آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۵۵۹۹
زندگی
۱۳

در این گزارش با مردی آشنا می شوید که ناتوانی را به زانو درآورده است

روح تان را توانا کنید!

لیلا شوقی

برای او توانایی به شکل دیگری تعریف شده است. می‎گوید: «به هر دلیلی، برای هر کسی ممکن است، محدودیت جسمی پیش بیاید، اما واقعیت این است که توانایی انسان محدود به جسم نیست، چراکه توانایی واقعی در روح تعریف می‎شود.» اینها را رحمان دلاوری، معلول جسمی و حرکتی می‏گوید. کسی که معلولیت برایش محدودیت ایجاد نکرده است. او به توانایی هایش باور دارد و برای بهتر شدن شرایط زندگی شهروندان شهرش، دلیجان تلاش می کند. به قول خودش، این توانایی‎هایش است که دیده می‎شود نه ویلچری که روی آن نشسته است.

 15 سال پیش رحمان مانند خیلی های دیگر صحیح و سالم، روی دو پا راه می‎رفت و زندگی معمولی خود را داشت. او 24 ساله بود که به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت صنعتی در دانشگاه علامه طباطبایی درس می‏خواند. یک اتفاق اما همه چیز را تغییر داد؛ زمانی که همراه اعضای خانواده، راهی سفر بود. حادثه ای در نزدیکی شهر محل تولدش، یعنی دلیجان اتفاق افتاد. با واژگونی خودروی آنها، زندگی رحمان هم از این رو به آن رو شد.

از قطع نخاع تا جدایی

روز و لحظه حادثه را رحمان خیلی خوب به یاد دارد. او که در جریان حادثه بیهوش نشده بود، می‏گوید: «از همان اول، فهمیدم قطع نخاع شده ام.» دلاوری توضیح می‏دهد زیر ماشین گیر کرده بود و نمی‎توانست، پاهایش را تکان دهد. داستان ضایعه نخاعی را اما پزشکان به او گفتند، این که در حادثه رانندگی، از دو مهره پایین تر از ستون فقرات گردنی، آسیب دیده است، آسیبی که از آن به عنوان ضایعه نخاعی قفسه‏سینه یاد می‏کند. از آن پس بود که دیگر پاهایش، ستون های بدنش نشدند و انس با صندلی چرخدار شد تمام داشته زندگی‎اش.

رحمان می‎گوید: «زندگی‎ام کاملا تغییر کرد.» قبل از آن او جوان فعالی بود. به جز درس خواندن در دانشگاه، در یک شرکت خصوصی هم به عنوان کارشناس مدیریت، فعالیت می‎کرد. هر ماه به واسطه شغلش، دو مسافرت هوایی داشت. بعد از حادثه رانندگی اما زندگی او کاملا تغییر کرد. از تهران به دلیجان منتقل شد و شش ماه تمام یک تخت، محدوده زندگی‏اش شد.

دلاوری نیز مثل خیلی های دیگر که دچار حوادثی از این دست می شوند، ناامید و افسرده شد در همین زمان بود که نامزدش هم، از او جدا شد. زندگی اما همیشه روی بد خود را نشان نمی دهد. رحمان دو سال بعد، به کمک اعضای خانواده اش، زندگی را به شکل دیگری ساخت و از سر گرفت.

مددکار مددجوها

 دو سال زمان برد تا رحمان به زندگی برگردد. همه چیز اما از یک پیشنهاد به ظاهر ساده شروع شد؛ از پیشنهاد رئیس وقت سازمان بهزیستی شهر دلیجان به او. پیشنهاد چیزی نبود جز این که او می تواند یک تشکل مردم نهاد مخصوص توان‏یابان ضایعه نخاعی در شهرشان، تشکیل دهد.

دلاوری توضیح می‎دهد: «در دو سالی که زمین گیر شده بودم، به سازمان بهزیستی شهرم رفت‏وآمد داشتم و این پیشنهاد هم پس از شناختی که بین من و رئیس وقت بهزیستی ایجاد شده بود، مطرح شد.» پیشنهادی که البته رحمان هم از آن استقبال کرد و اولین تشکل مردم نهاد معلولان در دلیجان، به مدد و یاری او شکل گرفت. با راه‏اندازی این تشکل رحمان که خود، تا چند وقت قبل مددجو بود، حال برای بهتر کردن زندگی کسانی که دردشان با او یکسان بود، قدم برمی‎داشت. اتفاقی که البته به راه‏اندازی سازمان مردم نهاد دیگری برای تمام معلولان، با هر نوع معلولیتی که دارند، منتهی شد. میل و رغبت برای کار کردن برای معلولان، تا جایی پیش رفت که او حالا به عنوان نایب رئیس شبکه ملی تشکل های غیردولتی معلولان کشور فعالیت می‎کند.

رحمان از تشکیل سازمان مردم نهاد به عنوان نقطه عطفی در زندگی‎اش یاد می‏کند. فعالیتی که برای ‎او ثمره گرانبهای دیگری هم داشت؛ حاصلی که تمام زندگی‎اش را تحت الشعاع قرار داد: پله‏ای برای صعودی دوباره.

مشاوره ویژه شهردار

 سال 87 زمانی که رحمان در سازمان مردم نهاد خود فعالیت می‏کرد، شهردار وقت دلیجان پرسشنامه‏هایی برای تدوین برنامه پنج ساله شهری، بین مردم توزیع کرد. یک سری از این پرسشنامه‎ها هم به دست رحمان رسید و او هم آن را پر کرد. پاسخ به سوالات برای شهردار این قدر جذاب بود که او را به دفتر کارش دعوت کرد. این بار تخصصش در مدیریت شهری، مدنظر قرار گرفته بود. او می‎گوید: «در جلسه‏ای که با شهردار داشتم، ایشان پیشنهاد تدوین برنامه پنج ساله شهرداری دلیجان را به من داد.»

 برنامه‎ مدیریت شهری که دو سال متوالی رتبه نخست برنامه‏های شهری در کشور را از آن خود کرد. از آن پس، او به عنوان مشاور در شهرداری به کار مشغول شد.  این اما همه فعالیت‏های او نیست. در کنار مشاوره به شهردار، او به عنوان ارزیاب وزرات نیرو هم فعالیت دارد و در دانشگاه هم تدریس می‏کند. مشاوره در شهرداری، اما باعث شد که او فعالیت دیگری را نیز در پیش بگیرد. تجربه حضور در شهرداری، اطلاعاتی که از مدیریت شهری به دست آورده، علاقه‏ای که به مباحث شهری و اجتماعی داشته، سبب شد او احساس وظیفه کند و بخواهد در قالب دیگری هم فعالیت کند. رحمان می‏گوید: «به واسطه رابطه‏ای که با شهروندان از جمله آنهایی که دچار معلولیت بودند، داشتم،  با مشکلات و دغدغه آنها آشنا بودم.»

به این ترتیب او سال 92، به عنوان نماینده شورای شهرش، اعلام آمادگی کرد؛ اتفاقی که البته با اعتماد همشهری هایش نتیجه داد.

یار و یاور معلولان شهر

 حضور رحمان در شورای شهر، سبب خیر شد. به این ترتیب رحمان که خود دچار معلولیت است رسیدگی به امور توان یابان به دغدغه اصلی اش تبدیل می شود؛ موضوعی که از آن به عنوان برکت نام می‎برد. اما دغدغه معلولان در مسائل شهری چیست؟ این عضو شورای شهر دلیجان جواب می‎دهد: «مناسب سازی فضای شهری، جدی‎ترین دغدغه معلولان در مسائل شهری است.» شهر او هم مانند هر شهر دیگری، کم و کاستی‎های زیادی دارد.

به همین دلیل رحمان تصمیم گرفته این کم و کاستی ها را رفع و رجوع کند. البته هر وقت از مناسب‎سازی برای معلولان در فضای شهری حرف می‎شود، همه ماشین حساب به دست می‎گیرند تا میزان بودجه و درآمد را محاسبه کنند؛ اتفاقی که دلاوری از آن به عنوان دید منفی نسبت به مناسب‎سازی شهری برای معلولان نام می‎برد. او معتقد است که مناسب‎سازی شهری، مربوط به نگرش است و این نگرش در بین مدیران شهری و تصمیم گیران باید اصلاح شود. رحمان ادامه می دهد: «باید این موضوع را نهادینه کنیم که مناسب سازی شهری برای معلولان، نیاز به هزینه اضافی یا حتی گزاف ندارد.»  درواقع رعایت استانداردها در ساخت‎وسازهای شهری است که باعث می شود، بسیاری از مشکلات معلولان در بستر شهرها رفع شود. به خاطر همین هم است که دلاوری در شهرش، یک کمیته تشکیل داده به نام کمیته مناسب سازی شهری. این کمیته، رعایت استانداردهای مناسب‏سازی را در هر پروژه شهری که به مرحله اجرایی رسیده بررسی می‎کند تا از همان ابتدا، پروژه‏ها با اصول اولیه مناسب‎سازی ساخته شود. به لطف تلاش اعضای این کمیته، رحمان می‎گوید بیشتر پارک‎های شهرش، مناسب‏سازی شده است. هرچند او توضیح می‎دهد، مکان‎های دیگری هم که نیاز به مناسب‏سازی دارد، شناسایی شده‎است تا شهری مناسب تردد توان یابان ساخته شود.

 به یمن تمام کارهایی که برای افراد دچار معلولیت انجام شده است، رحمان می‎گوید: «عضو شورای شهر بودن، نقطه عطف زندگی من است.»