آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۷۲۷۸
فرهنگی
۱۹
حرف روز

درباره اصلی ترین نقش های فرعی سی وهشتمین جشنواره فیلم فجر

فرصتی برای دیده شدن

احسان طهماسبی

یکی از روش های استرلیزه کردن فاصله گذاری در سینما که «برشت» مطرح کرد، برقراری ارتباط لازم بین اجزای نقش است تا بتواند روان و احساس بیننده را با فیلم درگیر کند. در این روش، بازیگر باید نقش را مشابه یک بیانیه ایدئولوژیک مطرح کند تا بیننده بتواند با او همراه شود. طبیعتا لازمه رسیدن به این مهم، به کم و زیادی نقش و زمان حضور در فیلم، وابستگی مستقیمی ندارد. یکی از نکات مهم برای پذیرش پیشنهادات توسط غالب بازیگران در سینمای جهان، میزان اهمیت آن نقش و تاثیرگذاری آن در طول داستان فیلم و همچنین به یادماندنی کردن آن نقش خاص است، نه زمان حضور در فیلم. در این یادداشت، به بررسی چند نقش فرعی و مکمل مهم در فیلم های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر خواهیم پرداخت.

یدالله شادمانی - سه کام حبس

حضور کوتاه لوله کش کهنه کار فیلم سه کام حبس که کارش را همانند پزشکی می داند و مجتبی (محسن تنابنده) به شوخی او را دکتر صدا می کند، هم در تلطیف سکانس های ابتدایی فیلم موثر است هم مختصر معرفی از جهان فکری شخص مذکور ارائه می دهد. جهانی که به نوعی راه به تفکر هندوئیسم و مهم شمردن امری که از سمت شخص اتفاق می افتد دارد و در آن، نحوه انجام صحیح کار، مهم است نه کیفیت و سطح اجتماعی آن. یدالله شادمانی که برای اولین بار در سال نودویک و با فیلم خسته نباشید (افشین هاشمی و محسن قرایی) در سینما حضور یافت، با لهجه شیرین کرمانی خود بارها در فیلم هایی همچون شیار143 به نقش آفرینی پرداخته است.

آوین پوررئوفی- قصیده گاو سفید

بیتای دومین فیلم بهتاش صناعی ها که نامش را به یاد بیتای هژیر داریوش، انتخاب کرده اند با بازی کودک خوش آتیه، آوین پوررئوفی، یکی از نقش ها و بازی های فرعی اما جذاب این جشنواره است. کودکی که قدرت تکلم ندارد و با مینا، مادر ماتم زده اش (مریم مقدمی)، زندگی می کند و با زبان بی زبانی گاهی از حضور در مدرسه امتناع می کند و گاهی با حضور رضا اسفندیاری (با بازی علیرضا ثانی فر که خودش را جای دوست پدرش جا زده) معذب می شود و حس همدردی مخاطب را برمی انگیزد.

پانته آ بهرام - شنای پروانه

حضور پانته آ بهرام در شنای پروانه، همانند حضور فرشته صدر عرفایی در نقش غمناز در فیلم شبی که ماه کامل شد (نرگس آبیار)، جز آن دسته نقش آفرینی هایی است که به دلیل گریم سنگین و البته عجیب، نام بازیگر برای تماشاگر در لحظات اول به سختی، ممکن می شود. بهرام در این فیلم با بازی در نقش زنی که برای هم رنگ شدن با جماعت قمارباز و عیاش، موهایش را تراشیده، در برخورد با حجت (جواد عزتی) در عین گردن کشی و تندخویی، یک باره نرم می شود و با خواهش و توضیح، سعی در آرام کردن حجت که به دنبال مسبب حادثه ای که برای برادرش هاشم (امیر آقایی) رخ داده دارد.

علی شادمان - شنای پروانه و مردن در آب مطهر

نوچه هاشم در فیلم شنای پروانه که از مظنونین ماجرای پیش آمده برای پروانه (طناز طباطبایی) است و سهراب فیلم مردن در آب مطهر که به عنوان دوست حامد (متین حیدری نیا) به استقبال او در ایران آمده و با خواهرش ستاره (ندا جبرائیلی) زندگی می کند، دو نقش آفرینی تماشایی از علی شادمان در جشنواره فیلم فجر امسال، محسوب می شود. دو نقش کاملا متفاوت و در عین حال تماشایی از بازیگری که در سن 10 سالگی، بازیگری در سینما را با فیلم میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور) آغاز کرد و در فجر امسال، علاوه بر این دو فیلم در شین (فیلمی که در لیست رزروهای جشنواره بود) نیز بازی کرد.

مجتبی پیرزاده- تومان

داوود (میرسعید مولویان) جوانی که سودای یک شبه ثروتمند شدن را دارد با همکاری عزیز (مجتبی پیرزاده) موفق می شوند با قمار روی بازهای ورزشی، در مدت کوتاهی، ثروت هنگفتی را به دست آورند و زندگی خود را تغییر دهند. پیرزاده که کار خود را با تئاتر آغاز کرد، برای اولین بار با فیلم فروشنده (اصغر فرهادی) وارد سینما شد و در این فیلم با نقش آفرینی دقیق و پرجزئیات، در انسجام اپیزودهای فیلم آخر مرتضی فرشباف، موثر بود و با بازی خود، تا اندازه ای، در رفع چالش ذهنی به وجود آمده در اتمسفر فیلم بر تماشاگر، موفق عمل کرد.

مهدی قربانی - روز صفر

پسرک پاکستانی فریب خورده گروهک شبه نظامی جندالله، سورج، که در زمان بستن جلیقه انتحاری، مصمم و با اراده است و در مواجه با عبدالمالک ریگی (ساعد سهیلی) مشعوف و ذوق زده اما در زمان اقدام برای انجام عملیات در تهران، مستاصل و پریشان. مهدی قربانی، در یکی از بهترین سکانس هایش در روز صفر و در تراولینگ رو به عقب دوربین در فروشگاه، به قدری در نقش خود فرورفته که میزان ترس و اضطراب عمیقی که در چهره دارد، به مخاطب به بهترین شکل انتقال می یابد.

ارشیا نیک بین - ابر بارانش گرفته

آریا، نوجوان شوخ و شنگ فیلم که برای مدتی با پدربزرگ در آستانه مرگش در شمال زندگی می کرده، مقدمه ایجاد تحولی در سارا (نازنین احمدی) را فراهم می کند که در ادامه، منجر به تغییر دیدگاه عمیق در جهان بینی او می شود. ارشیا نیک بین، در اولین حضورش در فیلم مجید برزگر، نقش آفرینی جذابی داشته و توانسته به ایجاد فضایی مفرح در فیلم مغموم برزگر، کمک شایانی کند.

سعید پورصمیمی - دوزیست

کارنامه پربار پورصمیمی از ناخدا خورشید (ناصر تقوایی) تا دوزیست (برزو نیک نژاد) پر از نقش های تاثیرگذار و خاطره انگیز است. او تا به امروز هفت مرتبه نامزد دریافت جوایز بازیگری جشنواره فیلم فجر بوده و سه بار برنده لوح زرین یا سیمرغ بلورین در این جشنواره شده است. او در دوزیست و در نقش ابراهیم، بازی قابل توجهی را ارائه داده و توانسته ضمن نمایش دغدغه ها و دلواپسی های پدرانه، ابراهیم را خوش گذران و مغرور نشان دهد و پیرمردی را که با حماقت هایش، پسرش عطا (جواد عزتی) را به دردسر انداخته را به تصویر بکشد.

نوید پورفرج - مغز استخوان

امیر بداغی که برادرش مجید (جواد عزتی) را بی گناه در حبس دیده، تمام تلاشش را می کند تا بی گناهی برادر را ثابت کند. او از میانه فیلم، بازی خود را در مغز استخوان آغاز می کند و با وجود اینکه جنس بازی اش در این فیلم، شباهت هایی با امیر در مغزهای کوچک زنگ زده (هومن سیدی) دارد اما توانسته با اضافه کردن ظرایفی به این شخصیت، نقش آفرینی خوبی در سومین فیلم حمیدرضا قربانی داشته باشد.

مانی حقیقی - کشتارگاه

مانی حقیقی که در سینمای ایران، فیلم های زیادی را نویسندگی، کارگردانی، تهیه کنندگی و بازیگری کرده، در فیلم عباس امینی، در نقش شهرام متولی، کارخانه دار و دلال ارز، نقش آفرینی کرده و در کنار امیرحسین فتحی تلاش کرده روایت دلالان ارز و قاچاقچیان دلار را به تصویر بکشد.

جواد عزتی - آتابای و مغز استخوان

جواد عزتی که امسال پرکارترین بازیگر سینمای ایران در فجر سی وهشت است، در فیلم هایی همچون دوزیست و شنای پروانه در نقش های اول و اصلی بازی کرده است. اما در دو فیلم آتابای (در نقش یحیی) و در مغز استخوان (در نقش مجید)، در دو نقش مکمل نیز به خوبی خودنمایی کرده و در آتابای با بازی متفاوت، علاوه بر اجرای پریشان حالی یحیی که ناشی از آشفتگی در زندگی شخصی و مرگ همسرش بوده، بازی درونی و زیرپوستی از مردی درون گرا به نمایش گذاشته است.

دانیال نوروش - آتابای

نوروش که فعالیت هنری اش را در مجموعه های تلویزیونی و در کودکی آغاز کرد، در نقش جوانی عاشق پیشه به نام آیدین در فیلم نیکی کریمی و در مقابل بازی درخشان هادی حجازی فر، به نقطه کمالی در کارنامه بازیگری خود رسیده و توانسته به ارائه موفقی از نقش خواهرزاده آتابای که مادرش را از دست داده و دور از پدرش در حوالی شهر خوی زندگی می کند برسد.