهه نخست امسال، 436 نفر بر اثر مسمومیت با گاز منوکسید کربن، یک هزار و 153 نفر بر اثر غرق شدگی، یک هزار و 370 نفر بر اثر سوختگی و 555 نفر بر اثر برق گرفتگی جان باخته اند.

همچنین تعداد کشته شدگان و مصدومان ناشی از حوادث رانندگی داخل حریم جاده ای سراسر کشور شامل حوادث درون شهری، برون شهری و جاده های روستایی که به سازمان پزشکی قانونی ارجاع داده شده است، در مجموع 13 هزار و 399 نفر و خارج از حریم جاده ای که شامل راه های اختصاصی و مواردی از این دست است در مجموع 13 هزار و 703 نفر و سایر سوانح وسایل نقلیه اعم از خودکشی، دیگرکشی و... 684 نفر و حوادث غیر ترافیکی 747 نفر جان باخته اند.

لازم به ذکر است براساس آمار ارائه شده از سوی سازمان اورژانس تهران روزانه 350 نفر بر اثر حوادث رانندگی در این شهر مصدوم می شوند. متاسفانه بیشتر مصدومان ترومایی که با آمبولانس به بیمارستان منتقل می شوند، موتورسواران هستند که در این میان روزانه یک موتورسوار جان خود را از دست می دهد.

 همچنین تعداد افرادی که در نزاع مصدوم شده و به پزشکی قانونی سراسر کشور مراجعه کرده اند 463 هزار و 117 نفر و تعداد مصدومانی که به پزشکی قانونی سراسر کشور مراجعه کرده اند در مجموع 282 هزار و 780 نفر بودند که از این تعداد 81 هزار و 489 نفر زن و 201 هزار و 291 نفر مرد بودند.

اما به غیر از حوادث رانندگی و عارضه مغزی که دومین و سومین عامل مرگ و میر در کشور است بیماری های قلبی در درجه نخست قرار دارد که براساس آمارهای ارائه شده روزانه 300 نفر براثر این بیماری فوت کرده اند. همچنین سالانه 150 تا 160 هزار نفر دچار سکته مغزی می شوند که 15 درصد این آمار منجر به مرگ می شود.

دکتر مریم نخ ساز مدیر آموزش کمک های اولیه هلال احمر در گفت و گو با «ایران» می گوید: «کمک های اولیه به بهبود فرد مصدوم کمک نمی کند، بلکه با این اقدامات مانع بدتر شدن وضعیت می شویم. بنابراین دانستن اینکه کجا و چه اقداماتی صورت گیرد تا به نجات جان مصدوم کمک شود، طوری که ناهنجاری یا آسیب بزرگتری به وجود نیاورد، یکی از موضوعات بسیار مهم و اساسی است که آموزش آن برای همه مردم ضروری است.»

پس با دو موضوع رو به رو هستیم؛ اگر کمک های اولیه را بلد باشیم، دیگر تماشاچی نخواهیم بود و خواهیم توانست وضعیت حادثه دیده را تثبیت کنیم و از آن مهمتر اینکه اگر اقدامی انجام دادیم می دانیم که آسیب را عمیق تر نکرده ایم. نخ ساز می افزاید: «برای اینکه مردم کمک های اولیه را یاد بگیرند، بجز هلال احمر که به شکل سازمانی این کار را انجام می دهد باید از ظرفیت آموزشی دانشگاه ها، آموزش و پرورش و همکاری دستگاه های اجرایی، سازمان ها و نهادهای مختلف حتی سازمان های مردم نهاد و رسانه ها و شبکه های مجازی استفاده کرد. درواقع برای کشوری با 80 میلیون جمعیت باید جریان بزرگی به راه بیفتد تا بتوان کاستی های موجود را جبران کرد.

متاسفانه مشکلی که در این خصوص وجود دارد این است که همه فکر می کنند اینگونه حوادث برای دیگران اتفاق می افتد نه برای آنها و نزدیکان شان. تا اینکه با حادثه ای روبه رو می شوند و آنجاست که خود را برای نداشتن اطلاعات کافی در این زمینه سرزنش می کنند.»

دکتر جمال ادهمی استاد دانشگاه و جامعه شناس نیز در این باره به «ایران» می گوید: «مساله کمک به همنوع و همیاری در همه شرایط و حوزه های زندگی اجتماعی همواره جزو دغدغه های بشر بوده و یکی از مولفه ها و مختصات سرمایه اجتماعی و دگردوستی محسوب می شود. این کنش در همه اوضاع و احوال بشر معطوف به ارزش تلقی می شود اما اگر چنین کنشی مبتنی بر آمادگی و دانش و معلومات لازم نباشد ممکن است به پیامدهای ناخواسته منفی آشکار و پنهان زیادی منجر شود. بنابراین کنشگران برای هر کنش نیازمند مهارت هایی هستند تا آسیب ها و اختلالات جدی در روابط اجتماعی روزمره پیش نیاید. در جوامع شهری این مساله بیشتر موضوعیت پیدا می کند.»

وی با بیان اینکه اگر کسی مهارت کمک کردن را بخوبی آموخته باشد مشغول تماشا یا فیلم گرفتن نمی شود، می گوید: «می توان گفت ضعف آموزش کمک های اولیه، ضعف اخلاق نوع دوستی و همیاری، ضعف اخلاق مسئولیت، ضعف مسئولیت نهادی و ضعف نظارت و پاسخگویی اجتماعی می تواند علت ضعف امدادرسانی درست و حرفه ای و بموقع باشد و عواقب یک حادثه را عمیق تر کند.»

دکتر مسعود غفاری روانشناس، در گفت و گو با «ایران» با اشاره به تازه ترین اخبار رسانه ها مبنی بر کشته شدن روزانه 60 نفر در تصادفات جاده ای می گوید: «اگرچه این خبر غم انگیزی است اما باید توجه داشته باشیم که یکی از دلایل این حوادث تلخ خود مردم هستند که رانندگی درست را یاد نگرفته اند.» این یک سوی ماجراست و سویه دیگر آن هم برمی گردد به آموزش پس از حادثه که می توان هردو را به عنوان مهارت آموزی یکجا جمع کرد: «متاسفانه همواره نظام آموزشی شوخی گرفته شده؛ قدیم دبیرستان ها دوره های مختلف خیاطی، باغبانی، آشپزی و حتی کمک های اولیه را به دانش آموزان آموزش می دادند اما همان موقع هم این آموزش ها به شوخی گرفته می شد و معلم های این آموزش ها هم راحت نمره قبولی می دادند. افراد جامعه باید به گونه ای تربیت شوند که بتوانند در هرشرایطی کار مفیدی انجام دهند. این طبیعی است که ممکن است در شرایطی قرار بگیریم که فردی نیاز به کمک ما داشته باشد. خب چنانچه آموزش ببینیم می توانیم از مشکلات بعدی یا حتی مرگ آنها پیشگیری کنیم.»

 اما چگونگی نهادینه کردن این مهارت خاص و حیاتی، به عنوان یک فرهنگ عمومی موضوعی است که همواره ذهن تصمیم گیرندگان و مسئولان را به خود مشغول کرده است. دکتر پژمان آقازاده معاون آموزش سازمان اورژانس کشور در گفت و گو با «ایران» از اینکه جامعه از حداقل های اطلاعات پزشکی برخوردار نیست ابراز تاسف می کند: «داشتن اطلاعات در این زمینه چیزی نیست که یک شبه به دست بیاید. ما نیاز به فرهنگ سازی داریم که این هم به نوبه خود مستلزم سرمایه گذاری بلند مدت است. می توان به دو روش این آموزش ها را انجام داد؛ یکی اینکه قانونی تدوین شود که طبق آن متقاضیان دریافت گواهینامه راهنمایی و رانندگی موظف به گذراندن دوره کوتاه مدت کمک های اولیه و فوریت های پزشکی شوند. چرا که آمارها نشان می دهد بیشترین مصدومان و مرگ و میرها مربوط به حوادث رانندگی است و روش دوم نیز آموزش از دوره مهد کودک و سنین پایین.»

به گفته وی کشورهایی که آمار تصادفات و مرگ و میر آنها پایین است، آموزش های لازم را از 4 سالگی و در مهدهای کودک آغاز می کنند. وی تاکید می کند: «اینکه یک نکته پزشکی یا یک کمک اولیه تا چه میزان می تواند مهم و منشا اثر باشد، هنوز برای متولیان این امر جدی و پررنگ نیست. بنابراین اصلاحی هم صورت نمی گیرد چون خود مدیران درگیر با این مسائل جدیت و ضرورت قضیه را درک نکرده اند.»

آیا ما به عنوان یک انسان مسئول نجات جان همنوع خود هستیم یا نه؟ اگر پاسخ این پرسش چندان سخت نیست، آموزش مهارت کمک های اولیه هم نباید چندان سخت باشد.