آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۹۷۰۷
اجتماعی
۱۰

گزارش تحلیلی از تداوم مرگ و میر پرندگان میانکاله

مرگ مشکوک پرندگان مهاجر

مرضیه صاحبی

مهاجران یکی پس از دیگری در تله میانکاله جان می سپارند، آنان مهمان بودند و در خانه میزبان، قدم به حجله مرگ گذاشتند، حالا روزها و هفته هاست که پس از به راه افتادن جوی پلیسی، میزبان در مظان شدیدترین اتهامات قرار دارد و هر نوع احتمال و فرضیه ای هم مطرح می شود؛ از دست هایی که به قتل عام هزاران پرنده آلوده است تا ورود فاضلاب های خانگی و صنعتی به داخل تالاب و یا آنفلوانزای فوق حاد پرندگان، حتی کار بدان جا رسید که هشتم بهمن ماه، سازمان دامپزشکی کشور با صدور اطلاعیه ای، علت را بوتولیسم عنوان کرد تا به خیال خود این پرونده پر ابهام را مختومه اعلام کند اما چنین نشد و همچنان گمانه زنی ها در میان اظهارات متناقض مسئولان به منظور یافتن علت مرگ پرندگان مهاجر ادامه دارد. 

به نظر می رسد، چنین اتفاقی با همه زوایای پیدا و پنهان و ابهامات رازآلود از یک لاپوشانی عمدی حکایت دارد و مسائل پشت پرده ، ذینفعان را از برملا شدن واقعیت بازمی دارد، اما به هر روی، نمی توان نسبت به تبرئه عاملان این فاجعه اقدام کرد و سپس به شکلی غیرمنتظره، تالابی که سالانه پذیرای یک میلیون بال پرنده بوده و امسال به طرز غریبی نگذاشته اند رسم مهمان نوازی را به جای آورد، مقصر نهایی جلوه داد. هرچند در این مورد مشخص، پرسش های فراوانی هم مطرح است که با پاسخ های نه چندان اقناع کننده مسئولان مربوطه، بی جواب مانده و کسانی که کنشگر محیط زیست اند و به نوعی قلب شان برای حیات وحش می تپد، در پی شنیدن پاسخی مقرون به واقع هستند؛ آیا  میانکاله، قتلگاه است و روزهای بدتری را به خود خواهید دید؟ اساسا باید کدام فرضیه را باور کرد؟ فرضیه «عیسی کلانتری»، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که «وارد نشدن آب به تالاب را عامل تولید سم بوتولیسم و مرگ پرندگان» دانسته یا فرضیه «دکتر مسعود مرعشی» از جمله دامپزشکانی که علت احتمالی را «وبای پرندگان» اعلام نموده است؟ 

دستکم آنچه از زبان «عیسی کلانتری» مطرح شده با سخنان «علی اکبر  یداللهی»، معاون فنی اداره کل محیط زیست مازندران در تناقض آشکار است. «یداللهی» تاکید کرده،«چطور ممکن است در تالاب میانکاله که طول آن 65 کیلومتر است، سم بوتولیسم تنها بر روی مساحت 10 کیلومتری آن اثر بگذارد.» و سپس با افشای مسئله ای تامل برانگیز گفته است: «به ما اعلام کردند حق ندارید بگویید عواملش چیست و ما قطعا می دانیم و نمی توانیم بگوییم.» و همین موضوع به خودی خود، شائبه لاپوشانی و پنهان کاری را قوت می بخشد، با این وجود، رئیس سازمان محیط زیست، به آخرین گزارش رسمی سازمان دامپزشکی - که مسئولیت بررسی بیماری های حیات وحش را به عهده دارد، استناد کرده و متهم ردیف اول را سم بوتولیسم دانسته، سمی که به گفته او، بسیار خطرناک است و هر نانوگرم آن می تواند پنج نفر را به کشتن دهد. به عبارتی هر دو کیلوگرم از آن می تواند تمام انسان های روی زمین را نابود کند.

بوتولیسم، «جزء  دسته ای از بیماری های نادر است که از قوی ترین و مرگ بارترین سموم جهان ایجاد شده و باکتری کلوستریدیوم بوتولینیوم این سم را تولید می کند.» اما هرقدر طرح این فرضیه، به زعم «عیسی کلانتری» دارای وجاهت لازم باشد و «وارد نشدن آب به تالاب میانکاله سبب ایجاد شرایط بی هوازی و تولید این سم شده و سدها و پمپاژها جلوی ورود آب به تالاب را بگیرند» بازهم به حل صورت مسئله کمکی نمی کند. آن هم در شرایطی که نه تنها معاون فنی اداره کل محیط زیست مازندران بلکه مدیرکل دفتر مدیریت منابع آب حوضه آبریز دریای خزر هم آب پاکی را روی دست ریاست سازمان حفاظت محیط زیست ریخته و با زبان بی زبانی گفته است:«این موضوع که وارد نشدن آب به میانکاله سبب تولید سم شده، نیاز به بررسی های بیشتری دارد. چون ما سازه ای برای ذخیره آب در میانکاله نداریم.» 

اما گویا به رسم همیشه، متولیان محیط زیست خواهان تنویر افکار عمومی و اطلاع رسانی شفاف نیستند و اخیرا مسعود تجریشی، معاون این سازمان هم بر روی سموم به وجود آمده ناشی از کمبود شدید اکسیژن و آلاینده های شیمیایی انگشت نهاده و با تکرار سخنان ریاست سازمان متبوع اش، تجمع عناصر شیمیایی و ایجاد سموم ناشی از وارد نشدن آب لازم به تالاب میانکاله را مسبب تولید سم بوتولیسم در این تالاب دانسته است. 

تولید سم بوتولیسم از نظر علمی قابلیت طرح ندارد

«تورج فتحی» از کنشگران محیط زیست، ضمن تشریح این اتفاق و سهم عدم ورود حقآبه در تولید سم بوتولیسم به گفت وگو با«رسالت» می پردازد و با ابراز تعجب، این سوال را می پرسد که چه کسی در کجای جهان شنیده است، اگر حقآبه یک تالاب رعایت نشود، سم تولید می کند؟ او این مسئله را نمی پذیرد، مگر به یک علت مشخص، اینکه در پیرامون تالاب، زمین های کشاورزی بسیاری وجود داشته باشد و در طول سال بسته به اقلیم منطقه، سه یا چهار دوره کشت انجام شود و در هر دوره کشت، مقدار متنابهی سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی مصرف شده و در اثر ایجاد و ورود زهاب های کشاورزی به تالاب، کیفیت آب پایین بیاید. آنگاه می توان این فرضیه را تا حدودی پذیرفت اما در مورد تالاب میانکاله چنین مطالعه ای انجام نشده  و اطلاعات مستندی وجود ندارد که آیا به دلیل عدم رعایت حقآبه، داخل تالاب سم بوتولیسم تولیدشده یا خیر. حتی از نظر علمی هم قابل طرح نیست. البته توسعه زمین های کشاورزی در بخش های جنوبی تالاب میانکاله، به ویژه در استان مازندران که کشت وسیع شالی انجام می شود، مهم ترین عامل در مصرف بسیار زیاد کودهای شیمیایی است و احتمال دارد براثر بارندگی های بعد از برداشت شالی، مقادیری از زهاب کودهای شیمیایی در زمان کشت مورد استفاده قرار گرفته و وارد تالاب شده باشد اما این موضوع هنوز به صورت مستند و تاییدشده، مورد بررسی و مطالعه قرار نگرفته، به همین علت نمی توانیم تغییر آب تالاب در فصول مختلف را ناشی از مصرف کود و سم بدانیم و تصویری از وضعیت کیفی تالاب ارائه دهیم.

او در توضیح ماجرای«حقآبه میانکاله، خشکی و پرآب شدن این تالاب را مربوط به رژیم اقلیمی و طبیعی منطقه می داند»، بنابراین اگر قرار بر مرگ دسته جمعی پرندگان مهاجر بر اثر سم بوتولیسم باشد باید در گذشته نیز چنین اتفاقی رخ می داد. 

این کنشگر محیط زیست به منظور مردود اعلام کردن اظهارات مسئولان محیط زیست در مسئله عدم تامین آب موردنیاز تالاب و تولید سم عنوان می کند: «اگر تصاویر ماهواره ای مربوط به سال ها و دهه های قبل را بررسی کنیم به نکات قابل تاملی دست می یابیم، اول اینکه درگذشته فعالیت های کشاورزی به اندازه امروز متمرکز و تجمعی نبوده است و در دوره های خشکسالی با کمبود بارش، میانکاله تقریبا خشک بوده و بعد در دوره های ترسالی با افزایش بارندگی و میزان ورود رواناب ها به داخل تالاب، حجم آب میانکاله افزایش یافته است. نکته دیگر هم مربوط به نوسانات تراز آب دریای خزر بوده و اگر به تقویم زمین شناسی بازگردیم، از حدود 2 میلیون سال پیش به این سو به ویژه براساس مطالعاتی که موسسه ملی اقیانوس شناسی کشور از حدود 11 هزار سال پیش تا به امروز انجام داده، ما  نوسانات مختلفی در تراز آب دریای خزر داشته ایم بنابراین هر زمان که ترازمان منفی شده یعنی از منهای 27 متر به سمت منهای 29 متر رفته، میانکاله خشک شده و دریا پسروی داشته و آب این تالاب از طریق کانالی به صورت طبیعی در دهانه خلیج گرگان که امروز هم یکی از کانال های اصلی گردش آب از دریای خزر به میانکاله است، انتقال و جریان طبیعی آب وجود داشته، پس بخشی از خشک شدن خلیج میانکاله ناشی از پسروی و پیشروی و یا بالا آمدن و پایین رفتن تراز آب دریای خزر بوده و بخشی هم مربوط به ایجاد دوره های خشکسالی و ترسالی براثر کاهش یا افزایش باران بوده است. از این رو در خلیج میانکاله و آن قسمت از پهنه آبی که ما به عنوان تالاب میانکاله می شناسیم، بخشی از خشکی و پرآبی به پدیده های طبیعی ارتباط داشته که در زمان های   زمین شناسی وجود داشته است. این شرایط طبیعی حاکم بر منطقه است اما از نظر حقآبه، رودخانه ای مثل رودخانه زرجوب و گوهر رود به طور مستقیم وارد تالاب انزلی می شوند یعنی بارندگی هایی که اتفاق می افتد، می تواند آب بالادست حوزه را وارد تالاب بکند و تراز را تنظیم کنند. ما رودخانه مشخصی به اندازه این دو رودخانه، پرآب و از منابع اصلی تامین کننده آب خلیج میانکاله نداریم. بنابراین چون یک رودخانه تامین کننده آب میانکاله بوده و امروز آبی تامین نکرده، نمی توانیم بگوییم عامل خشک شدن تالاب، عدم رهاسازی حقآبه و بعد هم تولید سم بوتولیسم است!»

 البته مسیل ها و انهار و کانال های طبیعی که بالادست تالاب میانکاله قرار دارند، عمده ترین تامین کننده آب تالاب هستند و اگر این انهار توسط فعالیت های کشاورزی و تصرف های غیرقانونی  به زمین های کشاورزی تبدیل شوند، می تواند عامل اصلی کاهش آب ورودی به تالاب باشد. نکته دیگر، آب های زیرزمینی است که به تالاب میانکاله مشرف هستند و یکی از منابع تامین کننده آب این مجموعه اند و در دشت جنوبی این تالاب، چاهه ای مجاز و غیرمجاز حفر شده و کشاورزان از آب آبخوانی که تعادل هیدرولیکی آب زیرزمینی را برقرار کرده اند، به خاطر مصرف بی رویه، ارتباط هیدرولیکی طبیعی را قطع کرده اند. فتحی در این باره تاکید می کند: «جریان طبیعی آب زیرزمینی از سمت جنوب به شمال یعنی از جلگه مشرف به تالاب میانکاله به خود تالاب به خاطر برداشت آب های زیرزمینی محدوده پیرامونی ضعیف شده و بخشی از حقآبه از این طریق زایل شده است. دریای مازندران آن بخشی که از طریق  دهانه خلیج میانکاله وارد تالاب می شود، آب شور است ولی آب های زیرزمینی، آب شیرین را برای تالاب تامین می کنند در نتیجه یک تعادل اکوسیستمی به علت آب «لب شور» و آب شور دریا به صورت طبیعی در زمان ها زمین شناسی برقرار بوده اما به خاطر مصرف بی رویه، این تعادل هیدرولیکی برهم خورده و طبیعتا اگر جریان طبیعی از طریق دریا به میانکاله اتفاق بیفتد، بیشتر آب شور وارد تالاب شده و این باعث می شود که اکوسیستم تغییر کند و باید بررسی شود، آیا این مسئله می تواند در مرگ پرندگان موثر باشد یا خیر. اساسا چه تغییری در میانکاله افتاده که پس از این همه سال بوتولیسم (اگر هم اتفاق افتاده باشد) ظاهر شده، پس اگر این طور باشد، گفته های مسئولان مبنی بر طبیعی بودن رخداد مسمومیت باتوجه به عدم وجود سابقه آن نیاز به توضیحات بیشتر دارد.»

ارائه اطلاعات مستند گردآوری شده از فاجعه صورت گرفته می تواند در شفاف سازی و پیشگیری از رخدادهای احتمالی آینده موثر باشد و شاید ابعاد دقیق تر این حادثه غیرطبیعی را بتوان در سوالات متداول دامپزشکان طی روزهای اخیر جستجو کرد، آنجا که در بیان چرایی این اتفاق، مسئولان مربوطه را مورد سوال قرار داده اند: «آیا بوتولیسم در زمستان و در اوج سرمای فصلی باعث مسمومیت پرندگان می شود؟» و سپس اذعان کرده اند که PH  آب تالاب میانکاله اندازهگیری شده و 8.3 بوده است، در دمای بسیار پایین موجود و این فصل که در بهترین حالت به 10 درجه سانتی گراد بالغ می شود، نمی تواند محملی برای رشد باکتری و ایجاد سم تلقی گردد؛ حتی PH  رسوبات نیز در این دما نمی تواند این میزان از رشد و تکثیر را به ارمغان بیاورد. حتی اگر سمی هم موجود باشد، عدم وجود لارو حشرات در زمستان را که قاعدتا باید واسط انتقال سم به پرندگان باشد را چگونه می توان توجیه نمود؟

«علی صفر ماکنعلی»، معاون بهداشتی و پیشگیری سازمان دامپزشکی با بیان گفته هایی، مشابه مسئولان محیط زیست، پای بی هوازی بودن و خفگی آب را به میان می کشد و اینکه کلستریدیوم بوتولینوم یک باکتری بی هوازی است که در گیاهان فاسد و مواد حیوانی تکثیر می شود و اغلب در دریاچه ها و دوره های کمبود اکسیژن و کیفیت پایین آب رخ می دهد.

«عباس محمدی» از کنشگران محیط زیست، اعلام سم بوتولیسم  را به عنوان عامل مرگ پرندگان، غیرواقعی می داند و در گفت وگو با «رسالت»، نسبت به طرح این گونه مسائل که فاقد سند و مدرک علمی هستند، به شدت انتقاد می کند و در ادامه اظهاراتش، محیط زیست را به دلیل فرار از مسئولیت، در این ماجرای مشخص مقصر می داند، حتی «عدم تامین حقآبه» و «ساخت سد در بالادست» و یا «عقب نشینی دریا» را نوعی فرافکنی از سوی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست عنوان می کند. سازمانی که باید مسائل را مدیریت کرده و به طور مشخص پاسخگو باشد.

مطابق دیدگاه این کنشگر، فرضیه بوتولیسم از اساس باطل است، این بیماری به طور طبیعی در تالاب های گرم ایجاد می شود نه در حال حاضر که فصل سرماست بنابراین عیسی کلانتری در مقام رئیس این سازمان باید سندی ارائه بدهد.

«سم بوتولیسم، سم آشنا و مهلکی است که براثر فعالیت باکتری بی هوازی به نام کلوستریدیوم بوتولینیوم تولید می شود و دارای تیپ های مختلف A,B,C,D,E است. که هر کدامش در شرایط خاصی ایجاد می شود، سازمان دامپزشکی علت تلفات پرندگان در میانکاله را بیماری بوتولیسم اعلام کرد، بدون اینکه هیچ کدام از شواهد آزمایشگاهی و مستنداتی که  در نتیجه سم شناسی انجام شده باشد را به رسانه ها ارائه بدهد در نتیجه کارشناسان و فعالان محیط زیست به این مسئله اعتراض کردند که چطور علت را بوتولیسم عنوان می کنند اما نمی گویند تیپ توکسین آن چیست و با چه مستنداتی به این مسئله رسیده اند.» این ها گفته های «محمدعلی یکتانیک»، کارشناس محیط زیست و فعال حوزه تالاب هاست که با«رسالت» در میان گذاشته است. او تاکید می کند: «مسئولان امر، حتی اجازه ندادند موسسه رازی که مرجع سم شناسی کشور است از انبوه لاشه های پرندگان نمونه برداری کند و همه آزمایشگاه ها را تحت فشار قرار داده اند و سازمان دامپزشکی کشور  به خاطر همراهی با لابی شکار و پنهان کاری یکی از معضلات طبیعت ایران شده و به همین علت 8 روز پس از شروع تلفات پرندگان به طرز غیرمنتظره ای در پورتال حکیم مهر، علت مرگ پرندگان را تیپ c اعلام کردند. تولید بوتولیسم تیپ c می تواند  با علل و ریشه طبیعی بروز کند و مواردی در برخی از تالاب های قاره اروپا، آسیا و آمریکا و حوزه خزر کشور قزاقستان در سال 1982 شایع شد و تلفات داشت اما هدف از اعلام موضوع به این ترتیب، پنهان کاری است و می خواهند بازهم علت بیماری را به گردن تالاب بیندازند و این اتفاق را طبیعی جلوه دهند.»

علت مرگ، وباست نه بوتولیسم

مرگ پرندگان دارای ابهامات بسیار بزرگی است و همان طور که پیش تر از زبان «عباس محمدی» تکرار شد، «باکتری کلوستریدیوم بوتولینیوم که تیپ c توکسین بوتولیسم را تولید می کند، یک باکتری بی هوازی گرمادوست است و در حال حاضر این بیماری از نظر فصل مطابقت ندارد.» این ها عباراتی است که از سوی «یکتانیک» دوباره مطرح می شود و با اشاره به نمونه های مشابه و تحقیقاتی که در قاره اروپا، آسیا و آمریکا و استرالیا انجام شده، تاکید می کند: «هیچ کدام از مواردی که بوتولیسم اتفاق افتاده، در زمستان نبوده بلکه در تابستان بوده است. تنها فرضیه قابل طرح، این است که سم مذکور، به طور جداگانه وارد تالاب شده باشد و یا اینکه تابستان تولید و در تالاب مانده و در حال حاضر تلف شدن پرندگان را در پی داشته که در این صورت بازهم این فرضیه درست در نمی آید چون باید تابستان هم این اتفاق می افتاد که نیفتاده است. ابهام بزرگ دیگری هم مطرح است، اینکه پهنه آبی میانکاله40 هزار هکتار است و با احتساب پهنه خشکی، 68 هزار هکتار است که در این 40 هزار هکتار فقط در محدوده خاصی شاهد چنین تلفاتی هستیم.»

او در توضیح چرایی این اتفاق از مشاهدات میدانی خود به منظور بررسی تالاب میانکاله سخن می گوید و اولین نکته ای که توجه اش را در جریان این بازدید میدانی جلب کرده، تجمع تمامی پرنده ها روبه روی پاسگاه محیط زیست منطقه بوده است و این مسئله پیامی روشن دارد: «یعنی منطقه به حدی ناامن است که همه پرنده ها در یک نقطه مشخص جمع شده اند و براثر این اتفاق، ضمن آلودگی محیط، منابع غذایی تمام می شود و آب دیگر کیفیت لازم را ندارد.»

سوی دیگر ماجرا، علت مرگ هزاران پرنده است که بیماری بوتولیسم اعلام شده و این فرضیه توسط  اهل نظر مردود است. «یکتانیک» ابراز می دارد که با توجه به کالبدگشایی های انجام گرفته، می توان به بیماری وبای پرندگان مشکوک بود و این در حالی است که آزمایشگاه ها به دلیل ترس از پاسخگویی به نمونه های ارسالی اجتناب می کنند و از سوی دیگر سازمان دامپزشکی کشور، سازمان محیط زیست را تحت فشار قرار داده تا سکوت کند.

 این صاحب نظر در حوزه مسائل محیط زیست با طرح سخنانی منتقدانه می گوید: «مگر تالاب میانکاله ارث پدر سازمان دامپزشکی است؟ آنان نمی توانند جلوی بازار متعفن فریدون کنار را که روزی چند هزار پرنده را می کشد، بگیرند و بعد به یک باره صاحب تالاب میانکاله می شوند؟ چه خدمتی به جز خیانت به محیط زیست کرده اند؟ نمی گذارند موسسه رازی نمونه برداری کند و استاندار را مجبور می کنند به محیط زیست نامه بزند که فقط مسئول این داستان، سازمان دامپزشکی است؟ مرجع سم شناسی این کشور، موسسه رازی و سازمان علوم پزشکی است و از چه زمانی دامپزشکی، سم شناس شده؟ متاسفانه این سازمان با جریان لابی شکار در ایران همسو شده و برای اینکه به هر ترتیبی بستر فاسد شکار را حفظ کند از هر مسئله ای که رسوایی به بار بیاورد، جلوگیری می کند. حال آنکه از عوامل ایجاد «پاستورولوز» یا وبای پرندگان، استرس است و این را باید در نظر داشت که سازمان محیط زیست طی یک رویکرد شکارمحور برای کشتار پرندگان، پروانه های بی شمار شکار صادر می کند در حالی که برای کنترل 10 درصد از شکارچی های به اصطلاح قانونمند، نیرو کافی در اختیار ندارد چه برسد به بخش غیرقانونی که چندین برابر است و از طرفی بنا به گفته خود مسئولان، 90 درصد تالاب ها در سطح کشور خشک شده و فقط 10 درصد باقی مانده است که این10درصد هم به لطف گنداب گیری و پساب گیری دارای آب است و حقآبه ای داده نشده و برای همین 10 درصد باقی مانده به صورت نامحدود پرونده شکار صادر می کنند.»

مگر این تالاب ها ازنظر زیستی چقدر تاب آوری دارند که پرندگان از ترس شکار در یک گوشه امن که معمولا در مجاورت پاسگاه های محیط بانی هستند جمع شوند؟ این اتفاق در مقابل پاسگاه محیط بانی «قلعه پایان» میانکاله رخ داده است، درست در محلی که اوج تلفات پرندگان هم همان جاست. آن طور که «یکتانیک» روایت می کند، «میانکاله و کل استان های شمالی میدان تیری است برای کشتار گروهی و میلیونی پرندگان مهاجر و تا لب مرز میانکاله اجازه شکار و قرق شکنی قانونی داده اند و شکارچیان تالاب ها و آب بندان ها را یکی یکی به رگبار بسته اند و آن بازار متعفن فریدون کنار به تنهایی سالی یک میلیون تا یک میلیون و 500 هزار پرنده مهاجر را به کام مرگ می کشاند. هیچ اقدام موثری برای این وضعیت اسفناک نکرده و نمی کنند اما در مورد قتل عام و تلفات پرنده های میانکاله، علت را بوتولیسم و طبیعی اعلام می کنند تا منافع ذینفعان کشتار و شکار به خطر نیفتد. اکنون بیش از 15 هزار پرنده در میانکاله تلف شده اند و هنوز این تلفات متوقف نشده، در پروتکل های دامپزشکی مربوط به بیماری بوتولیسم پرندگان، به صراحت قید شده که باید پرنده های بیماری که هنوز زنده هستند را با پایش های دقیق پیدا کنند، چون شانس درمان دارند و حتی اگر این توان مالی را ندارند که برای همه پرندگان این خدمات را ارائه بدهند باید پرندگان در خطر انقراض را پیدا و درمان کنند، اما برای مسئولان ما اهمیتی ندارد و فقط دروغی به نام بوتولیسم را تکرار می کنند درحالی که صفر تا صد این داستان ابهام دارد.»

حال پس از انعکاس دیدگاه صاحب نظران، باید این گزارش را با پرسش هایی خاتمه داد: 1-در تالاب میانکاله چه مقدار سم تولید می شود که هزاران پرنده جانشان را از دست می دهند؟ 2-چرا علت را پاستورولز یا وبای پرندگان اعلام نمی کنند، آیا در این صورت لابی شکار و رویکرد شکار محور سازمان محیط زیست و دامپزشکی زیر سوال می رود؟