آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۵
جامعه
۱۲
از سر دلسوزی

مهربانی یک سویه

نیوشا طبیبی گیلانی

باباطاهر فرموده اند: «چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی/که یکسر مهربانی دردسر بی - اگر مجنون دل شوریده ای داشت/ دل لیلی از آن شوریده تر بی» این دوبیتی از آن عبارت های حکمت آموز ادبیات فارسی است که در قید زمان و مکان نیفتاده و همیشه صادق است. مانند قانونی است که ورای وقت و جغرافیا و نژاد و ملیت جهانشمول است. این مهربانی یکسویه چه در روابط شخصی و چه در روابط اجتماعی می تواند سبب رنج و درد هر دو سوی یک رابطه باشد. در سطح کلان و بزرگ، در روابط بین ملت و دولت نیز چنین است. اگر ملتی دولتش را قبول نداشته باشد، علاقه و اعتقادی به خط و ربط و سلیقه مدیریت و در کل سیاست آن نشان ندهد، حکومت را به دردسری می اندازد که در متون علم سیاست آن را «بحران مشروعیت» می نامند. در این وضع، ارتباط بین دو طرف منقطع شده و دست کم یک طرف از خود بی اعتنایی نشان می دهد. در بیشتر بحران های سیاسی چنین وضعی حادث می شود. این شرایط، تعادل دولت را بر هم می زند و سبب بروز مشکلات فراوان می شود و می تواند کشوری را در بحرانی دامنگیر فرو برد. سخنگوی محترم قوه قضاییه، مدتی پیش، در جلسه عمومی با خبرنگاران به نمایندگی از حکومت گفته اند که: (قریب به مضمون) «دو انتظار دیگر از مردم هست، یکی شرکت در راهپیمایی بیست و دوم بهمن ماه امسال و دومی شرکت در انتخابات اسفند ماه.» اولی را که مردم با شکوه فراوان و با درک شرایط خاص و ویژه ای که میهن عزیز در آن قرار دارد، با عشق و علاقه و تحمل سرما و برف و بوران در اکثر مناطق، دیروز به جای آوردند و موجب سربلندی میهن شدند و پیام ایستادگی و مقاومت برای استقلال ایران تا رسیدن به حقوق کامل خود را به همه دشمنان رساندند. قطعا برای دومی هم میهن دوستان با گذر کردن از اختلافات جناحی و سلیقه ای و سیاسی، با عنایت به مصالح و منافع ملی، در انتخاب نمایندگانی پاکدست و خوشفکر و وطن دوست و شجاع که قلب شان برای ایران و انقلاب بتپد، همت خواهند کرد. این از وظایف یکی از آن دو سر که در اول این نوشته در شعر جناب باباطاهر بود. یکی از آن دو تا اینجای کار کمال وفاداری و ادب رفاقت و پایمردی و اصول وطن دوستی و انقلابی ماندن را به جای آورده. هر جا آن یکی سر، یعنی دولت و حکومت کم آورده سینه جلو داده از مال و دارایی و وقت و زندگی اش زده و به عرصه آمده تا مبادا کار ایران زمین بماند. نمونه های فراوانش را در دفاع مقدس و مصیبت هایی که در اثر و سیل و زلزله و برف و بوران گریبانگیر هموطنان مان شده دیده ایم. چگونه همه ملت بی طمع، بی آنکه منتظر دولت شوند برای کمک و یاری دویده اند و مال خود را برای رنجدیدگان انفاق کرده اند. عده ای بیل و کلنگ به دست گرفته آجر بالا انداخته اند تا دوباره برای مردم خانه و کاشانه بسازند. ما چنین مردمی هستیم. این طور وفادارانه پای تصمیمی که چهل و یک سال پیش گرفته ایم، ایستاده ایم. اما چند پرسش مهم که گمان دارم بسیاری مانند من در سینه دارند: آیا آنها که بر مسندهای مدیریت و ریاست نشسته اند و گاه در نگاه شان می توان تفرعن و غرور را دید، به همین نسبت به مردم وفادار هستند؟ آیا آن سر ماجرا هم به همین اندازه مهربانی دارد؟ از هیاهو ها و شعارهایی که سخنرانان در بیانات شان می دهند بگذرید. آیا واقعا آموزش و نظارتی در دستگاه ها وجود دارد که حداقل بر ادب و رافت و شفقت در برخورد با مردم از سوی کارکنان دستگاه ها و سازمان ها از صدر تا ذیل نظارت کند؟ آیا کسانی که آن سو نشسته اند و حکم حکومتگران و دولتمردان را دارند، خبر دارند که عده زیادی از هموطنان شان دلگیر و دل خسته از برخوردهای بی ادبانه و ناروا و تند گاه کاملا بی دلیل، وطن عزیز را با دلی شکسته ترک کردند؟ آیا ورای شعارها و توصیه های سازمانی که ممکن است پس از مدتی فراموش شوند، نظارت کیفی و دقیقی برای جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت اجرایی و قضایی مقامات وجود دارد؟ و در آخر آیا تصمیم گیران کلانی که بر مسندهایی در سه قوه نشسته اند، در جلسات و لحظه تصمیم گیری های خود به وفاداری و مهربانی و پایداری و میهن دوستی و غیرت این مردم به رغم رنج های فراوان و مشکلات اقتصادی و اجتماعی که دچارش هستند، فکر می کنند؟ تصور می کنم دل هر کسی از این میزان گذشت و مهربانی و وفاداری که حتی در سخت ترین شرایط بروز می کنند، می گدازد. آنها که این روزها سخت در تلاش برای راه یافتن به مجلس هستند و گاه گفتن هر کلامی و ارتکاب به هر عملی را برای نیل به مقصود مباح می بینند، آنها که مدیر و وزیر و رییس و قاضی هستند باید پیش از هر تصمیم گیری بدانند مردمی که از نتایج کارهای آنان متاثر می شوند، مردمی بسیار خاص و نسلی شاید تکرارنشدنی هستند و هر کاری که می کنند، قدمی که برمی دارند با عزم و اراده و معطوف به جبران مهربانی آنها باشد. اگر این مهربانی دوسویه شود، آن وقت اوقات مان هم خوش می شود، اتحاد ملی بیش از پیش تجلی می کند و اختلافات سیاسی و جناحی بر سر مفاهیمی عزیزتر و بزرگ تر به نام ایران و مردم ایران رنگ می بازند. ان شاءالله. امیدوارم خوب باشید. روز خوش و خوب باشد.