آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۹۷۰۷
سیاسی
۲
یادداشت

رژیم صهیونیستی و مسئله انقلاب اسلامی

حمیدرضا ابراهیمی

 اتحاد استراتژیک شاه و رژیم صهیونیستی از نیمه دوم دهه 30 تا دهه 50 شمسی آغاز شد و بر اساس این اتحاد بود که رژیم پهلوی و رژیم صهیونیستی به عنوان بازوهای منطقه ای آمریکا مطرح شدند.

در این دوران، این دو کشور در چندین عرصه با یکدیگر همکاری کردند. در عرصه بین المللی برجسته ترین همکاری شاه و رژیم صهیونیستی، در قضایای مربوط به فلسطین به ویژه جنگ های اعراب و اسرائیل و تامین نفت رژیم صهیونیستی از سوی شاه بود. همکاری ساواک و موساد، دخالت نظامی و اطلاعاتی نظام پهلوی و رژیم صهیونیستی در مسائل منطقه ای به طور آشکار و نهان و خرید تسلیحات از رژیم صهیونیستی، از دیگر نمونه های  همکاری های دو رژیم بود. روابط این دو نظام بیشتر در دو چارچوب اقتصادی ،استراتژیک(نفت)و نظامی،امنیتی بوده است. روابط نظام پهلوی و رژیم صهیونیستی بر پایه دو اصل امنیت برای رژیم صهیونیستی و رژیم پهلوی و نفت برای اسرائیل، آمریکا و اروپا شکل گرفته بود. به عبارت دیگر، در کنار عوامل داخلی، ابرقدرت های جهانی نیز در تحکیم این نوع روابط موثر بودند.در ابتدای تشکیل دولت رژیم صهیونیستی، حکومت شاه از اولین کشورهایی بود که پس از ترکیه اقدام به شناسایی دو فاکتور(غیر رسمی) رژیم صهیونیستی در سال 1328 کرد و کنسول گری رژیم پهلوی در بیت المقدس تاسیس شد. دولت های پهلوی و رژیم صهیونیستی همکاری وسیعی را  جهت مهار دشمنان منطقه ای خود یعنی عراق ، مصر و یمن داشتند. سرویس های امنیتی ساواک و موساد اقدام به تجهیز کردهای عراق بر علیه دولت مرکزی این کشور می کردند و بر علیه مصر که دشمن مشترک دو کشور به حساب می آمد فعالیت می کردند. موساد در تشکیل ساختار اولیه ساواک و تربیت پرسنل آن نقش مهمی داشت و لابی های تبلیغاتی رژیم صهیونیستی نیز فعالانه در غرب به نفع نظام شاهنشاهی فعالیت می کردند.نمونه ای از وسعت این همکاری ها زمانی آشکار شد که پس از انقلاب اسلامی، 2هزار نفر در صنایع نظامی سولتام بیکار شدند. سیستم های پیشرفته توپ و خمپاره انداز، همراه با لوازم جانبی و کمکی، سلاح های گوناگون استفاده در شب همچون مواد عملیات تخریبی شبانه، ابزارهای دید در شب، نارنجک و بمب های شیمیایی از جمله تولیدات سولتام بودند. این شرکت همکاری هایی را نیز در زمینه تولیدات موشکی و ساخت انبارهای ذخیره تسلیحات با رژیم پهلوی منعقد کرده بود اما برای ایجاد پوشش جهت امکان توجیه معاملات توسط رژیم پهلوی معاملات توسط شرکتی واسطه ای به نام سلگاد در اروپا انجام می گرفت که مقر اصلی آن در آلمان بود. آخرین قسط خریدهای تسلیحاتی رژیم پهلوی از شرکت سلگاد به مبلغ 200 میلیون دلار تنها اندکی قبل از فرار شاه به این شرکت پرداخت شد.ابعاد همکاری های میان دو نظام در سطح داخلی نیز رشد بالایی داشت .رژیم صهیونیستی در مقطع انقلاب نیز فعالیت های وسیعی را در جهت مقابله با حرکت مردم انجام داد. اسناد زیادی از ارتباطات رژیم صهیونیستی با کابینه بختیار در دسترس است که مرور آن ها جالب است.یوسی الفر از افسران اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در رژیم پهلوی در هنگام انقلاب در خاطراتش توضیح می دهد که بختیار نخست وزیر وقت از مسئولان موساد در تهران درخواست کرده بود تا اقدام به ترور امام خمینی(ره) کنند. این درخواست به مقامات بالای رژیم صهیونیستی منتقل و با آن مخالفت می گردد. این موضوع نشان دهنده عدم اعتقاد رژیم صهیونیستی به راهبرد ترور نیست و تنها علت آن فقدان اطلاعات کافی در مورد پیامدهای پس از ترور امام خمینی(ره) بود. آن ها به درستی می دانستند سطح محبوبیت امام و میزان گسترش انقلاب در حدی است که ترور شخصیت بزرگی مانند ایشان عملا به جنگ داخلی در رژیم پهلوی ختم می شود و لذا اولویت را به خروج کارکنان خود از رژیم پهلوی دادند. البته نقش موساد در رژیم پهلوی به همین جا ختم نمی شود و علی رغم آنکه در استجابت درخواست بختیار برای ترور امام خمینی(ره) مردد بودند اما در کمک کردن به او در خروج از رژیم پهلوی هیچ تردیدی به خرج ندادند. با پیروزی انقلاب اسلامی ، رژیم پهلوی به عنوان منبع بزرگی برای تامین نیازهای امنیتی و اقتصادی رژیم صهیونیستی از دور خارج شد و سه دهه روابط تمام عیار دو نظام برای تامین منافع آمریکا در منطقه و سرکوب جنبش های مقاومت ملی به پایان رسید.