آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۵۵۹۹
فرهنگ: سینما
۱۰

در بررسی فرمی و محتوایی فیلم های جشنواره، به برخی حاشیه ها و بازتاب های این رویداد پرداخته ایم

پس از سیمرغ

علی رستگار ساناز قنبری

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با همه فراز و نشیب ها و ماجراهای ریز و درشتش، تمام شد و به تاریخ پیوست، اما دست کم چند روزی طول می کشد تا هیاهوها و حرف و حدیث هایش فروکش کند، هرچند برخی حواشی به وجود آمده در این رویداد بعید است که از حافظه سینمایی مردم، اهالی رسانه و سینما پاک شود. ما اینجا و در حد بضاعت صفحات، سراغ برخی نکته های قابل اشاره جشنواره و البته بیشتر سراغ خود فیلم ها رفتیم تا ببینیم اوضاع مهم ترین رویداد سینمایی ایران از جنبه های مختلف از چه قرار بود. به ضرورت به بعضی موارد جالب اما جامانده نیز در روزهای پیش رو خواهیم پرداخت.

مشارکت بالای مردمی

باوجود برخی مخالفت ها و انصراف ها و تحریم ها، با استقبال مردم از پیش فروش بلیت های جشنواره فیلم فجر، همه چیز حکایت از شکوه مهم ترین رویداد سینمایی ایران داشت. بخش عمده ای از بلیت ها در ساعات ابتدایی فروش آنلاین، فروخته شد و مسوولان جشنواره را به صرافت اختصاص سالن ها و سئانس های بیشتری به پیش فروش بلیت ها انداخت. این اقبال فوق العاده در زمان برگزاری جشنواره در سینماهای مردمی هم در تهران و هم در شهرهای مختلف کشور ادامه داشت و شاهد حضور پرشور مردم برای تماشای فیلم ها بودیم.

انصراف ها و باقی ماجراها

از وقتی برخی خارج نشین های بیرون گود ایستاده، فرمان «لنگش کن» سر دادند، بعضی چهره های سینمایی هم در داخل وارد این بازی شدند و سوار بر موج شکل گرفته از جشنواره فیلم فجر انصراف دادند و آن را تحریم کردند. البته در این میان بودند افرادی که با باور و صرفا از روی همراهی با مردم داغدیده و به احترام آنها از حضور در این رویداد کناره گرفتند، بدون این که بحث سیاسی و جناحی در کار باشد. مسعود کیمیایی، فیلمساز لوطی و اهل دل سینما هم که فیلمش خون شد در بخش مسابقه حضور داشت، ترجیح داد که در جشنواره امسال نباشد، اما فردای روز انصراف کیمیایی، جواد نوروزبیگی، تهیه کننده فیلم موضع دیگری گرفت و از حضور فیلم خون شد در جشنواره خبر داد. اگرچه کشمکش های بحث انصراف ها، کم و بیش در روزهای بعد هم ادامه داشت و از جمله حرف های شهاب حسینی که بر لزوم حفظ وحدت مردم تاکید کرد و اقداماتی نظیر انصراف از جشنواره و تحریم آن را تفرقه افکن دانست، اما آنچه در کلیت مهم و برجسته به نظر می رسید، اقبال مردمی، سینمایی و رسانه ای به سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود.

بدون افتتاحیه

جشنواره فیلم فجر امسال در اقدامی احتمالا بی سابقه، بدون برگزاری مراسم افتتاحیه شروع شد. این تصمیم دبیر جشنواره به احترام حوادث و رخدادهای ناخوشایند اخیر انجام شد و کمک رسانی به سیل زدگان سیستان و بلوچستان در دستور کار قرار گرفت. هرچند به نظر می رسید، می شد با به جا آوردن رسم هرساله و دیرپا، مراسم افتتاحیه ای اتفاقا مختصر و مفید و همدلانه و مردمی برگزار کرد و یاد شهدای مقاومت و جانباختگان حادثه هواپیما و... را هم گرامی داشت.

تندیس سردار شهید حاج قاسم سلیمانی

تندیس نوظهور امسال جشنواره فیلم فجر، جایزه ویژه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بود که در نهایت به فیلم «آبادان یازده 60»ساخته مهرداد خوشبخت رسید. این فیلم که به موضوع مقاومت مردمی آبادان در اوایل جنگ می پردازد، پیوندی مضمونی با رسالت همیشگی حاج قاسم و یارانش از گذشته تا امروز دارد و شایسته دریافت این تندیس ویژه بود. البته به دلیل کمبود محسوس فیلم هایی در زمینه سینمای جنگ و دفاع مقدس و مقاومت در جشنواره امسال، گزینه های چندانی هم برای مقایسه و رقابت میان آثار در این بخش وجود نداشت و با توجه به اهمیت این بخش و این تندیس، انتظار می رود در سال های آینده، فیلم های مهم و باکیفیتی با موضوع مقاومت در جشنواره حاضر باشند تا این تندیس، به جز وجهه احترامی و ادای دینی به شخصیت شهید سلیمانی به عنوان سردار مقاومت، از جنبه رقابتی و سینمایی هم خالی نباشد.

کمی یاد بگیریم!

انصافا بعضی اوقات مرغ همسایه غاز است، می گویید نه؟ همین جشن اسکار 2020 را با همین اختتامیه جشنواره فیلم فجر خودمان مقایسه کنید تا ببینید در جذابیت و کیفیت برگزاری مراسم، حالا حالاها باید بدویم تا به استانداردهای لازم برسیم. هرچند به طور طبیعی و در احترام به حوادث اخیر کشور، انتظار جشنی سرخوشانه را نداشتیم، اما می شد اختتامیه ای شسته رفته و منظم و به یادماندنی برگزار کرد. در عوض انتخاب نامناسب مجری، طولانی شدن مراسم، مشخص نبودن میزان سخنرانی برندگان سیمرغ و سخنرانان دیگر و... باعث شد با پایانی شلخته و کسالت بار طرف باشیم. یکی از نقدها به سخنرانی طولانی شهردار تهران، حامی مالی جشنواره بود. به جز این باید به بازار سیاه بلیت مراسم اختتامیه و حضور افراد غیرمرتبط با سینما در اختتامیه اشاره کرد. حتی برخی باوجود در دست داشتن بلیت مراسم، پشت درهای بسته ماندند.

نگاهی به عملکرد هیات داوران جشنواره فیلم فجر از متن تا حاشیه ماجرای 9 صندلی خالی

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر هم به پایان رسید، برگزیدگان امسال هم از کانال هیات داوران عبور کردند و سیمرغ ها را گرفتند. بازار حرف و حدیث مثل همیشه داغ است و به هیات داوران و مدیریت «داوری ها» انتقادهایی وارد است. هر چند این شرایط تا حدی عادی بوده و اعتراض به داوری ها اتفاقی همیشگی است، اما نگاهی می اندازیم به حاشیه هایی که امسال گریبان هیات داوران را گرفته است. حاشیه هایی که ممکن است برخی از آنها نکات بجا و درستی را مطرح کنند و برخی دیگر هم نه. ما سعی می کنیم تمام مثبت و منفی های داوری امسال را کنار هم ببینیم و بررسی کنیم.

خوشبختانه حواس داوران جشنواره سی و هشتم فجر به فیلم های بی حاشیه ای مثل «تومان» و «پوست» هم بود. حتی کمتر کسی باور می کرد که بازی درخشان میر سعید مولویان و مجتبی پیرزاده در «تومان» از سوی داوران دیده شود، اما این اتفاق افتاد.

ظاهرا چهره هایی که جشنواره امسال را تحریم کردند روی نامزدی های فیلم هایشان هم اثرگذار بودند. قطعا «خون شد» به کارگردانی مسعود کیمیایی بهتر از فیلم های قبلی اش در چند سال اخیر («متروپل» و «قاتل اهلی») بود، اما به غیر از دو بخش چهره پردازی و بهترین نقش مکمل زن در هیچ رشته ای نامزد دریافت سیمرغ نشد.

پیمان معادی قبل از جشنواره گفته بود که سیاه پوش است، جشن نمی گیرد و به جشنواره نمی آید، اما در نشست خبری فیلم «درخت گردو» به طور مستقیم و با تلفن همراه با خبرنگاران گفت وگو کرد و در نهایت توسط هیات داوران به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد انتخاب شد! اما از آنجا که در سالن اختتامیه حضور نداشت محمدحسین مهدویان و بازیگر خردسال فیلم «درخت گردو» جایزه اش را به نیابت از او گرفتند و خودش هم با ارسال پیامی ویدئویی مراسم اختتامیه را همراهی کرد. هر چند قبل از برگزاری اختتامیه هم به نظر می رسید معادی تلویحا انصرافش را پس گرفته اما برخی انتقادد دارند که چرا داوران باید در رویدادی مثل جشنواره فیلم فجر، تحریمی ها را تحریم نمی کردند و به آنها سیمرغ اهدا کرده و یا در داوری ها و اعلام نامزدها نامشان را لحاظ کنند. خلاصه ماجرا آنقدر پیچیده شد که ما هم نفهمیدیم این وسط چه اتفاقی افتاد، اگر شما فهمیدید چه خبر است به ما هم بگویید!

نمی توان از کنار محمدحسین مهدویان به راحتی عبور کرد. هیات داوران سیمرغ بهترین کارگردانی را به این کارگردان جوان و زیرک سینما اهدا کرد و مهدویان جایزه اش را به تمام پدران داغدیده سال 98 تقدیم کرد. با این همه اما مهدویان هم از انتقادات جان سالم به در نبرد. او در فیلمش رفته سراغ واقعه شیمیایی سردشت اما ردی از صدام به عنوان عامل اصلی جنایت یا حال و هوای آن سال های کشور که جنگ تحمیلی آن را تحت الشعاع قرار داده، دیده نمی شود. برخی دیگر هم انتقادشان این بود که چرا مهدویان برای ساخت لاتاری و رد خون سیمرغ نگرفت اما حالا برای ساخت فیلمی که جای جنایتکار اصلی در آن خالی است، سیمرغ می گیرد.

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر صندلی عوامل «روز صفر» خالی بود؛ آن هم در حالی که هیات داوران این فیلم را در 9 شاخه نامزد دریافت سیمرغ کرده بودند. حرف و حدیث سر نیامدن عوامل «روز صفر» زیاد بود. بعضی ها می گفتند در اعتراض به نامزد نشدن ساعد سهیلی برای نامزدی در بهترین نقش مکمل مرد است که همگی شان نیامدند! بعضی دیگر می گفتند ناراحت شدند که چرا فقط در 9 رشته نامزد سیمرغ شدند و... . اما و اگر زیاد بود تا این که خود عوامل «روز صفر» در بیانیه ای علت تصمیم شان را اعلام کردند. در این بیانیه گفته شده که: «خواستیم در کنار مدیران فرهنگی قرار نگیریم که اصرار بر جا انداختن مسیری دارند که شایسته سینمای ایران نیست؛ مسیری که پر از باج دهی و تکریم کسانی است که با پنجه کشیدن به صورت سینما باعث منفور شدن همکاران سینمایی، نزد مردم می شوند.»

از متن بیانیه مشخص بود که عوامل روز صفر می دانستند پنج سیمرغ را گرفته اند اما باز هم نیامده اند، شاید بتوان حق داد به آنهایی که می گویند روز صفر سیمرغ های بیشتری می خواسته و قهر کرده است. شاید هم بتوان به عوامل این فیلم حق داد؛ فیلمی که بهترین اثر در بخش نگاه ملی است و سراغ اتفاقی رفته که اهمیت بسیاری از نگاه ملی دارد.

ناکام   بزرگ

جواد عزتی احتمالا مهم ترین ناکام جشنواره فیلم فجر امسال باشد، او که در سال های اخیر به بازیگری پرکار و موفق در سینمای ایران تبدیل شده و قابلیت بازی در نقش های کمیک و جدی را دارد، امسال با پنج فیلم شنای پروانه، خورشید، آتابای، دوزیست و مغز استخوان، پرکارترین چهره جشنواره بود و بازی های سختی را هم در فضاهای مختلف تجربه کرد، به ویژه بازی اش در شنای پروانه و آتابای، بیشتر به چشم آمد و برای این دومی نامزد دریافت سیمرغ نقش مکمل مرد هم بود. خیلی ها فکر می کردند عزتی بالاخره در این روند رو به رشد و بعد از ناکامی سال قبل و نگرفتن جایزه به خاطر ماجرای نیمروز: رد خون، امسال دیگر دستش به سیمرغ می رسید، اما امیر آقایی همان طور که در نقش برادرش در شنای پروانه به کاراکتر عزتی ضربه زده بود، اینجا هم ناخواسته طعم عزتی را تلخ کرد و باعث شد جواد عزتی ناکام بزرگ امسال لقب بگیرد.

دفاع از عنوان قهرمانی

اگر اهل و مخاطب ورزش باشید، حتما عبارت «دفاع از عنوان قهرمانی» را شنیده اید، امسال تنها یک نفر در سینما و در جشنواره فیلم فجر توانست این کار را انجام دهد: کیوان مقدم که در بخش طراحی صحنه، برای فیلم خورشید برنده سیمرغ شد؛ کاری که سال قبل هم با فیلم غلامرضا تختی موفق به انجام آن شده بود. همه آن تونلی که در خورشید می بینید، محصول هنر و زحمت کیوان مقدم و همکارانش در بخش صحنه است.

نیما جاویدی و محمد کارت هم از جمله چهره هایی هستند که به نوعی دیگر موفقیت خود در جشنواره دوره قبل را امسال هم تکرار کردند؛ جاویدی که سال قبل برای ساخت سرخپوست، جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد، امسال هم (با مشارکت مجید مجیدی) سیمرغ فیلمنامه را برای خورشید دریافت کرد. محمد کارت هم سال قبل با فیلم بچه خور، برنده بهترین فیلم کوتاه شد و امسال هم اولین فیلم سینمایی اش با دریافت پنج سیمرغ در بخش های مختلف (از جمله فیلم مردمی)، یکی از رکوردداران جشنواره بود. اما بازنده های امسال نسبت به سال قبل، هوتن شکیبا و الناز شاکردوست هستند که سال گذشته برای بازی در شبی که ماه کامل شد، سیمرغ های نقش اصلی مرد و زن را گرفتند، اما امسال سطح نقش و کیفیت بازی هایشان نشانی از دوره قبلی نداشت و شکیبا در عامه پسند و شاکردوست در من می ترسم، با وجود تلاش های بازیگران، نتیجه ای فراتر از معمولی نداشت، حتی اگر بازی بی ویژگی شاکردوست، داوران را ذوق زده کرده و او نامزد سیمرغ بهترین بازیگر زن شده باشد.

نقش کمرنگ زنان

بدیهی است زنان در خانواده و جامعه نقش کلیدی دارند و سینما موظف است این جایگاه را در سینمای ایران بهتر و بیشتر به تصویر بکشد. امسال هم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر حضور فیلم هایی با محوریت زنان دیده شد و از 22 فیلمی که در بخش مسابقه این دوره از جشنواره حضور پیدا کردند، قهرمان حداقل شش فیلم یک زن بود.

این رقم البته، نشان دهنده این نیست که در این فیلم ها به درستی به ابعاد مختلف یک زن اشاره شده و هنوز هم به زعم نگارنده راه زیادی مانده تا به فیلم های پخته و کاملی با محوریت زنان در سینما برسیم، اما به هر حال این فیلم ها نشان دهنده آن است که سینماگران به نقش زنان در جامعه توجه نشان می دهند و حالا باید دید این فیلمسازی با محوریت زنان می تواند در جامعه هم اثرگذار باشد!

در ادامه، مرور کوتاهی داریم بر آثاری که در این دوره از جشنواره فیلم فجر به نوعی زنان را در محوریت قصه خود قرار داده اند.

«سه کام حبس» فیلمی در مذمت اعتیاد و مواد مخدر است که پریناز ایزدیار در نقش نسیم به شایستگی تلاش می کند یک تنه بار اصلی زندگی اش را به دوش بکشد.

در «قصیده گاو سفید» مریم مقدم در نقش زنی است که شوهرش به اشتباه اعدام شده. مینای این فیلم زنی است محکم که سختی های زیادی می کشد، اما امیدش را از دست نمی دهد، عاشق می شود، اما باز تعقلش بر احساسش حاکم است.

پریناز ایزدیار در «مغز استخوان» در نقش مادری است که بین دو راهی سختی قرار می گیرد. شاید برای کسانی که بیرون گود نشسته اند انتخاب آسان باشد، اما برای بهار این چنین نیست. او انتخاب می کند؛ انتخابی که شاید به زعم برخی ها توهینی باشد به مادران ایرانی، اما آیا واقعا کسی جای این مادر بوده که ببیند در چنین موقعیتی برای نجات جان فرزندش چه می کند!

فاطمه معتمدآریا در «عامه پسند» زنی است که می خواهد مستقل باشد و مبارزه کند، اما به عنوان زنی که سال ها از سوی همسر و حتی پسرش تحقیر شده ضعف های شخصیتی ای دارد که این ضعف ها به علاوه موانع فرهنگی و اجتماعی، مانع راهش می شود.

«شنای پروانه» به لحاظ روایت، فیلمی مردمحور است؛ اما تمام قصه سر پروانه و پروانه هاست. پروانه هایی که در تله هایی ترسناک گرفتار می شوند، اما تلاش می کنند محکم سرپا بایستند و از این به ظاهر ناموس پرستی همسرانشان جان سالم به در ببرند. وحشت و درماندگی چشم های پروانه با بازی طناز طباطبایی در این فیلم را بی شک در چشمان خیلی از زنان این سرزمین می توان دید.

در «ابر بارانش گرفته» سارا با بازی نازنین احمدی در نقش پرستاری است که به کار خود عشق می ورزد و عاشقانه از بیمارهایش نگه داری می کند. البته او خودش را همچون فرشته ای می داند که وظیفه نگهداری از بیماران را دارد و از آن طرف هر زمان که تصمیم بگیرد تبدیل به فرشته مرگ می شود و بیماران دردکشیده را خلاص می کند.

در «دشمنان» زهره با بازی رویا افشار به عنوان مادر خانواده روایتگر شخصیت زنی پا به سن گذاشته به شدت روان پریش است. او آرایشگر است و منزلش را محل نگهداری گربه ها کرده و آشوب زدگی به شدت در او بیداد می کند.

به سلامتی ناسلامتی!

یکی از موارد شایع جشنواره اخیر فیلم فجر، نمایش برخی موارد تابو و ممنوعه در فیلم ها بود که سوال هایی جدی را در باب کنترل و نظارت و صدور پروانه ساخت و نمایش مطرح می کند. درست است که برای نمایش آسیب ها و معضلات اجتماعی، گاهی لاجرم باید اشاراتی به خطوط قرمز داشت، اما نمایش بی پرده آنها نباید تبدیل به روال شود. شنای پروانه، آتابای، تومان، آبادان یازده 60، آن شب، دوزیست، سینما شهرقصه و خون شد از جمله فیلم هایی بودند که صحنه های عرق خوری داشتند یا به شکل واضحی در این مورد و از طریق دیالوگ و رفتار بازیگر کد می دادند، در حالی که می شد دست کم نمایش صحنه ها طور دیگری باشد و صرفا با اثرات آن در شخصیت ها مواجه باشیم. لمس بازیگران زن و مرد هم در چند فیلم و هم از دیگر موارد قابل اشاره است که مسوولان سینمایی و افرادی که در صدور مجوز به فیلم ها نقش دارند، باید در این زمینه پاسخگو باشند. به جز اینها برخی سوژه ها هم گرچه بار دراماتیک دارند و شاید برای تماشاگران کنجکاوی برانگیز باشند، اما به بحث های ملتهب و ممنوعه دیگری راه می دهند، به عنوان نمونه ایده ای که مغز استخوان سراغ آن می رود.

 دستاوردهای فرمی

گونه سینمایی هنوز در سینمای ایران مورد کم محلی و بی اعتنایی قرار می گیرد، با این حال خوشبختانه در برخی فیلم های سینمایی این دوره جشنواره، فیلمسازان سراغ تجربه کردن فضاهای جدید و فیلمسازی در قالب ژانر رفتند یا دست کم به دستاوردهای فنی و ساختاری تازه ای در مختصات سینمای ایران رسیدند. آن شب ساخته کوروش آهاری، تجربه ای تازه در ژانر ترسناک بود و اگر ضعف فیلمنامه را به ویژه در بخش های پایانی کنار بگذاریم، در ایجاد فضا و موقعیت های وحشت، تا حدودی موفق عمل کرد. روز صفر ساخته سعید ملکان با وجود برخی کم و کاستی ها، تجربه خوبی در ژانر تریلر بود و نتیجه، فیلمی خوش ریتم و ملتهب و جذاب با صحنه های به لحاظ فنی تقریبا قابل قبول از آب درآمد. روز صفر از آن فیلم هایی است که سینمای ایران به آن نیاز دارد. درخت گردو ساخته محمدحسین مهدویان، از سه شیوه بصری در فیلمبرداری استفاده کرده و فیلمبرداری آن ترکیبی از دیجیتال، 16 و 35میلیمتری بود. فیلم سیاه و سفید تعارض ساخته محمدرضا لطفی، تجربیات خوبی در فیلمبرداری و تدوین داشت و فرم و محتوای فیلم هماهنگ به نظر می رسید. برادران ارک در پوست، آن حال و هوایی را که پیشتر در فیلم کوتاهشان حیوان تجربه کرده بودند، به شکل کامل تری با فضایی افسانه ای ترکیب کردند و به نتیجه درخشانی رسیدند. آتابای ساخته نیکی کریمی و با فیلمنامه هادی حجازی فر هم تجربه تازه ای در سینمای مدرن ایران بود.

محتوا

تمرکز اصلی فیلم های امسال جشنواره، تقریبا به سیاق این چند سال اخیر، روی طرح مسائل و مشکلات اجتماعی بود و شاهد اشاره به برخی آسیب ها در فیلم ها و در قالب فیلم هایی رئال و واقع نما بودیم، اما این طرح موضوع، عمدتا در فضایی تلخ و سیاه اتفاق افتاد، فیلم هایی چون سه کام حبس، مغز استخوان، پدران و من می ترسم، از این دست هستند. بحث کودکان کار به بهترین شکل در خورشید ساخته مجید مجیدی، مطرح شد. روز بلوا ساخته بهروز شعیبی، به موضوع روز مفاسد اقتصادی، رانت خواری، پولشویی و کلاهبرداری برخی موسسات مالی و اعتباری اشاره کرد. قصیده گاو سفید ساخته بهتاش صناعی ها بحث خطای انسانی و نقش و تبعات آن را در زندگی افراد پیش کشید. بهرنگ دزفولی زاده، سراغ قشر کمتر بها داده شده چون ناشنوایان و افراد ناگویا رفت و مساله کاشت حلزون را مطرح کرد که مردم کمتر از آن اطلاع دارند. عباس امینی در کشتارگاه، بحث پشت پرده و زدوبندهای نوسانات دلار و نقش مخرب آن در زندگی مردم را مطرح کرد. شنای پروانه ساخته محمد کارت هم سراغ دارودسته های خلافکار جنوب شهر و مناسبات شان رفت و به تهدیدها و آسیب های آنها در جامعه اشاره کرد.

اما نکته قابل اشاره، فقر سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر در زمینه فیلم های انقلاب و دفاع مقدس و مقاومت بود؛ شاخص ترین فیلم در این زمینه آبادان یازده 60 ساخته مهرداد خوشبخت بود که به اوایل جنگ می پرداخت. فیلم روز صفر هم بحث مقابله با تروریست و امنیت ملی را مطرح می کرد که در این مجموعه جا می گیرد. لباس شخصی ساخته امیرعباس ربیعی هم سراغ روایتی از سال های اولیه پیروزی انقلاب و حوادث مرتبط با آن رفت. ابراهیم حاتمی کیا هم که علقه ای دیرینه با جبهه و جنگ و شهادت دارد، حتی در فیلمی اجتماعی و امروزی مثل خروج هم در حد اقتضای قصه به این موضوع اشاره کرد و شخصیت رحمت بخشی (فرامرز قریبیان) اهل جبهه و جنگ بود و حتی پسرش نیز در راه دفاع از وطن، به شهادت رسید.

یکی از نقدهای محتوایی در این دوره از جشنواره، به فیلم و فیلمنامه درخت گردو ساخته مهدویان وارد شد؛ این فیلم اگرچه به دلیل پرداختن به بمباران شیمیایی سردشت و اشاره به فاجعه حلبچه در بخشی از قصه، واجد اشاره و ارزش است، اما به دلیل این که سخنی از منشا و مقصر اصلی این فاجعه یعنی صدام، دیکتاتور وقت عراق به میان نیامد و به مسبب اصلی این جنایات اشاره نکرد، جای نقد و بررسی دارد. این نقد به هیات داوران هم وارد است که چطور برای این بی اعتنایی، جایزه سیمرغ بهترین کارگردانی را هم به فیلم اهدا می کنند.