آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
صفحه اول
۱
یادداشت

هدیه کتاب به جای هدایای نوروز

محمدجواد لسانی

موضوعات زیبایی در اجتماع رونق داشته اند که اکنون در خطر زوال هستند یا ممکن است دیگر از دست رفته باشند؛ می توان از آن رفتنی ها مثال هم آورد یکی شان بی تعارف موضوع کاهش اعتماد متقابل است. به شهروندان دقت کنید؛ چند سالی است آنها کمتر به هم راه می دهند تا در یک حریم مهرورزی، کاری برای همدیگر کنند و شاید در جایی به درد هم بخورند. این قضیه ناگوار حتی در سطح همسایگی هم نمایان شده است. اصل همیاری جمعی به شدت صدمه خورده و نمی توان از آن گذشت. تفسیر آگاهان این است که به سبب یک رشته بحران و نگرفتن پاسخ ها ممکن است تن جامعه شکننده شود و تب و بیماری بالا برود و از نادیده گرفتن هویتش رنجور و خسته شود. این علامت هایی است که در این سال ها، رخ نشان داده و یعنی حال جامعه چندان خوب نیست. بحث اجتماعی را نمی توان به راحتی در مترو یا مرکز خریدی به میان کشید. به محض طرح آن التهاب هم بالا می رود چون آستانه تحمل و مدارا پایین است. گاهی یک گلایه ساده ممکن است کار دست آدم بدهد. وقتی یکی از خانه بیرون می زند می کوشد با کمترین برخوردی با مردم کوچه و بازار کارش را به انجام برساند و بی دردسر به زیر سقف خودش برگردد تا آرامش خود را بازیابد. این حرف ها را تقریبا همه شنیده اند و می دانند البته ممکن است عده ای این مسئله پررنگ را لاپوشانی کنند. به طور قطع طرح مسائل جامعه راحت است اما دریافتن راه حل ها بیشتر اوقات دشوار می شود، چون برای عامه مردم، ابراز ناراحتی، جاذبه و اعتباری کاذب پیدا کرده اما فکرکردن برای حل مسئله، طرفداران زیادی ندارد، چه بسا که به گفته رسول مهربانی (ص) یک لحظه اندیشه می تواند از 70 سال عبادت سبقت بگیرد! پس چه خوب است که برای نیروگرفتن جامعه، به «نیروی تفکر»، عنایت بیشتری شود، زیرا قدرت پرش بالایی در ذات خود دارد. با اندیشیدن می توان گره های کور و فروبسته ای را گشود که در این سالیان، بی توجهی فراوانی به آن گره ها شده است و به جای آن به اموری بیرونی پرداخته شده که نقش مهمی در سعادت جامعه نداشته اند. 

پرسشی پیش می آید که جاده تفکر را چگونه می توان روشن کرد تا در آن بتوان با چابکی به جلو تاخت؟ یکی از چراغ های تفکر، بدون تردید، کتاب است. یک بررسی ساده نشان می دهد ملت هایی که در سنین مختلف جمعیتی کتاب می خوانند مشکلات اجتماعی نازل تری دارند و برعکس، کشورهای که به سمت این فانوس روشنگر نرفته اند، به تاریکی غلیظی فروافتاده و در خواب رفته اند که به قول صاحب فکری، خواه ناخواه این تاریک نشینان سرانجام دچار پرتاب شدگی از تاریخ می شوند! یعنی آن مرز و بوم ها در جامعه جهانی، به عددی هم شمرده نخواهند شد، چون آنان به جای روی آوری و کسب مفاهیم نهفته در کلمات، به طور آشکاری هرز می روند و پیشه اصلی شان بطالت ایام می شود، زیرا کتاب است که می تواند موقعیت حال حاضر یک ملت را به او بنمایاند و او را بینا کند.

اینک پرسش دوم فرامی رسد: کتاب را چگونه می توان در رگ های جامعه به جریان انداخت؟ پاسخ های گوناگونی می توان ارائه داد اما دم دست ترین جواب در این حال و هوای بهمن و اسفند سال، این است که اشخاص صاحب نام یا نهادهای دولتی و خصوصی به جای دادن سررسید و هدایای دیگر، بیایند کتاب هدیه کنند تا با این اقدام شایسته، یک جریان سازی فرهنگی هم کرده باشند. امروز این نکته را پیشنهاد می دهم چون سفارش هدایا، حتی قبل تر از امروز آغاز شده و آنانی که هنوز در فکر هستند، می توانند به این هدیه گران بها، بیندیشند. با اطمینان می توان گفت اگر این رفتار جمعی تداوم یابد، خودبه خود به یک عادت خوب اجتماعی بدل می شود و می تواند کتاب را از انزوای ناخواسته بیرون بیاورد و مفاهیم آن سبب ساز تعامل اجتماعی شود. جرقه این کار را نخبگان و مدیران جامعه می زنند اما برکت آن در بدنه جامعه و روابط شهری هویدا خواهد شد. گاهی دستوری صادر می شود که مثلا هفته کتاب یا نمایشگاه سالانه کتاب را رونق دهند، اما اگر این اقدامات پرهزینه و مقطعی، پشتوانه ای در نهاد مردم نداشته باشد، تکان موثری در سرانه مطالعه کتاب ایجاد نمی کند، زیرا پس از مدتی کوتاه، آن شلوغی ها و هیاهو به اتمام می رسد و دو باره در آن سبو همان می ماند که در اوست. مسلم است که نقش گروه های مردم نهاد را نمی توان نادیده گرفت؛ گروه هایی که با نام سمن، کوشایی می ورزند تا جامعه را به سمت تحقق ایدئال ها سوق دهند. آن تشکل ها قابلیت بالایی دارند تا در این زمینه تصمیم ساز شوند و برنامه های خود را به اجرا بگذارند، زیرا آن گروه ها ارتباط مستقیمی با آحاد مردم دارند. همچنین در مراکز آموزشی و حتی کتابخانه های محلات، می توان با درایت و تامل از این ظرفیت تاثیرگذاری، بهره لازم را برد تا رسم زیبای اهدای کتاب به ایام مبارک نوروز هم کشانده شود و در میان خانواده ها و بستگان و دوستان به درستی جا بیفتد.