آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
روزنامه فردا
۱۶
اتفاق

سهم خواهی های قومی و سودجویی دلالان

مجتبی گهستونی

نگارنده این نوشتار با آگاهی کامل از ارزش تک بناهای تاریخی که در شهر اهواز وجود دارد، بر آنچه در محله عامری که گوشه ای از محله اهواز قدیم است، اشراف داشته و به همین دلیل طرح احیای محور فرهنگی تاریخی -گردشگری منطقه هفت را نوشته و به تصویب مسئولان امر رسانده تا پس از تامین اعتبارات آن، شاهد حفظ، مرمت، احیا، بهره برداری و نگهداری از بناها و محوطه هایی باشیم که دغدغه همه مردم علاقه مند به حفظ تاریخ و فرهنگ است. بنابراین آنچه می نویسم، به هیچ وجه احساسی و از ناآگاهی نیست.  آنچه با عنوان خبر تخریب «شارع الشیوخ» در اهواز منتشر شد، دروغی بیش نیست. نه اینکه بنایی تخریب نشده باشد، خیر! بلکه خیابانی به این نام وجود ندارد و زاییده تخیل نویسنده آن متن و اهداف بعضا خاص تهیه کنندگان آن متن بوده که به یک خبرگزاری ارائه شده است.  همین موضوع را که خیابانی به نام شارع الشیوخ وجود دارد، هیچ مقام مسئولی در حوزه میراث فرهنگی تایید نمی کند. حتی معاون میراث فرهنگی خوزستان هم در مصاحبه ای با یک خبرگزاری دولتی، از وجود چنین خیابانی ابراز بی اطلاعی کرد؛ موضوعی که تبدیل کردن آن به یک سوژه خبری قطعا یک شیطنت رسانه ای است. اگرچه من به عنوان یک روزنامه نگار و فعال میراث فرهنگی، تخریب چند خانه را تایید نمی کنم که البته همه آنها الزاما با ارزش معماری نبودند چراکه اگر برای مالکان آن اهمیت داشتند، باید همچون دیگر بناهای تاریخی اهواز در فهرست آثار ملی کشور ثبت می شدند و نه اینکه ابتدا خالی از سکنه شده و سپس رها شوند. دلیل اصلی خالی شدن و رهاکردن این بناها هم قرار  ارزش افزوده ای است که این بناها پیدا کرده اند. چون در یک دهه اخیر این خانه های حاشیه رودخانه کارون و کمتر دسترس ناپذیر یکباره در مسیر جاده ساحلی قرار گرفته و ارزشان بالا رفت. مالکان بناها اگر راست می گویند خانه های خود را تخریب نمی کردند تا به رستوران و کافه تبدیل کنند، بلکه حفظ می کردند تا بخشی از آن خانه ها به مکان های فرهنگی از جمله موزه و گالری و حتی اقامتگاه سنتی تبدیل شوند. اهواز شهری کلان است که اقوام گوناگونی در آن زندگی می کنند؛ از لر بختیاری گرفته تا عرب. از قشقایی گرفته تا شوشتری و دزفولی که قومیت خاص خود را دارند. از صابئین مندایی گرفته تا مسیحیان ارمنی، آشوری، کلدانی و در آن سوتر زرتشتیانی که محله های خاص خود را داشتند و دارند.  عمده این اقوام، ساکنانی در بافت قدیم اهواز دارند که به گویش و زبان خود تکلم می کنند منتها هیچ اهوازی ای را جز اندک افرادی که در پی تاریخ سازی برای خود هستند، پیدا نخواهید کرد که از آنها سراغ خیابان هایی مثل شارع الشیوخ، بیت الصخر و بیت العجم را بگیری و به تو با چشم بسته آن نشانی را دهند. چون اساسا چنین نام هایی نه رسمیت دارد و نه روزی بر پلاک خیابانی بوده و نه اینکه مردم با آن آشنا هستند. شارع الشیوخ یعنی خیابان شیخ ها. کدام شیخ؟ برای چند درصد مردم آن شیخ ها شناخته شده اند؟ بیت الصخر یعنی خانه صخر. یا بیت العجم یعنی خانه عجم. این افراد چقدر شناخته شده بودند و نامشان بر کدام پلاک یا حتی پاکت پستی آمده است؟ آن هم در محله ای که تکثر قومی دارد. 

در خبرها خواندم گفته شده خیابان شارع الشیوخ با قدمت 400 سال تخریب شده است. اما لازم است  بگویم این خیابان که بخشی از محله اهواز قدیم یا عامری است، قدمتی 200ساله دارد. مستندات اداره کل میراث فرهنگی خوزستان درباره ثبت مسجد عامری تایید می کند این مسجد قدمتی 200ساله دارد. بگذریم که بعدها عده ای به صورت غیرقانونی کتیبه ای 400ساله را نصب کردند. 

اگرچه آثار تاریخی موجود در اهواز از جمله چند محوطه و سازه های باستانی، قدمت این شهر را به دوره ساسانی و حتی اشکانی و قدیمی تر از آن می برد اما دلیل نمی شود از تاریخی ساختگی آن هم از 400 سال به آن سوتر گفته شود تا برای قومیت خاصی تاریخ سازی صورت گیرد. مستندات اداره کل میراث فرهنگی خوزستان از شهر هرمز اردشیر با قدمت هزارو 700 سال می گوید که بخشی از آثار آن در محله مجاور عامری یا اهواز قدیم واقع است. یا حتی در بلندی های شهر اهواز که با بافت قدیم اهواز و عامری فاصله ای کمتر از 500 متر دارد، محوطه ای به نام کوهساران خودنمایی می کند که باستان شناسان،  کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی به ارزش و قدمت آن به ویژه از دوره اشکانی - ساسانی - اسلامی آگاهی دارند. بنابراین پدیدآورندگان نام هایی مانند شارع الشیوخ، بیت الصخر و بیت العجم به هیچ روی علاقه ای ندارند که از نام هایی مثل اکسین، تاریانا، اوژ، هرمز اردشیر و... که نام های کهن تر اهواز هستند، سخن بگویند. حتی دلشان نمی خواهد از «اهواز» بگویند چون برخی از آنها از «احواز»ی می گویند که حتی در منابع بسیاری این نام رد شده است. حتی جهانگردی به نام مادام دیالافوا از قدمت شهری کهن نام می برد که او در خرابه ها و قبرستانش حضور پیدا کرده است. 

کوتاه کلام اینکه موضوع خیلی ساده است. اهواز قدمتی دیرینه دارد. اما به واسطه سیلاب ها، طغیان ها و بیماری ها، برای چند سده خالی از سکنه شده اما بار دیگر اهواز در دوره قاجاریه با حضور اقوام متعدد شکل می گیرد. بنابراین اهواز شهر تک قومیتی نیست که فقط یک سری نام های خاصی در آن شنیده شود. 

دوستان و اهالی رسانه اگر تمایل به دفاع بی غرض از بناهای باارزش تاریخی در گوشه و کنار بافت باارزش اهواز قدیم دارند، علاوه بر عامری، سری به خیابان های فرعی سی متری، طالقانی، بیست و چهارمتری و نادری بزنند و با حجم خانه هایی مواجه شوند که به دلیل قرارگرفتن در قلب بازار مورد طمع زمین خواران و سودجویان هستند.