آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
هنر
۱۰

نگاهی به فیلم «بی صدا حلزون»، ساخته بهرنگ دزفولی زاده

فریاد بی صدا

یاسمن خلیلی فرد

آنچه «بی صدا حلزون» را به یک فیلم اول  متقاعدکننده تبدیل کرده است، شاید در وهله اول موضوع متفاوت آن باشد. بهرنگ دزفولی زاده در نخستین تجربه  کارگردانی فیلم بلند خود داستان زندگی یک زوج کم شنوا و ناشنوا را دست مایه قرار داده است که باید تصمیمی مهم برای فرزند ناشنوای خود بگیرند. 

فیلم، ایده مرکزی جالبی دارد و  قصه اش را سرراست تعریف می کند. فیلم نامه تا میانه های فیلم روان جلو می رود اما لاغری طرح اولیه از جایی به بعد در فیلم نامه کاملا به  چشم می آید و کار را تا حدودی کش دار می کند و قطعا ایده  مرکزی داستان پتانسیل پرداخت بهتری را داشت. از طرف دیگر، برخی از واقعه های فیلم در منطق روایی فیلم نامه نمی گنجند و برخورد سرسری و به دور از منطق شخصیت ها با بعضی رخدادها از باورپذیری درام می کاهد. شاید بدیهی ترین سوالی که برای هر تماشاگری پس از تماشای فیلم پیش بیاید، همین باشد که الهام (هانیه توسلی) چطور به آن راحتی اتفاق هولناکی را که برای سعید (محسن کیایی) رخ داده است، می پذیرد و قبول می کند با پول امیر (مهران احمدی) مهرشاد را عمل کند؟ 

فیلم به لحاظ ساختار و اجرا چاله چوله هایی دارد. به نظر می رسد «بی صدا حلزون» در مدیوم درستی ساخته نشده است. فیلم تا حدودی یادآور تله فیلم ها یا مینی سریال های تلویزیونی است. این اتفاق تا حد زیادی به انتخاب زوایای دوربین  و اندازه قاب های تصویر بازمی گردد که بسیار ساده و تلویزیونی اند. به طور کلی، میزانسن های نه چندان حرفه ای اثر به میزان قابل توجهی فیلم را هدر داده است. 

اما «بی صدا حلزون»  این کاستی را در بخش دیگری جبران می کند و آن صداگذاری فیلم است. فیلم به واسطه سوژه اش ارتباطی تنگاتنگ با «صداها» و «سکوت ها» دارد و بازی درست و بجا با این دو المان تاثیر مطلوبی را بر کلیت فیلم و بر مخاطب می گذارد. موسیقی متن کار نیز در خدمت همین موقعیت کاربردی صداها و سکوت ها قرار گرفته و به شکل متقاعدکننده ای با آنها همسو و هماهنگ می شود. فیلم ساز در بسیاری از سکانس ها دنیا را از دریچه گوش(!) شخصیت هایش ترسیم می کند و همین امر موجب همذات پنداری بیشتر و بهتر مخاطب با فیلم می شود.  اینکه دزفولی زاده در نخستین تجربه فیلم سازی خود به سراغ طیفی از آدم های جامعه رفته  که کمتر پیش می آید دوربینی رویشان زوم کند، اقدامی درخور تحسین است. او در طرح و پرداخت شخصیت هایش سعی می کند جهان زیستی ناشنوایان را با همه مشکلات و سختی هایی که جامعه بر آنها تحمیل کرده است، به تصویر بکشد و این جزئیات در بازی بازیگران فیلم نیز کاملا لحاظ شده است. اما کاش فیلم ساز به همان اندازه به روابط و کشمکش های میان کاراکترهایش نیز نزدیک می شد و در سطحی عمیق تر به آنها می پرداخت. در سکانسی از فیلم، امیر علت جدایی الهام را از سعید می پرسد و طبق پاسخ الهام، ظاهرا تنها دلیل این جدایی مخالفت مرد با جراحی پسرشان بوده است. اگر چنین ادعایی درست باشد، کینه، خشم یا دشمنی عمیقی میان زن و مرد نمی تواند وجود داشته باشد و بهتر آن بود در بخش هایی از فیلم به روابط این دو بیشتر پرداخته  یا مهر و محبتی بین آنها دیده می شد. ارتباط الهام با ساعد (پدرام شریفی) - برادر سعید- بسیار بیشتر است و این توجه صد درصد و یک جانبه الهام به مسئله عمل گوش مهرشاد که باعث پشت کردن او به همه حتی همسر و پدرش شده است، به لحاظ منطقی بر باور مخاطب نمی نشیند و امتیازی منفی برای فیلم محسوب می شود. 

«بی صدا حلزون» بازی های قابل قبولی دارد. بازی هانیه توسلی چشمگیر است. پدرام شریفی، محسن کیایی و مهران احمدی نیز نمره قبولی می گیرند. اما بازیگر خردسال فیلم نیز پا به پای پارتنرهای بزرگ سالش پیش می رود و بازی دلپذیری دارد. 

«بی صدا حلزون» فیلمی کم ادعا و سالم است که به رغم نقصان های روایی و ساختاری اش پایان بندی ای هوشمندانه دارد که می تواند بسیار امیدبخش باشد.