آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۵
هنر و ادبیات
۹
چهره

کوتاه درباره فریبا وفی به بهانه انتشار رمان «روز دیگر شورا»

چالش های همیشگی

رسول آبادیان

بسیاری از منتقدان ادبیات داستانی، فریبا وفی را زنانه نویس ترین نویسنده دوران اخیر می دانند؛ نویسنده ای که با پرداختن به زندگی مستقیم و غیرمستقیم زنان ایرانی توانسته بخشی ناگفته از ذهنیت و روانشناسی آنها را برای خواننده بازگو کند. درمیان نویسندگان دوران معاصر، هستند نویسندگانی که توانسته اند چهره ای قابل باور از شخصیت زن ایرانی ارایه دهند اما حسن کارهای وفی، دقت از نگاهی بسیار نزدیک است؛ نگاهی که در مجموعه هایی چون «در عمق صحنه» و «پرنده من» به اوج خود رسیده است. خبر خوب برای دوستداران نویسنده کتاب های دیگری چون «حتی وقتی می خندیم»، «در راه ویلا»، «همه افق»، «بی باد، بی پارو»، «ترلان»، «رویای تبت»، «ماه کامل می شود»، «رازی در کوچه ها» و «بعد از پایان» این است که به تازگی رمانی به نام «روز دیگر شورا» از این نویسنده منتشر شده است. رمان «روز دیگر شورا» کتاب جدید این نویسنده است که درباره زندگی زنی به نام شوراست. این کتاب داستان چالش های زندگی این زن، مشکلات و ناآرامی های درونش را روایت می کند. در این کتاب، ضمن پرداختن به زندگی شخصیت شورا، مسائل اجتماعی معاصر نیز مطرح می شوند. روز دیگر شورا رمان قطوری نیست و نویسنده تلاش کرده فصل بندی های آن را براساس حال و هوای حوصله مخاطب ایرانی تنظیم کند. این کتاب در 100 فصل کوتاه نوشته شده که می شود هر کدام شان را به عنوان بریده ای جداگانه از زندگی پرتلاطم شورا هم مطالعه کرد. نثر روان وفی به همراه توانایی اش در ساخت اتمسفر داستانی و ایجاد تعلیق های ذاتی، یکی از مواردی است که همگان درباره اش متفق القولند، مساله ای که در رمان فوق نیز نمود بارزی دارد: «...شورا و ملوک مشغول آماده کردن شام هستند. رخشان با واکرش برای سرکشی به آشپزخانه می آید و، انگار نه خطاب به شخص خاص که به دسته ای کارگر دستور می دهد. «نذارین چای زیاد دم بکشه» دختر مختار در صفحه لپ تاپ ظاهر می شود. اصرار دارد دعوتنامه بفرستد برای پدرش. مختار وسط سالن ایستاده. موهایش را با کشی از پشت بسته. نشاط و سرزندگی کسی را دارد که عن قریب می خواهد بزند زیر آواز. «تو شوهر و بچه ت رو وردار بیا دختر. من نمی تونم بیام.»

«بیای اینجا خوب می شی بابا.»

«کی گفته من خوب نیستم. من از تو و از همه این جماعتی که اینجا نشستن سرحال ترم.» میترا با هیکل ریزه اش می پرد جلو و رو به لپ تاپ می ایستد. «تازه می خوایم زن بگیریم براش. من یه مورد مناسب براش دارم.»

دختر مختار چیزی می گوید که شورا نمی شنود، ولی قیافه رخشان از چشمش دور نمی ماند. لابد دوست دارد نوه اش به او هم تعارف کند که نمی کند. به جایش، بچه دوساله اش را می آورد پشت لپ تاپ می نشاند. مختار با ماچ و بوسه و شالاپ شولوپ قربان صدقه اش می رود. رخشان دنباله حرف میترا را می گیرد...» زن هایی که در رمان تازه وفی به تصویر کشیده شده اند را می توان به عنوان تیپ هم به رسمیت شناخت چون گستردگی نگاه به زوایای پنهان زندگی و شخصیت آنها به گونه ای است که گاهی از دایره شخصیت فراتر می رود.