آرشیو یک‌شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۹، شماره ۳۶۷۵
صفحه اول
۱
سرمقاله

برنامه مجلس اصولگرا برای حل مشکلات چیست؟

سیدمصطفی هاشمی طبا

اوایل اسفند گذشته، انتخابات مجلس برگزار شد و حسب اطلاعات موجود، حدود 70 درصد از انتخاب شدگان از طیف اصولگرایان هستند. در تهران همه 30 نفر لیست اصولگرایان به مجلس راه یافتند. اگر به آمار رای ها توجه کنیم، می بینیم که نفر سی ویکم انتخابات 94 یعنی آقای حدادعادل 1.057.639 رای داشته و نفر اول انتخابات 98 تعداد 1.265287 رای کسب کرده است. یعنی تعداد آرای اصولگرایان در دو دوره چندان تفاوتی نکرده و انتخاب اصولگرایان به دلیل آن بوده است که تعداد رای دهنده ها در تهران نزول پیدا کرده و معلوم می شود سیاست اصولگرایان که به زبان حمید رسایی از قول فرد دیگری جاری شده بود، یعنی کوشش در کم شدن رای دهندگان، موفق بوده است. برخی از این افراد و رسانه های محفلی آنان در ماه های گذشته کوشیدند مردم را از شرکت در انتخابات بازدارند و در این امر هم موفق شدند اما به هرترتیب این توفیق گروهی به قیمت تضعیف نمایش پشتیبانی مردم از کشور تمام شده است.

اینک این سوال پیش می آید که نمایندگان مجلس آینده که اکثریتشان از تعداد تظاهرکنندگان به اصولگرایی است، برای مسائل مختلف کشور چه برنامه ای دارند. آیا برنامه شان در جهت تخریب مخالفان و به گفته خودشان معاندان نظام است، مانند آقای نوباوه که می گوید ما روحانی را برکنار و محاکمه و اعدام می کنیم، یا مانند آقای قالیباف در پیام پس از انتخابات، مثبت و فراگیر است.

شاید صحبت های آقای قالیباف که پس از انتخابات ارائه شد به مذاق برخی خوشایند نباشد اما ایشان که احتمالا شانس ریاست مجلسشان هم کم نیست، در موضعی مثبت خود را نماینده مردم حتی مخالفانشان خواند و انقلابی بودن را نه در شعار بلکه برخورد عقلانی و در عمل و خدمت مطرح کرد.

آیا مجلس آینده مجلس رفع مشکلات کشور و ایجادکننده امید در جامعه خواهد بود یا مجلس تنش آفرین، خالق شقاق در جامعه و انتقام گیرنده از مخالفان که هر موضوع را در تقابل سیاسی با مخالفان می بینند و براساس آن حکم می رانند، تجلی خواهد کرد.

درحالی که جامعه ما با مشکلات اساسی روبه روست، ظاهرا برخی حل مشکلات را در گرو دفع رقیبان می دانند و به ویژه دولت و رئیس جمهور را عامل جاسوس خانه انگلیس و مزدور اسرائیل به شمار می آورند و وانمود می کنند که اگر این رئیس جمهور نباشد، مشکلات خودبه خود حل وفصل می شود. شاهد مثال استیضاح نامه رئیس دولت که برخی نمایندگان فعلی مجلس نوشته اند؛ گویی مسائل مطروحه که البته تا حدودی درست است، همه و همه وابسته به شخص رئیس جمهور بوده و ایشان می توانسته اند با اقدامات خود همه را حل کنند و این در حالی است که اشخاص امضا کننده استیضاح رئیس جمهور و به طور کلی مجلس و حتی دیگران اعم از اقتصاددانان هیچ ایده ای برای حل مسائل یادشده نداشته و ندارند.

آقای قالیباف که با ابراز اندیشه مثبت پس از انتخابات ظاهر شده است، علی الاصول باید به مسائل مهمی توجه کند و هرچند از ایشان انتظار نمی رود که یک تنه در همه مسائل طرح کارشناسی ارائه دهند اما توقع آن است که در چند ماه قبل از شروع مجلس جدید طرح های اولیه را ارائه کنند تا با جلوس ایشان باوجود بوروکراسی حاکم بر مجلس، این طرح ها هم چراغ راه مسئولان فعلی باشد و هم با آمادگی در مجلس آینده تصویب شود. می توان برخی مسائل در پیش روی ایشان را برشمرد و اگر ایشان نمی توانند موضع خود را در این مسائل روشن کنند، حداقل می توانند بدان بیندیشند.

نخستین موضوع مقابله یا هماهنگی یا تعامل با دولت است. هرچند در روزهای اخیر برخی نمایندگان طرح استیضاح دولت را به مجلس ارائه داده اند اما به فرض آنکه این استیضاح مطرح نشود یا رای نیاورد، موضع ایشان در تداوم کار دولت بسیار مهم است.

طرح اقتصاد بدون نفت که مدت هاست از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده و نوعا از سوی مقامات مختلف و حتی اقتصاددانان و روشنفکران با سکوت همراه شده و حتی بعضا تعبیرهای مختلفی از آن شده است، امری ا ست که نمی تواند به لطایف الحیل انجام شود. 

در همین بی نظری برخی آن را غیرعملی می دانند. برخی تعبیر «بودجه بدون نفت» برای آن قائل هستند و برخی شرایطی دیگر را برای آن در نظر می گیرند. به هرحال با توجه به شرایط تحریم آمریکا و ناتوانی اروپا نوعی اقتصاد ریاضتی در نظر می آید. تجربه نشان داده که آقای قالیباف که بر «کار و کار» در گفتار خود تاکید داشتند با چنین نوع اقتصادی موافقت ندارند. اجازه ساخت مجموعه های مجلل مسکونی که در برخی از آپارتمان های آن استخر شنا و سایر امکانات لوکس وجود دارد و اجازه تاسیس مراکز خرید (مال) با الگوهای آمریکایی که بعضا در اروپا و حتی آمریکا بی نظیر است و نوعا برای مارک های مشهور خارجی تاسیس شده در زمان ایشان (و البته نه مستقیما توسط ایشان) داده شده است؛ بنابراین دیدگاه ایشان بر نوع جریان اقتصادی کشور بر این اساس، مفهوم اقتصاد بدون نفت را زیر سوال می برد. به هرحال مسئله اقتصاد بدون نفت که آن همه مورد تاکید مقام معظم رهبری است، باید به صراحت روشن شود.

بازرگانان و صادرکنندگان در شرایط تحریم برای تداوم کار خود و صادرات و بازگشت پول خود شرایط سختی را تحمل می کنند که بخشی از آن ناشی از بوروکراسی دولتی و تصمیم گیری های ضعیف است. با تصویب نشدن لایحه FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام (که آقای قالیباف هم از اعضای آن هستند) برای پیشبرد کار خود با مشکلات جدیدی روبه رو خواهند شد و این تنها بخشی از مشکلات کسب و کار در کشور است؛ به ویژه آنکه تولیدکنندگان برای تامین قطعات و مواد اولیه مورد نیاز خود از خارج دچار مشکلات مضاعف می شوند. واقعا مجلس و جناب قالیباف در این موارد تابع چه نظریه ای هستند.

هرچند در چند ماه اخیر دولت با دخالت در بازار ارز نرخ ارز را در حد ثابتی نگه داشته بود(طلا همچنان روند صعودی را طی می کرد) ناگهان در چند روز پس از اعلام پایان مهلت تصویب FATF قیمت ارز و طلا جهش پیدا کرد و این نشانه خوبی برای آینده تورم و نیازهای مردم نیست. مجلس انقلابی چه طرح و نقشه راهی برای این مسائل دارد. اینکه مجلس بگوید باید این شود یا آن شود، کفایت نمی کند. دولت نشان داده که برای مقابله با مسائل مشابه در شرایط تحریم راهی به جز آنچه رفته است (و تلاش بسیار کرده است) را نمی داند. هیچ کس هم تاکنون نه مجلسیان و نه اع  ضای تشخیص مصلحت نظام یا اقتصاددانان یا روشنفکران و استادان دانشگاهی نقشه راهی نشان نداده اند. مجلس هم لازم است از شعار «باید» و «نباید» خارج شود و طرح های خود را در این مورد و موارد دیگر ارائه کند.

به طورکلی و علی الاصول کشوری که در مقابل توطئه های بیگانگان در داخل و در منطقه مقاومت می کند و تحریم شده است، نمی تواند مانند کشورهایی که دست در دست بیگانگان دارند و حسب خواست آنها روزگار می گذرانند، زندگی کند. طبعا محدودیت هایی در کشور ایجاد می شود و در کشور ما این محدودیت ها به یکی از سخت ترین انواع خود مبدل شده است اما خواست حکمرانی عادی جلوه دادن زندگی مردم است و طبعا بهمن همه خواسته های مردم بر سر دولت فرود می آید.

درحالی که در شرایط کشور ما همه مردم باید با محدودیت ها به صراحت آشنا شوند و همه ارکان حکمرانی و وابستگان اعم از مسئولان مستقیم اجرائی، نمایندگان مجلس، اعضای تشخیص مصلحت، امامان جمعه و جماعت، علما و کسانی که در رسانه های عمومی به گفتار مشغول اند، باید درک درست شرایط و محدودیت ها را گوشزد کنند. نویسنده تردید ندارد که واقع بینی مسئولان و اعتقاد به آنکه سازشی با آمریکا و اذناب آن در کار نخواهد بود، موجب می شود تا شیوه حکمرانی تغییراتی پیدا کند و ضمن آنکه محرومان جامعه زندگی بهتری پیدا کنند، مقابله با حوادث طبیعی و تخریب زیستگاهی مان همراه با معیشت واقع بینانه و اشتغال برای جامعه صورت واقعیت به خود گیرد و طبعا مبارزه با فساد و تعقیب کیفری عوامل اصلی آن از جمله نیازهای جامعه است. با فراگیرشدن کرونا و آسیب های اقتصادی آن و بی برنامگی در مدیریت این حادثه، حالا شرایط سال 99 و پس از آن، دشوارتر از آن است که با شعارهای پوپولیستی حل شدنی باشد.