آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۵۵۹۹
زندگی
۱۳
بمب روحیه

فرصت برابر در جامعه

 درست است که در روزهای سخت، در شرایطی که همه سختی‎های زندگی یکباره بر سر رحمان آوار شده بود، همسرش از او جدا شد، توان راه رفتن را از دست داده بود اما حالا با همه مشکلات و محدودیت‎هایش، امید تازه‎ای در قلب او طلوع کرده است.

دو سال پیش در 37 سالگی، رحمان دوباره ازدواج کرد. همسرش هم مانند او دچار معلولیت جسمی و حرکتی است. شاید در نگاه اول، زندگی دو فرد دچار معلولیت جسمی و حرکتی با هم خیلی سخت باشد و این شبهه به وجود بیاید که یک نفر باید دست به سینه آنها باشد و کارهایشان را انجام دهد. اما هر کدام از آنها کار خودشان را  انجام می‎دهند. آنها هم مانند بسیاری از شهروندان زندگی خود را دارند. هرچند لازم است، مکان زندگی‎شان مناسب سازی شود؛ مثلا این که سطح خانه یک فرد دچار معلولیت حرکتی نباید پستی‎ و بلندی داشته باشد. درواقع باید سرویس‎های بهداشتی مناسب سازی شده و روشویی نیز به شکلی نصب شود که شخص به راحتی بتواند از آن استفاده کند.اگر هنگام ساخت شهر و خانه به نیاز افراد توان یاب توجه شود، آنها هم مانند دیگران زندگی می‎کنند و زندگی برای ما هم در جریان است.

  گلایه های بیشتر توان یابان مشترک است؛ این که کسی آنها را باور ندارد، این که به آنها شغلی نمی‎دهند و این که توانایی شان دیده نمی شود. همه این موارد باعث شده در بسیاری از مواقع از حضور در جامعه محروم شوند. درست است جامعه نیاز توان یابان را نمی بیند، اما این دلیل نمی‏شود همه چیز برای آنها تمام شود. اگر توان‎یاب‎ها می‎خواهند شرایط تغییر کند، باید خودشان هم کاری انجام دهند.

اعتماد به یک توان یاب، شکل نخواهد گرفت مگر این که این اعتماد دوطرفه باشد. در صورتی که آنها خود را باور داشته باشند، جامعه هم آنها را باور خواهد داشت. توانایی و قابلیت به نمایش گذاشتن این توانایی، در صورتی  محقق خواهد شد که توان‏یاب‎ها در برابر مشکلات تسلیم نشوند. نکته اینجاست که توانایی در همه افراد جامعه وجود دارد، توان‎یاب‎ها هم مانند همه افراد جامعه توانا هستند، حتی اگر به ظاهر ناتوانی داشته باشند. فرقشان با بقیه در این است که توان‎یاب‎ها باید بیشتر از بقیه افراد جامعه تلاش کنند. افراد دچار معلولیت می توانند نگاه جامعه را نسبت به خود تغییر دهند. انتظار آنها از جامعه همین است؛ این که جامعه فرصت‎های برابر را در اختیارشان قرار دهد تا توان یابانی که تلاش و پشتکارشان ستودنی است به آنچه می خواهند برسند. درواقع رقابت برابر، خواسته آنهاست.

 درصورتی که این خواسته شان عملی شود، دیگر کمتر شخصی معلولیت را ناتوانی می داند.

 در بسیاری از کشورهای پیشرفته، نگاه به معلولان به همین شکل است. در این کشورها، به توان یاب‎ها، به عنوان سرمایه اجتماعی نگاه می شود. این که قبل از هر چیز توانایی‎ و خلاقیت آنها دیده می‎شود، نه معلولیتی که دچارش هستند.

 در بین کارآفرین‏‎های برتر دنیا کم نیستند افرادی که دچار معلولیت هستند؛ افرادی که جامعه فرصت ها را در اختیارشان گذاشته و نگاه برابری به آنها داشته است .