آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۵
صفحه اول
۱
جامعه

زمان مطلوبیت قانون

سینا قنبرپور

4 ماه از ابلاغ قانونی که مدت ها برای تصویب آن تلاش شده بود سپری شده است ولی از اجرای آن خبری نیست. بحث بر سر قانون اعطای تابعیت به فرزندانی از مادران ایرانی است. فارغ از اینکه اجرا نشدن قانونی که برای تدوین و تصویب آن چه مراحلی با چه دشواری هایی طی شده چه آثار و تبعاتی دارد، می توان گفت اثر قانون وقتی نمود دارد که به آن عمل شود؛ بنابراین اگر شیرینی داشته باشد یا اگر آن همه تلاش بخواهد نتیجه ای داشته باشد زمانی است که با عمل به آن قانون مشمولانش خیرش را می بینند و حاصل آن تلاش ها به ثمر می رسد. این موضوع از چند منظر قابل تامل و ارزیابی و همین طور واکاوی است. نخست آنکه ما در کشوری زندگی می کنیم که با تورم قانون مواجه است و عمل به قوانین گاهی به سبب تنبلی گاهی به سبب تبصره هایی که به آن وارد می شود کمرنگ و کمرنگ تر می شود. نتیجه هم آن می شود که دیگر بخاری از قانون برنمی خیزد. در حال حاضر و در شرایط کنونی جامعه همه واکاوی ها و تامل ها را باید به کناری نهاد و از یک منظر دیگر قانونگذاری و عمل به قانون را مد نظر قرار داد. مساله بسیار حیاتی اینک «زمان» است. بیش از هر زمان دیگری با این موضوع مواجهیم که ما زمان زیادی در اختیار نداریم. سرعت وقوع حوادث و اتفاقات آن قدر بالاست که گاهی هنوز از پس یک ماجرا برنیامده اتفاقی دیگر رخ می دهد و به اصطلاح قوز بالاقوز می شود. شرایط کنونی جامعه را هر یک از ما خوب می داند و خوب می فهمد. بنابراین نیازی نیست به تشریح مختصات و مولفه های داخل در آن بپردازیم. آنچه اینک مهم است اینکه وقتی تاخیر، تنبلی، ناهماهنگی، بوروکراسی اداری یا هر چیز دیگری اجرای یک قانون را به تعویق می اندازد اثر آن بر جامعه هم به تعویق می افتد و شانس بهبود را کاهش می دهد. زمانی مدیران شهری برای گره گشایی از ترافیک تونل رسالت را طراحی کردند اما چند سال طول کشید تا تونل به مرحله بهره برداری برسد؟

وقتی به بهره برداری رسید عملا اثرگذاری آن بر ترافیک مطلوبیت لازم را از دست داده بود. اخیرا وقتی شیوع ویروس کرونا در چین همه نگاه ها را به خود جلب کرد یک اقدام چینی ها تحسین همه را برانگیخت؛ ساخت یک بیمارستان در 10 روز. آنها به خوبی دریافته بودند که فرصت زیادی ندارند تا این کار را انجام دهند. البته چینی ها در بسیاری از موارد دیگر هم این نکته را ثابت کرده و نشان داده اند قدر زمان را خوب می دانند. پرسش این است که ما در ایران فکر می کنیم برای هر کاری چقدر زمان داریم؟ اساسا مگر عمر آدمی چقدر است که عمر مفید کاری در آن چقدر باشد؟ به هر حال اگر قرار باشد فکر کنیم برای به ثمر رسیدن تلاش های مان تا ابد فرصت داریم که اصلا فلسفه زندگی دنیوی بی معنا می شود. نگاه کنید ببینید چند سال است که ساخت مصلای تهران در جریان است ولی هنوز عملیات آن خاتمه نیافته است. گو اینکه از این سازه شهری استفاده می شود اما نتیجه تمام شده آن چه موقع به کار ما می آید. با این اوصاف باید پرسید چه موقع باید آثار قوانینی که با زحمت بسیار از فیلترهای متعدد گذشته و به اجرا رسیده باید ملموس شود. ما سال ها عمر و هزینه صرف می کنیم تا موضوعی از ایده به پیش نویس و از پیش نویس به لایحه یا طرح تبدیل شود. خود این بخش ممکن است ماه ها و سال ها زمان ببرد. بعد در نوبت رسیدگی مجلس قرار بگیرد. بعد از هزار و یک مدل بحث و جدل در مجلس مورد سیدگی قرار گیرد یا مسکوت بماند یا تصویب شود و راهی شورای نگهبان. حالا فکر کنید این همه تلاش انجام شده و قانونی به مرحله اجرا رسیده است و آن وقت مجریان انجام آن را به هر دلیل به تعویق انداخته اند. مگر آدم ها چقدر عمر می کنند که منتظر بمانند ببینند دولت ها کی حال اجرای قانون را دارند. اگر مادری ایرانی الان نیاز داشته باشد فرزندش تابعیت ایرانی بگیرد و شناسنامه دار شود چرا باید او را معطل کنیم؟ چرا باید آثار اجرای چنین قانونی را به بعدها موکول کنیم. بعدهایی که معلوم نیست چه اتفاقات دیگری برای مان رقم بخورد.