آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۵
پنج شنبه روز آخر نیست
۱۵
ایران ویج

مهاجران کم توقع و سختکوش

فاطمه باباخانی

ساعت هشت قرار داشتیم، ما یک ربع به هشت رسیده بودیم و فکر می کردیم تا هشت و پنج دقیقه حداقل منتظر باشیم. اما دو، سه دقیقه بعد زنگ در به صدا درآمد. یونس 18 ساله که برای تخریب خانه آمده بود، شش خواهر و برادر کوچک تر از خودش در افغانستان دارد، یعنی که در این 18 سال مادرش شش بار بارداری موفق داشته.همین موضوع باعث شده با وجود هم سن بودن من و مادرش، به گفته یونس خیلی جوان تر از او به نظر برسم. چهار، پنج سال پیش در 13 سالگی یونس مرز افغانستان را به هوای کار و زندگی بهتر رد کرده، به تهران رسیده و با پدرش به کار ساختمانی مشغول شده . در این چند سال او مادرش را ندیده و آهنگ انتظار تلفن همراهش آهنگی با موضوع مادر است. می گوید سال پیش ازدواج کردم ، منتها باید سخت کار کنم تا پول عروسی جور شود، اضافه می کند مراسم ازدواج و سنت های پیش از آن برای تازه دامادهای افغانستان خرج زیادی برمی دارد. یونس چهار روزی که در خانه ما کار می کرد راس ساعت هشت صبح می آمد و کارش را شروع می کرد و راس ساعت پنج هم می رفت؛ در حالی که همه چیز را مرتب سر جایش گذاشته بود، او خیلی زودتر از زمانی که ما انتظارش را داشتیم کارش را تمام کرد و این روزها در نقطه ای دیگر از شهر در حال تخریب و ساخت و ساز است.

تجربه کار با مهاجری از افغانستان برای بسیاری از پایتخت نشین ها مرسوم است ، در ساختمان کوچک ما آقای حسینی که کار نظافت را انجام می دهد از اهالی این کشور است، در مسیر روزنامه ، کفاشی که می بینیم و کارهای کفش مان را به او می سپریم هم افغان است و حال که به مرحله ساخت وساز رسیدیم باز هم آقا ستار مهاجری که سال های سال است به ایران آمده و برای خودش به یکی از خوش نام های این حوزه تبدیل شده کار ما را به عهده گرفته. با وجود انبوه کارهایی که مهاجران افغان در ایران انجام می دهند و سابقه طولانی حضورشان در ایران، انگار برای گروهی هنوز مرزکشی میان افغان ها و ایرانی ها چنان جدی است که نمی توانند بپذیرند آنها هم به همان اندازه از حقوق شهروندی برخوردارند که یک شهروند ایرانی می تواند برخوردار باشد. این در حالی است که همین گروه وقتی به یک ایرانی در کشوری اروپایی توهین می شود شگفت زده می شوند چرا باید با یک ایرانی آریایی در اروپا و امریکا چنین توهین آمیز برخورد شود . اما وقتی پای یک مهاجر افغانستانی و تبعیض هایی که آنها در ایران متحمل می شوند به میان می آید آنها چنان بی تفاوت برخورد می کنند که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است. مثل اینکه در یک مدرسه خانواده ها همین دو سال پیش اعتراض کردند چرا باید فرزندشان در کنار کودکی افغان درس بخواند و شان و احترام دردانه شان را پیدا کند؟! حال همین گروه وقتی مرزهای اروپا برای سوری ها و افغان های جنگ زده باز شده بود با وجود شرایط غیرجنگی در کشورشان، خودشان را به جای افغان ها جا می زدند و به آن سوی مرزها می رفتند. اگر از آنها می پرسیدید چطور به اینجا رسیدید زمین و زمان را به هم می بافتند تا رفتارشان را توجیه کنند. اما این برخوردهای نادرست با مهاجران افغانستانی ریشه اش در کجاست؟! توجیه ها در این مورد عموما در دو حوزه دسته بندی می شوند: آنها برای بازار کار ایرانی ها با پایین آوردن قیمت خدمات تبعات منفی دارند ، حضور مهاجران ناامنی هایی برای ایرانی ها ایجاد می کند. پرسشی که درباره گزاره اول می توان ذکر کرد این است که چرا ایرانی ها ترجیح می دهند به جای استخدام یک ایرانی، مهاجری از افغانستان را انتخاب کنند. نحوه کار کردن ایرانی ها است! اگر نتوان به قطعیت گفت ایرانی ها کارگران خوبی نیستند اما در اذهان عمومی این جا افتاده که افغان ها مردمانی سختکوش هستند. کسانی که کم توقع و بدون دردسر کار را انجام می دهند و خیال کارفرما راحت است ، البته که چنین نگاهی گاهی باعث اجحاف های جدی در جامعه کارگری افغان می شود و آنها از بسیاری از مزایای حقوقی در محیط کار محروم می مانند. درباره گزاره دوم که در سال های اخیر کمرنگ تر شده، باز ماجرا به همان موج مهاجرت بازمی گردد که تبعات خود را در هر کشوری دارد. اما اگر همین امروز هم نابهنجاری اتفاق بیفتد که یک طرفش افغانستانی و طرف دیگرش ایرانی باشد باز می توان دید که چطور جامعه بی محابا مهاجر را زیر رگبار انتقاد می گیرد (البته این موضوع تنها به ایران مربوط نمی شود و در سایر کشورها نیز شاهدیم مهاجران در چنین وضعیتی به سر می برند، به ویژه در سال های اخیر که موج مهاجرهراسی در کشورهای اروپایی به رشد افکار دست راستی منجر شده و باعث نگرانی های جدی در این باره شده است.) با همه اینها راه اصلاح هیچ وقت بسته نیست، می شود با انجام فعالیت های فرهنگی که در سال های اخیر توسط روزنامه ها و انجمن ها هم کم نبوده نگاه ها نسبت به جامعه افغانستانی را بهبود بخشید. می شود صدا و سیما فراتر از برنامه های طنز با لهجه افغان ، نگاهی اخلاقی تر به این گروه از شهروندان ایران داشته باشد.