آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۵۵۹۸
زندگی: ایران
۱۶

گزارشی از وضعیت مردم روستای حمدان سلجه شهرستان حمیدیه که خانه هایشان بعد از سیل کاملا تخریب شد

کانکس نشینی 10 ماهه

مینا مولایی

اهالی روستای حمدان سلجه، حالا یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را داخل کانکس گذرانده اند. از اردیبهشت که اتاقک های فلزی جای چهاردیواری های آجری خانه هایشان را گرفت؛ همان چهاردیواری هایی که مقابل سیل خروشان فروردین ماه دوام نیاوردند و مهر تخریب صددرصدی بر پرونده خانه های این روستا زدند، تا همین حالا که صفحات تقویم یکی یکی ورق خورده اند و یازدهمین ماه سال هم رو به پایان است، هنوز مردم کانکس نشینند و همین موضوع شده بهانه گلایه 41 خانواری که در این روستا زندگی می کنند. آنقدر که بگویند سیل اینجا در این روستا تمام نشده، که سیل فروردین در تمام این ماه ها کش آمده و رسیده به همین امروز که ما پای حرف چند نفر از اهالی می نشینیم و از آنها درباره وضعیت امروزشان می پرسیم. اینجا در روستای حمدان سلجه اما مردم یک چیز می گویند، مسوولان یک چیز دیگر. مردم به یکسری شواهد اشاره می کنند و مسوولان دست روی شواهدی دیگر می گذارند. ما قاضی نیستیم، خبرنگاریم، حرف هر دو گروه را روایت می کنیم با این امید که نتیجه این نقل قول ها، اتمام کار ساخت و ساز خانه هایی باشد که خرداد ماه امسال بنیاد مسکن وعده داده بود تا سه چهار ماه دیگر بر اساس آخرین استانداردهای ایمنی ساخته می شود! وعده ای که به هردلیل، چه آنطور که مردم می گویند کم کاری مقام های مسوول و دست اندر کار و چه آن طور که مسوولان می گویند، فقدان مشارکت های مردمی، هنوز به سرانجام نرسیده و اینجا در روستای حمدان سلجه شهرستان حمیدیه روستاییان هنوز کانکس نشینند!

فروردین ماه وقتی سیل، خشمگین و خروشان راهش را گرفت و استان به استان در کشورمان جلو رفت، به خوزستان هم رسید. همان موقع بود که خیلی ها برای اولین بار اسم حمدان سلجه را شنیدند؛ روستای کوچکی که در دل دهستان کرخه در بخش مرکزی شهرستان حمیدیه قرار گرفته و با توجه به آبگرفتگی زیاد و پایین بودن سطح روستا، شواهد از تخریب همه خانه هایش خبر می دادند و این که مجدد همه منازل این روستا باید از نو احداث شود. حمدان سلجه را از همان زمان رسانه ها خوب می شناسند و بارها و بارها پای عکاسان و خبرنگاران به این روستا باز شد و در این چندماه گذشته هر بار تصاویر و اخباری از این روستا مخابره شد با یک مضمون مشترک: «مردم اینجا هنوز کانکس نشینند!» 

کانکس نشینی با یک نوزاد

ما روایت این کانکس نشینی را در یازدهمین ماه سال از زبان چند نفر از اهالی حمدان سلجه می شنویم. فاطمه عیدی، یکی از زنان همین روستاست، مادر شیدای ده ماهه؛ دختری که درست در گیرودار سیل به دنیا آمد و حالا همه او را به یک نشانه می شناسند؛ شیدا دختر سیل است. او از وقتی به دنیا آمده در کانکس زندگی می کند و هنوز خبری از تکمیل خانه ای که وعده داده شده بود برایش نیست. فاطمه خانم به ما می گوید: «ماه رمضان بود که به ما کانکس دادند و گفتند زود کار خانه هایتان تمام می شود، اما هنوز ما داخل کانکس هایی زندگی می کنیم که سرویس بهداشتی و حمامشان مشترک است. الان خانه هایی که ساخته شده هنوز نه کاشی دارند، نه سفیدکاری شدند، نه برق دارند، نه آب. فقط اسکلت خالی هستند. می گویند یک ماه دیگر فعلا 20 تا خانه آماده می شود، ولی خانه ما جزو اینها نیست.»

فاطمه با نوزادش تجربه زندگی در کانکس را از گرم ترین روزهای سال داشته تا سردترین روزهایش: «تابستان ها داخل کانکس مثل بخاری بود الان هم که زمستان است، شب ها یخ یخ است. بخاری برقی به ما داده اند که برق داخل کانکس جوابش را نمی دهد، وقتی بخاری را روشن می کنیم کنتور می پرد و برق می رود. به سختی روزگار می گذرانیم.» همسر فاطمه، کشاورز بوده و از وقتی سیل آمده کار و درآمدش را از دست داده. چرایش را که می پرسیم می گوید: «چون زمین ها دیگر برای کشت گندم مناسب نیست... منتظریم وامی که قول داده بودند برای خسارت زمین های کشاورزی به کشاورزان می دهند به ما بدهند که آن را هم هنوز نداده اند.»

حرف وام که می شود داغ دل او تازه می شود و می گوید: «هیچ وامی بعد از سیل به ما ندادند، خودشان با وام بنیاد مسکن خانه سازی را شروع کردند.»

خانه هایی که تکمیل نشده

سجاد و ماجد برادرند؛ اهل و ساکن روستای حمدان سلجه؛ سجاد به ما می گوید بیشتر از هشت ماه است با خانواده پنج نفره اش داخل کانکس زندگی می کند و هنوز معلوم نیست این ماجرا چه وقت تمام می شود: «الان خانه ما نه سفیدکاری شده، نه برق دارد، نه شیشه دارد و نه کاشی. می گویند اعتبار تمام شده و پولی هم به حسابمان نریختند. اصلا به ما وامی بعد از سیل نداده اند.»

ادامه گلایه های او را از زبان برادرش ماجد می نویسیم:«از برج 3 آمدند و رفتند و گفتند دوماهه خانه ها کامل می شود، الان هم می آیند و می روند، می گویند برق از جیب خودتان، شیشه از جیب خودتان، سفید کاری از جیب خودتان. اینجا مردم بیکار هستند، جیب شان خالی است و چیزی ندارند، از کجا بیاورند؟ پیمانکار هم که بدون پول کار نمی کند. خانه ما قبل از تخریب  160 متر بود. قرار شد برای همه 80 متری بسازند ما به همان هم راضی هستیم، اما همین را هم کامل نمی کنند تحویل بدهند.»

به نام ما، به کام  چه کسی؟

برای تکمیل گزارش ما پای صحبت یک نفر دیگر از اهالی هم می نشینیم. از افشای نامش می ترسد و قول می دهیم اسمش را ننویسیم و او می گوید: «می دانید جریان اینجا چیست؟ اینها ما را سر جاده گذاشته اند تا با ما گدایی کنند. خیرها می آیند وضعیت مردم را می بینند کمک می کنند، اما این کمک به روستا نمی آید. ما چه گناهی کرده ایم؟ چرا به فکر ما نیستند؟ کدام مسوولی ده ماه می تواند در کانکس زندگی کند؟! یک وام معیشتی برای ما ریختند که به آن دست زدیم شاکی شدند چرا به وام معیشتی دست زدید؟ مگر وام نبود؟ نباید دست می زدیم؟! روستای ما 41 خانوار است، 200 نفر جمعیت دارد و هنوز همه بلاتکلیفند.»

حرف های او را یک فعال فرهنگی در شهرستان حمیدیه هم تایید می کند. او هم البته به دلایلی تمایلی به اظهار نامش ندارد و با این حال می گوید: «حرف ما این است که چرا مردم بعد از ده ماه هنوز در کانکس زندگی می کنند؟! بعد از سیل به مردم یک مبالغی تعلق گرفت که یک بخشی وام بود و یک بخشی هم بلاعوض. اما اینها آمدند این وام ها و مبالغ تعلق گرفته را بلوکه کردند. مردم نتوانستند برداشت کنند و با استفاده از این مبالغ قرار شد برایشان خانه بسازند. اما این خانه ها هنوز تکمیل نشده و می گویند بودجه ای برای ادامه کار نیست!»

هیچ وامی بلوکه نشد!

عدنان الوان پور، بخشدار مرکزی شهرستان حمیدیه جزو مسوولانی است که در جریان سیل و ساخت و سازهای بعد از آن بارها مورد خطاب خبرنگارها قرار گرفته. مسوولی که به ما از تبعات سیل در روستای حمدان سلجه می گوید و این که بعد از سیل قرار شد برای 41 خانوار در این روستا خانه ساخته شود؛ خانه هایی که تا تکمیل نهایی فقط چند قدم فاصله دارند و الوان پور درباره دلایل این اتفاق می گوید: «روستای حمدان سلجه به خاطر موقعیت جغرافیایی اش تخریب زیادی داشت، چراکه خانه های روستا در گودی قرار داشتند و بعد از سیل تا مدت ها حدود یک و نیم تا دومتر آب گرفتگی در روستا وجود داشت و اواخر برج سه بود که آب این روستا کامل تخلیه شد. آن موقع مسوولان محلی تمایل داشتند خانه های جدید در محلی خارج از مکان فعلی روستا ساخته شود، اما دوستان منابع طبیعی درباره محل جدید نظر مثبتی نداشتند و می گفتند که مناسب ساخت و ساز نیست. در نهایت تصمیم به ساخت و ساز در همان محل قدیم گرفته شد، البته با رعایت یک سری استانداردها».

اولین قدم برای رعایت استانداردهای خانه سازی در این روستا به گفته بخشدار مرکزی حمیدیه، بالابردن سطح خانه ها بود. برای مقابله با تخریب سیل های احتمالی آینده. موضوعی که وقتی در کنار بقیه مسائل قرار گرفت مثل فقدان طرح هادی در روستا، شروع ساخت و ساز را به دومین ماه تابستان کشاند.

مشارکت ضعیف اهالی

الوان پور اما در ادامه برای ما از روالی می گوید که با حرف های گفته شده برخی از روستاییان متفاوت است. او می گوید: «یکی از دلایل طولانی شدن کار این بود که تشکیل پرونده و کارهای اداری باید توسط خود اهالی انجام می شد و چون وام های بلاعوض و تمام پول هایی که از سمت دولت واریز می شد در اختیار خود این افراد و در حساب خودشان قرار می گرفت و بعد از آن قرارداد ساخت و ساز با پیمانکار بسته می شد. در ادامه ماجرا اهالی در قبال پیشرفت فیزیکی ساختمان از وام یا کمک هایی که به حساب شان واریز شده بود از سوی دولت، به پیمانکار پول می دادند».

او ماجرای بلوکه شدن وام را تکذیب می کند و می گوید پرینت همه واریز ها موجود است و ریالی به حساب هیچ احدالناسی به جز سیل زده ها واریز نشده. همین جاست که این مقام مسوول، روی عدم مشارکت خود سیل زده ها در تکمیل خانه هایشان دست می گذارد و می گوید: تا همکاری خود اینها نباشد خانه ها تکمیل نمی شود. الان 98 درصد منازل روستا تا مرحله ایزوگام هم رفته، در و پنجره هم نصب شده و سعی مان بر این است که طبق قول و قرارها تا قبل از پایان سال این خانه ها تکمیل و تحویل داده شود.

مردم مشارکت کنند کار تمام می شود

گفت وگوی ما با الوان پور اما به همین جا ختم نمی شود و به فاصله دو ساعت بعد، او در یک تماس تلفنی به ما از بازدید حضوری اش از روستای حمدان سلجه و خانه های درحال احداثش خبر می دهد و این که مصاحبه ما باعث شده او به روستا برود و از نزدیک وضعیت خانه ها را ببیند. الوان پور می گوید: «اصل کار، اسکلت و فونداسیون بنا، ایزوگام، در و پنجره ها، سفیدکاری و کاشی کاری و... بوده که انجام شده و الان یک سری کارهای جزئی مانده که اگر خود مردم انجام بدهند زودتر می توانند بروند داخل خانه هایشان بنشینند.»

او تاکید می کند کارهایی که الان روی زمین مانده، خارج از بحث تعهد پیمانکار و بنیاد مسکن بوده و برعهده خود اهالی است که مشارکت کنند. او همان جا، تماس را به نماینده بنیاد مسکن هم منتقل می کند و طاهر معماریان، مدیر طرح روستای حمدان سلجه به ما می گوید: «ما در این روستا 41واحد مسکونی احداثی داشتیم که همه به مرحله سقف و دیوارچینی در و پنجره رسیده اند و الان مشارکت خود روستاییان را می طلبیم که سریع تر بقیه پول های واریزی را آزاد کنند و کار را تکمیل شود. ما تا همین جا هم در و پنجره گذاشتیم، سفیدکاری کردیم و اینها اصلا در تعهد ما بود.

معماریان البته روایت متفاوت تری از نحوه پرداخت وام به سیل زده های این روستا دارد. او می گوید: «پولی که مصوب شده بود قطعا به حساب خود این اهالی ریخته می شود ولی طی پیشرفت فیزیکی خانه ها، ما این پول را پرداخت می کنیم. یعنی پول را پیش پیش برایشان نمی ریزیم، به صورت هدفمند می ریزیم تا خانه هایشان ساخته شود. مثلا در مرحله پی ریزی یک آیتم واریزی داشتیم، در مرحله فونداسیون یک واریزی دیگر... برای دیوارچینی و سقف هم همین طور. پول ها مرحله به مرحله داده شده تا آنها به پیمانکار بدهند و کار جلو برود و ما اینجا به عنوان حکم مدیریت کردیم که این پول را درست خرج کنند و پیمانکار هم کارش را درست انجام بدهد.»