آرشیو دو‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۸
سیاست
۶

آینه

دنیای اقتصاد: مالیات بر ظاهر

داوود سوری:.. این روزها که موعد طرح بودجه سال آتی در مجلس و تصویب آن است، پیشنهادهایی درباره اخذ مالیات مطرح می شود که به نظر می رسد بیش از آنکه حاصل یک چارچوب فکری رشدمحور باشد، حاصل گردش چشم و دیدن مظاهر ثروت است و بیش از آنکه دغدغه مالیه ای پایدار برای سیاست گذار داشته باشد، تنها تامین مالی مخارج دولت در سال آتی را در نظر دارند و توجهی به اثرات ماندگار این سیاست های «باری به هر جهت» بر تغییر رفتار عامل های اقتصادی ندارند. دوستی از مالیات بر دهک نام می برد و با ضرب و جمع چند عدد، درآمدی نجومی برای دولت متصور می شود. اما از خود نمی پرسد اصلا چرا دهک باید مبنای اخذ مالیات باشد؟ از این هم بگذریم آیا اصلا دهک که مفهومی نظری است، جنبه کاربردی دارد؟ چه فرقی است بین دو نفر که از سطح درآمد و ثروت یکسانی برخوردارند، اما یکی ظاهر را حفظ نمی کند و خودرو و مسکن لوکس استفاده می کند و دیگری با حفظ ظاهر از درآمد خود در خفا یا خارج از کشور منتفع می شود که اولی باید مالیات بپردازد و دومی نه؟ نتیجه این مالیات به خفا بردن و خروج سرمایه و ظاهر سازی نخواهد بود؟

جوان

به تازگی ویدئو کوتاهی از سخنرانی امام خمینی(ره) در فضای مجازی منتشر شده است که جان کلام و سنگ بنای این گزارش است. امام (ره) در این سخنرانی می فرماید: «یه کسی که پنجاه سال مغزش را آنها تربیت کردند. این هر چی هم که ضربه از غرب به این مملکتش می خورد، باز هم از آنها تعریف می کند!. ما خودمان می خواهیم خودمان را اداره کنیم. کشور باید تصفیه بشود از این مغز های پوسیده ای که عاشق آمریکا هستند و عاشق غرب هستند». هم زمان با اعلام تحریم عده ای از سینماگران گزارشی را منتشر کردیم که جشنواره فجر فرصتی برای سینماگران خواهد بود تا عملیات سیاسی خود را برای فراهم کردن خوراک خبری بی بی سی، ایران (سعودی) اینترنشنال، من و تو و سایرین، گسترش دهند تا از یک سیاست بازی عجیب و غریب مسیر جشنواره های فرنگی هموار و اخذ پاسپورت های اروپایی و آمریکایی آسان تر شود و دبیر جشنواره قطعا از طریق توییترش نمی تواند این فضاسازی به شدت ساختگی را اداره کند.

اعتماد: سرنوشت محتوم

عباس عبدی:... نظرسنجی هایی که در سال جاری انجام شد نشان می دهد به طور متوسط در تهران فقط حدود 11 درصد مردم خود را اصولگرا می دانند و 14 درصد هم اصلاح طلب، 75 درصد بقیه خارج از این طبقه بندی خود را معرفی کرده اند. شاید بگویید آنان حتما طرفدارانی هستند که خود را خارج از این دسته بندی می دانند. ولی این طور نیست، زیرا 49 درصد کسانی که خود را اصولگرا معرفی کرده اند، اظهار داشته اند به طور قطع در انتخابات شرکت می کنند، در حالی که این نسبت ها برای اصلاح طلبان 23 درصد و برای کسانی که خود را مبرا از انتساب به این دو جناح دانسته اند فقط 15 درصد است. بنابراین واضح است که اغلب قریب به اتفاق آنان دورتر از اصلاح طلبان و اصولگرایان به ساختار هستند... نامزدهای موجود در بهترین حالت فقط می توانند 15 درصد این مردم را نمایندگی کنند. توجه کنیم که تعداد رای دهندگان ملاک اعتبار نیست. همچنان که در انتخابات سال 1396 نیز بیش از 40 میلیون نفر رای دادند، ولی این امر بدان معنا نیست که نامزدهای موجود، لزوما نامزد مطلوب آنان بودند. آنان به عللی که امیدوار بودند تا با ترجیح یکی از دو نامزد موجود بر دیگری گشایشی در کارشان ایجاد شود. ادامه این روند حذفی موجب می شود بخش اعظم مردم که فاقد نمایندگی مطلوب در مجلس هستند، با ساختار رسمی احساس بیگانگی کنند و کم کم حس تعلق آنان به کلیت نظام و حتی کشور کم شود.