آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
هنر
۱۰

نگاهی به فیلم «سه کام حبس» ساخته سامان سالور

سیزده 98

علی فرهمند

چندان کار ساده ای نیست -تا انتهای لجن رفتن! و گل ولای را با دست، دست مالی کردن، مالیدن به چهره ها به قصد تیر گی، تاریکی و چرک مردگی ها، تلخی ها را نشان دادن و البته کمتر شعار دادن! اما «سه کام حبس» تا آنجا که ممکن است، شعار نمی دهد، قصه می گوید؛ قصه ای که هرچند انگار از توی پاورقی های مجلات کودکان زیر 12 سال گرفته شده (اگر اصلا چنین مجله ای وجود داشته باشد!) اما دست کم داستان را با میزان کمی از شعارزدگی و پرگویی روایت می کند. (که تماشای فیلم برای این افراد مناسب نیست!).

کام اول: تصاویر چرک آماده ات می کنند برای یک اتفاق ناگوار. قلاب درام که بر محور مواد مخدر چفت شد، صحنه ها هرچند ساده انگار، هولت می دهند به ترغیب. در واقع راهبرد این است که با تعدد رخدادها حواس مخاطب از میان ما یگی ها پرت شود؛ بنابراین دیگر مهم نیست که مجتبی (محسن تنابنده) چطور و چرا یک و نیم کیلو مواد مخدر را در ماشین خود حمل می کرده یا نسیم (پریناز ایزدیار) چطور به یک دزد مورفین اعتماد می کند و تمام دار و ندارش را می سپارد به او یا تنهایی با آن همه جنس عزم خرده فروشی می کند یا مجتبی سر بزنگاه اسلحه ای می گیرد که اگر روزی خدشه ای به ناموسش وارد شد، بوووم... (حالا نحوه گرفتن اسلحه؛ چونان تام کروز در «ماموریت غیرممکن» آن هم به دست یک شبه معلول بی جان، به کنار...)! فیلم تمام صحنه هایی را که می شود از فرط کودکانگی بهش خندید، یک جا نشان می دهد (یک تعرض کم داشت که آن هم در پایان...) و تا ته خط بدبختی می رود اما راستش خنده ای در کار نیست؛ نمی شود به کلیت کار خندید. شاید چون همه چیز را خیلی جدی و عصبی و به واقع تلخ روایت می کند. شاید چون ایمان سازندگان بر این تلخ گویی بنیان شده است. شاید چون حال دوربین (و فیلم ساز و نویسنده فیلم نوشت) واقعا خوب نیست! و ما تماشاگر حس واقعی سازندگان هستیم. شاید چون فیلم در زمان و در سالی نمایش داده می شود که حال هیچ کس خوب نیست (و بالطبع اثر از اوضاع و احوال زمانه اش تاثیر می پذیرد). در کنارش صحنه هایی که کارکرد تماتیک دارد، به دریافت حس ناخوش تماشاگر کمک می کند. مثلا گرفتن چاه آشپزخانه که دو بار و هر دوبار در زمان درست اتفاق می افتد که در کنار تمام رخدادهای ناگوار، زن و مرد را به لجن آغشته کند یا آدمک های بی سر و بی پا و بی چشم که با تدبیری ماشینی، می شوند عروسک بچه ها. یا همان بچه -نگار- که قربانی است و گریه هاش بجاست و نگاه هاش لازم. حالا نمی دانم دارم تعریف می کنم یا چه، ولی «سه کام حبس» از شدت بدی، خوب است چون فیلم سازش به همان بدی باور دارد و ضعف ها را چنان نشان می دهد که «تماشا» را کنار نخواهی گذاشت!

کام دوم: مسیر روایت البته ایرادی جدی به خود می گیرد: اینکه رخدادها اجازه خلوت شخصیت با خود نمی دهد. شخصیت ها فردیت ندارند. مشخص نیست ویژگی های آ نها چیست؟ چرا مرد (مجتبی) دست به موادفروشی می زند؟ چون وضع مالی اش خوب نیست؟ اینکه برای «درام» خود بی انگیز گی است. چرا زن (نسیم) از زندگی اش راضی نیست؟ و در پی تغییر؟ چرا پرستار (سمیرا حسن زاده) مورفین کش می رود؟ و بعد آن صحنه مضحک ضجه هاش که معلول بیماری او است در ایجاد آگاهی نسبت به انگیزه دزدی کافی است؟ اصلا پرستار چه تاثیری در اثر دارد؟ اگر نبود چه تفاوتی می کرد با الان که مثلا هست؟ شخصیت ها در «سه کام حبس» درست مثل عروسک های فیلم هستند: بی جان، بی مغز، بی دغدغه و در یک ویژگی مشترک: همه بدبخت. مسئله اما بدبختی ها نیست بلکه چگونگی نمایش ویرانی است که فیلم اصلا به آن ورود نمی کند و مانند صفحات حوادث، فقط آوار ویرانی ها را نشان می دهد.

کام سوم: می ماند یک کاشت و یک برداشت کمیک و سفارشی؛ یکی از آن شعارها: نسیم تحت شرایطی که نمی دانیم چیست، در حال تغییر عقیده است. پوشش چادر انتخاب کرده و در جلسات مذهبی شرکت می کند و شوهرش -شوهر مخالف با عقیده همسر- مدام او را نکوهش می کند به چنین تغییر؛ اما در مسیر داستان دست گیرمان می شود که آدم بده شوهر است و شخص پاک، همسر و در انتها که همه چیز تمام می شود، مرد به سبک «کیل بیل» در حمام اشک می ریزد و زن خال کوبی اش را پاک می کند! و آدم یاد سریال های مناسبتی تلویزیون می افتد: آن قدر خنده دار که تمام تلخی ها را می شورد و می برد و مطمئن می شوی که با تمام خرده داستان های ترغیب کننده، فیلم بدی است؛ اما نسبت به دیگر فیلم های فیلم سازش -سامان سالور- یک گام رو به جلو است -که بالاخره بعد از چند فیلم توانسته مخاطب را تا آخر در سالن سینما بنشاند-هرچند با راهبردی غیردراماتیک؛ نباید فراموش کرد که اگر فیلم جذب می کند، نه به خاطر اینکه فیلم خوبی است بلکه چون هم سو است با حال مردم و حال مردم اصلا خوب نیست! مثل حال این نقد که معلوم نیست دارد می کوبد یا دفاع می کند!