آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۲۲۴۳۱
معارف
۷

اهمیت بهداشت فردی و اجتماعی در اسلام

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

در نوشتار حاضر اهمیت و جایگاه بهداشت فردی و اجتماعی درآموزه های دینی با استفاده از مکتوبات و بیانات آیت الله مکارم شیرازی بررسی شده است.

 انسان برای حفظ سلامت جسم خود ناچار است مراقبت های مختلف بهداشتی‏ داشته‏ باشد، پیش از خوردن هر نوع غذا و زندگی در هر محیط باید در اموری که ممکن است سرچشمه بیماری های گوناگون گردد دقت کند.[1]

 گاهی انسان مجبور است برای پیشگیری از بیماری ها تزریق واکسن کند. گاهی باید رژیم های خاصی از نظر غذا و غیره را بپذیرد و گاه و بیگاه خود را برای معاینات دقیق طبی در اختیار پزشکان حاذق بگذارد و پس از ابتلای به بیماری و درمان آن، تا مدتی باید برای جبران نقاهت و رفع آثار سوء آن، به تقویت بنیه خویش بپردازد.[2]

همه این مسائل نشان می دهد انسان سالم و نیرومند، سلامت خود را مرهون ده ها سال زندگی صحیح با رعایت اصول بهداشتی‏ است؛[3] در نتیجه همگان باید به سراغ بهداشت‏ و درمان برویم تا سلامت ما تامین شود.[4]

در این میان، اسلام دین پاک و پاکیزه ‏ای است و پاکیزگی را دوست دارد و به آن سفارش می‏نماید و بر اساس آن احکام و قوانینش را تنظیم می‏کند.[5]

نظافت‏ و پاکیزگی در این دین مقدس، آنقدر ارزشمند و مهم است که در برخی روایات، به عنوان بخشی از ایمان از آن یاد شده است‏؛[6] یعنی مسلمانی که طهارت و نجاست و نظافت‏ را رعایت نمی‏کند ایمانش کامل نیست.[7]

این دین پاک و مبرا از هرگونه تحریف و پیرایه، دستوراتی در زمینه نظافت فردی دارد و نیز به نظافت اجتماعی سفارش می‏کند. عمل کردن به این دستورات، مخصوصا در عصر و زمان ما، لازم و ضروری است.[8]

آنچه که در این نگاشته مطرح می‏شود، بخشی از مسائلی است که این دین پاک آسمانی، در این زمینه مطرح کرده است. امید است که بدان توجه و سپس عمل کنیم.[9]

بهداشت فردی و عمومی در فرهنگ اسلامی در یک نگاه

انسان مجموعه ‏ای است از جسم و جان و روح و تن و طبعا دستورات آسمانی ما جامع میان ماده و معنا و برای تکمیل هر دو جنبه است. از جمله دستورات خداوند برای تربیت جسم و پرورش اندام ما و مزایای بهداشتی و در جست وجوی فواید طبی و بهداشتی ‏ می باشد.[10] چرا که طب جسمانی، رابطه نزدیکی با طب روحانی دارد؛ به بیان دیگر مسائل مربوط به سلامت جسم رابطه نزدیکی با سلامت روح دارد، ازاین ‏رو سلامت جسم نیز مورد توجه اسلام بوده است.[11]

در این بین از استحباب پوشیدن لباس نظیف و گرفتن ناخن و زدودن تار عنکبوت و نخوردن آب از کوزه شکسته و پرهیز از آبی که خودش یا دیگری در آن غسل کرده است گرفته، تا حتی نمازها و نیایش ‏ها و راز و نیاز با خدا می تواند علاوه بر آثار اخلاقی و معنوی و روحانی، به خاطر اثرات مفید «روان تنی» و وسیله ‏ای برای تسکین آلام روحی و دردها و اضطراب ‏ها مورد توجه قرار گیرد.[12]

از سوی دیگر امروزه کتاب ‏هایی به نام‏ طب النبی (صلی الله علیه و آله)‏ و طب الائمه (علیهم السلام) و طب الرضا (علیه السلام)‏ در اختیار داریم که در آنها سخن از یک رشته دستورات طبی و بهداشتی نقل شده از معصومین(ع)است، گاه نیز اشاراتی از قرآن مجید در آنها دیده می‏شود؛ مثلا امروز دانشمندان غذاشناسی آثار فوق العاده ‏ای برای عسل قائلند و هرچه زمان می‏گذرد خواص بیشتری برای آن در بهداشت‏ و درمان بیماری ها کشف می‏کنند.[13]

این در حالی است که قرآن مجید با صراحت می‏گوید: «فیه شفاء للناس؛[14] در آن، شفا برای مردم است»؛ و همچنین تعبیرات دیگری که پرده از روی مسائل بهداشتی و درمانی بر می‏دارد؛ از جمله دستور معروف پیامبر (ص)بر اینکه تا گرسنه نشده اید غذا نخورید و تا کاملا سیر نشده اید دست از غذا بکشید[15] که در واقع ناظر به آیه شریفه‏ «کلوا واشربوا ولا تسرفوا،(از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید، ولی اسراف نکنید».[16] است.[17]

همچنین بسیاری از دستورهایی که در زمینه نوشیدنی‏ ها و غذاهای حلال و حرام وارد شده مربوط به تاثیرات خوب و بد آنهاست؛ تحریم شراب و مواد مخدر، تحریم گوشت حیوانات درنده، خوردن خون و گوشت مردار و ماهیانی که در آب مرده ‏اند و امثال اینها همگی ارتباط نزدیکی با زیان ‏های بهداشتی آنها دارد.[18]

توصیه به خوردن میوه ها و سبزی ها و دانه‏ های غذایی ارتباط آشکاری با فوائد بهداشتی آنها دارد. روایات طبی نقل شده از پیغمبر اکرم و ائمه هدی (علیهم السلام) نیز با صراحت این مسائل را بازگو می‏کند.[19]

 نگاهی گذرا به عنوان بهداشت در فقه اسلامی نیزجامعیت و شمول آن را نسبت به دو حوزه فرد و اجتماع به اثبات می‏رساند؛ شاهد این سخن در حوزه فرد، وجود کتاب طهارت و نجاست در فقه است برای حفظ مسائل بهداشتی‏ و کتاب های اطعمه و اشربه برای رهایی از غذاهایی که یا ضرر جسمی دارد یا ضرر معنوی و اخلاقی و در حوزه جامعه نیز تحریم بعضی از تصرف های زیانبار در طبیعت که محیط زیست را ویران می‏کند به طور کلی تحریم اضرار به نفس و آنچه برای سلامت جسم و جان انسان‏ ها خطرآفرین است (و ممکن است خود انسان خطر آنها را هنوز در نیافته باشد).[20]

از مجموع آموزه های اسلامی که شرح همه آنها به طول می‏انجامد به خوبی استفاده می‏شود که چگونه اسلام یک نهضت علمی نیرومند را پایه گذاری کرد و به همین دلیل با گذشت دو سه قرن این نهال برومند رشد و نمو کرد و شاخ و برگ آن سراسر جهان اسلام را زیر پوشش خود قرار داد و چنان به ثمر نشست که در مدت کوتاهی کتاب های فراوان در رشته ‏های مختلف علمی به ویژه در طب بهداشت‏، تالیف و تصنیف شد؛ که بخشی از آن به صورت ترجمه و بخش دیگری به صورت تحقیقات جدید دانشمندان اسلام، در رشته های مختلف علمی انتشار یافت.[21]

پیشگیری مقدم بر درمان است

طب امروز در حقیقت به دو بخش تقسیم می‏ شود: «طب درمانی» و «طب بهداشت». منظور از طب درمانی روشن است؛ اما منظور از طب بهداشت، پیشگیری از بوجود آمدن بیماری ها و از بین بردن عوامل آن است و از آنجا که جلوگیری از پیدایش بیماری به مراتب آسان تر از درمان آن است، بهداشت، اهمیت فوق‏العاده‏ای در حیات افراد و سرنوشت اجتماعات دارد و لذا بودجه های سنگینی صرف آن می‏شود.[22] و سازمان و تشکیلاتی برای بهداشت‏، درمان و تولید دارو، همراه با بیمارستان های مجهز احداث می شود.[23]

این نکته نیز بسیار قابل دقت است که معمولا طب پیشگیری (بهداشت‏) از طب درمانی موثرتر، کم هزینه‏ تر و به طور کلی مفیدتر است و ضایعات آن به مراتب، کمتر می‏باشد.[24] لذا کسانی که برای هزینه بهداشت‏ خویش سختگیرند باید بدانند این مسئله خود، سبب می‏شود که دو یا چند برابر آن را صرف درمان بیماری‏ ها کنند![25]

روی این اصل، جلوگیری از بروز این گونه حوادث با تدبیر های پیشگیرانه، بسیار امید بخش‏تر است تا پرداختن به اصلاح بعد از بروز فساد.[26]

در این میان نقش سازمان های درمانی برای رسیدن به این منظور انکار ناپذیر است، این سازمان ها می توانند از طریق تعلیم پیگیر و آموزش مستمر به افراد، نیرو و توان دهند که در برابر عوامل فساد «مصونیت» پیدا کنند و به هنگام بروز یک بیماری به «واکسیناسیون» عمومی افراد بپردازند و محیط بدن را برای پرورش میکروب های بیماری‏زا نامساعد می‏کنند.[27]

بهداشت فردی در آینه روایات

نمی‏توان انکار کرد که بسیاری از حوادث دردناک زندگی انسان از خود او سرچشمه می‏گیرد، مثلا بسیاری از بیماری‏ ها به خاطر بی‏اعتنائی به اصول بهداشت‏ و حفظ الصحه و یا افراط در غذا و پرخوری، یا عدم دقت در نظافت یا عدم تحرک و گوشه‏گیری، یا عدم پرهیز از مناطق آلوده، یا اشخاص آلوده، حاصل می‏شود و اگر انسان اصول و قوانینی را که خدا در عالم آفرینش و تکوین مقرر داشته رعایت کند، گرفتار آنها نمی‏شود.[28]

لذا در روایات اسلامی و گفتار امامان معصوم (ع)از هر عاملی که موجب ناپاکی و کثیفی می‏شود نهی شده و به هر امری که باعث پاکیزگی و بهداشت فردی ‏ می‏ شود تاکید شده است. به عنوان نمونه امام باقر(ع)می‏فرماید: «ناخن ها به این خاطر گرفته می‏شوند که آنها محل خوابگاه (تجمع)شیطان(میکروب) است».[29]

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دندان چند نفر از مسلمانان را زرد دید، به آنها فرمود: «چرا دندان های شما زرد و کثیف است؟ چرا مسواک نمی‏زنید؟»[30]

از آنجا که سبیل بلند، کمین گاه میکروب خواهد شد و عملی بر خلاف بهداشت و نظافت است، پیامبر اکرم برای فهماندن مطلب به مردم عصرش، به جای میکروب، از شیطان نام برده، چرا که شیطان در اصل به معنای هر موجود موذی است؛ و چنین فرمود: «لا یطولن احدکم شاربه، فان الشیطان یتخذه مخبایستتر به؛ قطعا هیچ یک از شما سبیل خود را بلند نکند، زیرا اگر بلند کند، شیطان آن را کمینگاه خود قرار می‏دهد».[31]

امام کاظم (ع)فرمود: «العطر من سنن المرسلین‏؛ استفاده از عطر، از شیوه ‏های رسولان خداست».[32]

و نیز امام صادق(ع)فرمود: «کان رسول الله ینفق علی الطیب اکثر ما [مما] ینفق علی الطعام؛ رسول خدا(ص)آنچه را که برای مصرف عطر و بوهای خوش خرج می‏کرد، بیشتر از آن بود که برای غذا مصرف می کرد».[33]

رسول خدا فرموده است: «با هر چیزی که توان دارید نظافت کنید، چرا که خداوند متعال، اسلام را بر اساس نظافت بنا کرده است و جز انسان پاکیزه و پاک وارد بهشت نشود».[34]

مطابق روایات فراوان، پرداختن به نظافت‏ در روز جمعه ،بسیار خوب است، از جمله شستن سر با خطمی[35] سبب رهایی از جذام و برص و جنون می‏شود،[36] و در روایات متعددی از امام صادق(ع)آمده است که گرفتن ناخن و شارب در روز جمعه، سبب فزونی روزی می‏شود.[37]

رابطه وضو و غسل با بهداشت جسمانی

بدون شک «وضو» دارای فایده روشن بهداشتی است؛ از نظر بهداشتی‏ شستن صورت و دست ها، آن هم پنج یا لااقل سه بار در شبانه روز، اثر قابل ملاحظه‏ای در نظافت بدن دارد، مسح کردن بر سر و پشت پاها، که شرط آن رسیدن آب به موها، یا پوست بدن است، سبب می‏شود که این اعضا را نیز پاکیزه بداریم، ضمن اینکه تماس آب با پوست بدن، اثر خاصی در تعادل اعصاب «سمپاتیک» و «پاراسمپاتیک» دارد.[38]

همچنین وجوب غسل جنابت یک الزام اسلامی برای پاک نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت‏، در طول زندگی است؛ زیرا بسیارند کسانی که از نظافت خود غافل می‏شوند، ولی این حکم اسلامی آنها را وادار می‏کند که در فواصل مختلفی خود را شستشو دهند و بدن را پاک نگاه دارند، این موضوع، اختصاصی به مردم اعصار گذشته ندارد، در عصر و زمان ما نیز بسیارند کسانی که به علل مختلفی از نظافت و بهداشت‏ تن غافلند. (البته این حکم بصورت یک قانون کلی و عمومی است حتی کسی را که تازه بدن خود را شسته شامل می‏شود).[39]

در نتیجه، از آنجا که نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن را از هر نوع کثافت و آلودگی پاک سازد؛ ناچار یک فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت‏ که یک امر حیاتی است کمک می‏کند.[40]

اهمیت و جایگاه پزشکی در اسلام

جامعه توسعه یافته، افزون بر داشتن بهداشت و نظافت مطلوب، نیازمند دارو و درمان کافی و استاندارد است که بتوان بیماران را به آسانی و با پزشکان حاذق و بیمارستان ‏های مجهز درمان کرد.[41]

در کلمات بزرگان دین، وجود طبیب حاذق برای هر جامعه‏ای ضروری دانسته شده است؛ امام صادق(ع)فرمود: «لا یستغنی اهل کل بلد عن ثلاثه یفزع إلیهم فی امر دنیاهم وآخرتهم، فإن عدموا ذلک کانوا همجا: فقیه عالم ورع ، و امیر خیر مطاع ، و طبیب بصیر ثقه؛ مردم هر شهری نیازمند به سه گروهند که در امر دنیا و آخرتشان به آنها مراجعه کنند که اگر آنها نباشند، اوضاع آنان نابسامان است: فقیه آگاه و پرهیزکار، فرمانروای نیکوکار و مورد پذیرش و طبیب آگاه و مطمئن».[42]

وجود طبیب ماهر در کنار فقیه پرهیزکار و فرمانروای نیکوکار و مورد قبول جامعه، نشان از اهمیت وجود پزشکان متخصص و متعهد در جامعه است.[43]

در عصر رسول خدا(ص) گاه برای کسانی که جراحت سختی داشتند، پیامبر دستور می‏داد برای او طبیب حاضر سازند. از جمله نقل شده است که شخصی در زمان پیامبرمجروح شد؛ رسول خدا فرمود: «ادعوا له طبیب‏؛ برای او طبیب حاضر سازند». برخی ‏ها گفتند: آیا او نیاز به طبیب دارد و آیا طبیب می‏تواند برای او کاری کند: «هل یغنی عنه الطبیب؟»، رسول خدا فرمود: «إن الله عز وجل لم ینزل داء إلا انزل له شفاء؛ خداوند متعال برای هر دردی درمانی فرستاده است (که باید سراغ آن رفت و از آن بهره گرفت)».[44]

این بخش از تاریخ پیامبرنشان می‏دهد که در مدینه و یا اطراف آن اطبایی بودند که برای درمان مجروحان از آنها استفاده می‏شد؛ علاوه بر آن می‏رساند که رسول خدا دارو و درمان بیمار را به قضا و قدر الهی و مانند آن واگذار نمی‏کرد، بلکه از مسیر طبیعی خود استفاده می‏کرد، که در واقع نشانگر اهتمام آن حضرت به طب و طبیب در آن جامعه است و در واقع قضا و قدر این است که مردم در این‏گونه امور به دنبال عالم اسباب بروند.[45]

از اطبای معروف عصر رسول خدا حارث بن کلده است. در تاریخ آمده است، روزی رسول خدا آن حضرت به عیادت سعدبن ابی‏وقاص رفت؛ و چون بیماری او مشکل قلبی بود به او فرمود، سراغ حارث بن کلده برود تا وی را درمان کند.[46]

دستورات طبی که از ناحیه پیامبر اکرم و ائمه معصومین(ع)به مردم ارائه می‏شد و توجهی که به سلامتی مردم در بیانات آنها آمده نیز همگی حاکی از برجستگی این حقیقت در مسیر رشد و توسعه جامعه است. البته در آن زمان که مسائل طبی و اجتماعی، گسترش امروز را نداشت در آن شکل محدود عمل می‏شد.[47]

خود درمانی ممنوع!

اسلام دستور داده علاوه بر رعایت بهداشت، اگر بیمار شدید به سراغ پزشک و دارو بروید، حتی اگر طبیب کافر باشد، چنانکه به هنگام ضربت خوردن علی(ع) طبیب نصرانی برای آن حضرت آوردند.[48]

بهداشت اجتماعی در اسلام

تردیدی نیست که از شاخصه ‏های توسعه یافتگی، داشتن محیط پاکیزه، شهر و خیابان و کوچه تمیز و هوای پاک و غذا و آب سالم و بهداشتی است، زیرا توسعه به مفهوم عام، شامل گستردگی زندگی در تمام جنبه ‏های مثبت می‏شود که یقینا بهداشت و نظافت از ارکان آن است.[49]

لذا جامعه ‏ای مورد ستایش اسلام است که از سطح مطلوب نظافت و بهداشت برخوردار باشد؛ خوراک و آب آشامیدنی سالم و وسایل شستشو و حمام در آن در حد استاندارد وجود داشته، از پلشتی ها دور باشد و مردم آن آلوده نباشند.[50]

پیامبر اکرم (ع)فرمود: «بئس العبد القاذوره؛ آدم کثیف و ژولیده بد آدمی است».[51]

گاه پیامبر افرادی را می‏دید که رعایت نظافت نمی‏کنند، آنها را نکوهش می‏کرد که آیا این شخص چیزی برای پاک کردن لباسش پیدا نکرده؟!.[52]

قرآن کریم از نعمت ‏های خداوند را فروفرستادن آب تمیز و پاک کننده می‏داند: «وانزلنا من السماء ماء طهورا؛[53] و از آسمان، آبی طاهر و مطهر نازل کردیم».[54]

در دستورات دین، از آلوده کردن آب پرهیز داده شده و پیامبرحتی بول کردن در کنار رودخانه را ناپسند(مکروه) شمرده است.[55]

هوای سالم و ناآلوده از اموری است که در بهداشت محیط و سکونت مطلوب موثر است. در رهنمودهای بزرگان دین داشتن هوای پاک و سالم از شرایط محل سکونت دلپذیر شمرده شده است: «لاتطیب السکنی إلا بثلاث: الهواء الطیب...؛ محل سکونت پاک نمی شود مگر با سه چیز: هوای پاک و...».[56]

معاشرت ها و حضور در مراکز عمومی صحیح نیست

در خاتمه و با توجه به شرایط پیش آمده و پیدا شدن علائمی از ابتلای گروهی از مردم به ویروس کرونا، لزوم رعایت نکات بهداشتی ضروری است.

همچنین باید بر اعصاب خود مسلط باشیم و از ترس و استرس پرهیز کنیم.

خوب است در تمام خانه ها زیارت عاشورا و حدیث کسا خوانده شود، زیرا این دو به همه روحیه می دهد و آثار گرانبهایی دارد.

باید دانست از جمله مسائلی که بر هر انسانی واجب است، حفظ جان و سلامت است و اگر در این زمینه کوتاهی کند، در پیشگاه خداوند مسئولیت دارد، لذا در این مقطع زمانی معاشرت ها و حضور در مراکز عمومی صحیح نیست.

بی تردید اگر مردم به وظایف خود از نظر بهداشتی به درستی عمل کنند، ان شاالله مشکلی نخواهد بود و ما هم دعا می کنیم و امیدواریم موثر واقع شود.[57]

1و2. زندگی در پرتو اخلاق، ص64.چ

3. مثال های زیبای قرآن، ج‏1، ص324.

4. پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان، ص370.

5. احکام بانوان، ص27.

6. بحار الانوار، ج 59، ص 291.

7، 8 و9. احکام بانوان، ص27.

10. پاسخ به پرسش های مذهبی، ص274.

11. برای اطلاعات بیشتر، ر.ک: دائر ه المعارف فقه مقارن، ج 1، ص 65-/ 72؛ (پیام امام امیر المومنین ، ج‏13، ص70).

12. پاسخ به پرسش های مذهبی، ص274.

13 پیام امام امیر المومنین ، ج‏13، ص68.

14. نحل، 69.

15. بحارالانوار، ج 59، ص 290.

16. اعراف، 31.

17، 18 و 19. پیام امام امیر المومنین ، ج‏13، صص68 و69.

20.دائر ه المعارف فقه مقارن، ج‏1، ص68.

21. پیام قرآن، ج‏10، ص259.

22. زندگی در پرتو اخلاق، ص34.

23. خطوط اقتصاد اسلامی، ص60.

24. مدیریت و فرماندهی در اسلام، ص77.

25. یکصد و پنجاه درس زندگی (فارسی)، ص77.

26 و27. مدیریت و فرماندهی در اسلام، ص77.

28. پیام قرآن، ج‏4، ص526.

29. مکارم الاخلاق، ص 72؛ (گفتار معصومین(ع)،ج‏1، ص87).

30. فروع کافی، ج 6، ص 495؛ (گفتار معصومین(ع) ،ج‏1، ص87).

31. فروع کافی، ج 5، ص 448؛ (گفتار معصومین(ع)، ج‏1، ص87).

32. فروع کافی، ج 6، ص 511؛ (گفتار معصومین(ع)، ج‏1، ص88).

33. فروع کافی، ج 6، ص 512؛ (گفتار معصومین(ع)، ج‏1، ص88).

34. میزان الحکمه، ج 10، ص 93؛ (گفتار معصومین(ع)، ج‏1،

ص88).

35. گیاه دارویی.

36. کافی، ج 3، ص 418، ح 7 و 10.

37. کافی، ج 3، ص 418، ح 5؛ (کلیات مفاتیح نوین، ص976).

38. احکام بانوان، ص39.

39. تفسیر نمونه، ج‏4، ص294.

40. پاسخ به پرسش های مذهبی، ص286.

41. دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص217.

42 بحارالانوار، ج 75، ص 235، ح 59؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص218).

43. دائر ه المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص218.

44. مصنف ابن ابی‏شیبه، ج 5، ص 421، ح 1؛ (دائر ه المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص218).

45. دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص218.

46. ر. ک: معجم الکبیر طبرانی، ج 6، ص 50؛ الجرح والتعدیل ابن ابی حاتم رازی، ج 3، ص 87؛ اسد الغابه، ج 1، ص 322 والاصابه، ج 1، ص 687(در المعجم الکبیر، نام او سعد بن ابی رافع ذکر شده ولی در بسیاری دیگر از کتاب ها نام او سعد بن ابی‏وقاص آمده است)؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص218).

47. دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص218.

48. اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج‏1، ص207.

49 و50. دائر ه المعارف فقه مقارن، ج‏2، صص 217 و216.

51. کافی، ج 6، ص 439، ح 6؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص216).

52. مسند ابی یعلی، ج 4، ص 23؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص216).

53. فرقان، 48.

54. دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص216.

55. وسائل الشیعه، ج 1، ص 230، ح 9)؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص216).

56. بحارالانوار، ج 75، ص 234، ح 46؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج‏2، ص216).

57. بیانات در تاریخ 3/12/1398.