آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۹۷۰۶
بین الملل
۹
ترجمه و تحلیل

ضعف ساختاری INSTEX

گروه بین الملل: مقامات اروپایی همچنان در سخنان و مواضع خود، از ساختار مالی اروپا، موسوم به INSTEX، به مثابه یک دستاورد اقتصادی و سیاسی بزرگ برای زنده نگاه داشتن برجام یاد می کنند .تاکتیک مقامات اروپایی در بزک کردن و بزرگنمایی INSTEX در حالی رخ می دهد که این ساختار قطره چکانی، مبهم و حداقلی عملا خاصیتی برای   ایستادگی در برابر تحریم های یک جانبه آمریکا و فراتر از آن، تامین منافع حداقلی جمهوری اسلامی ایران در برجام را ندارد.

این دقیقا همان موضوعی است که در گزارش اخیر نیویورک تایمز در خصوص INSTEX نیز مدنظر قرار گرفته است. روزنامه نیویورک تایمز در مطلبی نوشت: قرار بود یک ابزار مالی جدید (INSTEX)، استقلال راهبردی اتحادیه اروپا از ایالات متحده را به ارمغان آورد، اما این پروژه نافرجام نشان داد که این هدف چقدر دست نیافتنی است. INSTEX که در سال 2019 تاسیس شد تا مبادلات تجاری بین ایران و اتحادیه اروپا را تسهیل کند، به نماد تلاش های بیهوده اروپا برای استقلال راهبردی از ایالات متحده تبدیل شد.

برای امضاکنندگان اروپایی برجام، خروج ایالات متحده از این توافق یک مسئله مهم راهبردی است. از زمان خروج آمریکا، ایران فعالیت هسته ای اش را افزایش داده و اروپا هم در برآوردن تعهدش نسبت به ایران با چالش هایی مواجه است.در تحریم های ثانویه ایالات متحده پس از خروجش از برجام، فقط قدرت تجاری این کشور مطرح نیست. در اینجا از قدرت دلار آمریکا در کنترل سیستم مالی جهانی نمی توان چشم پوشی کرد، بنابراین دستیابی به ظرفیت مالی مستقل می تواند اتحادیه اروپا را به INSTEX نزدیک کند.

INSTEX بخشی از یک سیستم تهاتری است که تحت آن لازم نیست پول از یک خط نامرئی بین ایران و اتحادیه اروپا عبور کند. INSTEX  و همتایان ایرانی اش ارزش حمل و نقل از اروپا به ایران و برعکس را در یک سر خط ثبت می کنند و مقدار بودجه مناسبی را برای صادرکنندگان و وارد کنندگان در سر دیگر خط در نظر می گیرند. این فرایند بر روی کاغد آسان و تحقق آن در دنیای واقعی بسیار مشکل است.

واقعیت امر این است که ظرفیت INSTEX بسیار محدود است. 80 درصد اقتصاد اروپا در دست بخش خصوصی است و 20 درصد آن در بخش دولتی است. بنابراین از 100 درصد اقتصاد اروپا تنها یک درصد از توان اقتصادی اروپا در مجرای INSTEX تعریف می شود.

بعد از اینکه دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا رسما از توافق هسته ای با ایران عقب نشینی کرده و خارج شد. اتحادیه اروپا به خصوص تروئیکای اروپایی یعنی سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه، بعدها  با بیانیه ای در بروکسل، موارد یازده گانه را اعلام و تعهد دادند به آن عمل کرده و نیاز های ایران مانند تراکنش های مالی که مطابق برجام پیش بینی شده بود یا موضوعات بیمه، صادرات و واردات را برطرف کنند.

اتحادیه اروپا بعد از آن وقت کشی هدفمند را در دستور کار خود قرار داد. در حالی که یک سال و نیم از خروج آمریکا از برجام می گذرد اروپا عملا ساختار های حداقلی، مبهم و قطره چکانی INSTEX را هم عملیاتی نکرده و این موضوع نشان دهنده ناتوانی صرف اروپا نیست،  بلکه انعکاسی از بدعهدی های اتحادیه اروپا بوده و می توان گفت که این عدم تعهد هدفمند و برخاسته از مناسبات پنهانی است که بین تروئیکای اروپایی و ایالات متحده آمریکا وجود دارد.این هم پوشانی، اخیرا با فعال سازی مکانیسم ماشه علیه کشورمان(از سوی تروئیکای اروپایی) به نقطه اوج خود رسیده است.