آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۴۶۱۲
جلد دوم
۷
نگاه

نیم ساعت نوشتن

محسن آزموده

پیشنهاد من برای روزهای قرنطینه نوشتن است؛ از چه و درباره چه؟ از خودمان و درباره خودمان و این روزهای در خانه ماندن.  البته می دانم که در ایام قرنطینه چیزی که زیاد هست، وقت و زمان است و از این جهت شاید بهتر باشد مثل بسیاری اسم ده ها فیلم و کتاب و مقاله و مجله و سایت و کانال و اپلیکیشن و بازی خانگی و کاردستی و... معرفی کنم. اما تجربه نشان داده که اتفاقا وقتی که آدم کاری ندارد و مجبور به در ماندن در جایی است، به 99 درصد این کارها نمی رسد، نه حس و حال کتاب خواندن دارد، نه حوصله اینکه فیلم ببیند. بیشتری ها در نهایت سرشان را در گوشی موبایل می کنند و شبکه های اجتماعی و به خصوص وقت کش ترین شان را مدام بالا و پایین می کنند و در گروه های مختلف پرسه می زنند و ویدیوها و پیام های   متنی بامزه و بی مزه و مفید و غیرمفید و زشت و زیبا و... را دانلود می کنند و برای یکدیگر ارسال می کنند. آنها هم که خیلی به خودشان و زمان شان احترام می گذارند، نهایتا سریال می بینند. دریغ است چند صفحه کتاب درست و حسابی یا تماشای یک فیلم خوب یا نرمش و ورزش کردن در خانه.  پیشنهاد می کنم، هر شب، پیش از خواب یا در لحظه ای که آرام هستیم، بنویسیم. از چه؟ از روزی که سپری شده. از کارهایی که کرده ایم، از احساسات و عواطف مان، ترس ها و اضطراب ها و امیدهای مان، از حرف هایی که شنیده ایم یا خوانده ایم، آدم هایی که دیده ایم یا دوست داشتیم ببینیم، از اعماق و ژرفنای وجودمان. نیم ساعت هم بیشتر وقت نگذاریم. این مراقبه نیم ساعته، فقط یک تمرین نوشتن نیست، بلکه نوعی درون نگری ارزشمند است که ما را با خودمان آشتی می دهد و موجب می شود که خودمان را بهتر و بیشتر بشناسیم؛ به ویژه اگر بکوشیم در این نوشته ها صادق باشیم، مخاطب اصلی آن را خودمان در نظر بگیریم و بدون تعارف و صریح بنویسیم. شاید اینها آخرین سطوری باشد که هر کدام از ما می نویسیم، شاید هم سال های بعد، خودمان یا اطرافیان مان به این دست نوشته ها دسترسی پیدا کردند و از خلال آنها  دریافتند که ما در چه شرایطی زندگی می کردیم. مطمئنا این یادداشت ها که نتیجه تجربه ای زیسته و بازنمایانگر صادقانه درونی ترین احوالات انسان هایی گرفتار در شرایط قرنطینه است، گنجینه ای ارزشمند برای کسانی خواهد بود که در آینده زندگی می کنند.