آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۴
هنر و ادبیات
۸
فیلم

نگاهی به فیلم «جوکر» به کارگردانی تاد فیلیپس

آن پله های مسخ کننده

سروناز آقازمانی

فیلم «جوکر» به کارگردانی تاد فلیپس و نقش آفرینی واکین فینیکس و رابرت دنیرو از زمان اکرانش در جشنواره فیلم ونیز محور بحث های گوناگون بوده است. در این فیلم در واقع، با مسخی کافکایی مواجهیم. دکوپاژهای حرفه ای، دوربین متحرک و پرسه زن و کنش های غافلگیرانه «جوکر» نشان از حضور کارگردانی هوشمند و جسور پشت دوربین می دهد. این فیلم قدمی رو به جلو در کارنامه هنری تاد فیلیپس محسوب می شود. آرتور فلک (جوکر) به همراه مادرش در یکی از محله های فرودست شهر گاتهام زندگی می کند. او به عنوان دلقکی ساده لوح در شهر ظاهر می شود و آرزو دارد که مردم را بخنداند ولی تمام انسان های اطرافش با او چون یک موجود بی عرضه و نادان رفتار می کنند حتی مادرش. البته آرتور با یک بیماری عجیب نیز مواجه است چون خنده های ناهنجاری دارد و همین امر دوری او را از جامعه سبب شده است. آرتور فلک آن قدر مورد آزار و اذیت «دیگران» قرار می گیرد و آن چنان ضربه های روحی به او وارد می شود که مانند دینامیتی در شرف انفجار است. از قضا موری فرانکلین، مجری برنامه تاک شو که شخصیت محبوب آرتور هم هست، او را در برنامه ای زنده دست می اندازد. همین جاست که شخصیت روانی و اجتماعی آرتور از هم می پاشد و او تبدیل به قاتلی سریالی و انتقام جو می شود. دوگانه «آرتور فلک/جوکر» به مثابه فرودستی ساده لوح و «موری فرانکلین» به عنوان نماینده رسانه های جهان سرمایه داری، محور کلیدی فیلم است. در واقع، تمام شخصیت های دیگر از جمله مشاور، مجری تلویزیون، پلیس، کارفرما و... نماینده جامعه نمایش یا جامعه بازار هستند. فیلم درباره «سقوط» است همان طور که تاد فیلیپس هم عنوان کرده که از فیلم های مارتین اسکورسیزی چون «راننده تاکسی»، «سلطان کمدی» و «گاو خشمگین» الهام گرفته است و تمام این آثار درباره سقوط هستند.

این فیلم خبر از تغییر در «زیبایی شناسی هالیوود» هم می دهد، زیرا با «درجه نمایشی آر» توانسته به فروش میلیاردی برسد. اما داستان آن پله های درون فیلم چیست؟ چون انبوهی از مردم به آن پله ها سر می زنند و با آن عکس می گیرند. آنان صورت خودشان را شبیه به جوکر گریم می کنند و به محله برانکس نیویورک می روند و روی آن پله های مسخ کننده می ایستند و عکس می گیرند چون آن پله ها نماد تغییر هستند. جوکر روی آن پله ها می رقصد و تغییر خود را جشن می گیرد. اسلاوی ژیژک اشاره می کند: «گمان می کنم آنچه اهمیت دارد این است که چهره جوکر در انتها، هنگامی که به واسطه نقابش هویت پیدا می کند، نمادی از نهیلیسم شدید، خشونت خودویرانگر و قهقهه های دیوانه وار به درماندگی دیگران است؛ هیچ پروژه سیاسی مثبتی در کار نیست.» این پله ها برای من مانند همان پله هایی است که راکی (سیلوستر استالونه) از آن بالا رفت تا قهرمان جهان را بزند ولی جوکر از این پله ها پایین می رود و وارد دنیای «ناخودآگاه» می شود.