آرشیو شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹، شماره ۳۶۷۴
اندیشه
۴

در عصر بربریت

گروه اندیشه: چندین دهه از پایان جنگ های جهانی می گذرد و ذره ای از میزان خشونت جاری در جهان کم نشده. فقط در حد فاصل سال 2003 تا 2009 شمار کودکانی که در سراسر جهان بر اثر گرسنگی و جنگ و بیماری جان دادند، بیش از تمام آدم هایی بوده که در شش سال جنگ جهانی دوم کشته شدند. این آمار هر سال بد و بدتر می شود. در هر سه ثانیه که یک انسان تازه متولدشده می میرد، 120هزار دلار در جهان صرف خرید سلاح های نظامی می شود. این آمار مربوط به قبل از جنگ های سوریه و لیبی است. زنجیره ای از فجایع انسانی از لحظه اعلام جهانی حقوق بشر در سال 1948 تاکنون ادامه داشته: از کشتار در جنگ ها گرفته تا خشونت علیه زنان، پناه جویان، کارگران، معدنچیان و سیاهان و مرگ ومیر بر اثر بیماری های واگیردار. امروزه در جهان تریلیون ها دلار برای تولید و خرید اسلحه هزینه می شود که از کل هزینه های جنگ سرد هم بیشتر است. تصور کنید اگر این هزینه ها صرف بهداشت و پیشگیری و درمان و معیشت مردم می شد. اکنون با شیوع گسترده یک ویروس جدید دولت های جهان نه از پس مهار و درمان آن برمی آیند و نه می توانند با تامین شرایط اولیه زندگی مردم مانع از گسترش این بیماری شوند.  رزا لوکزامبورگ در سال 1916 جامعه سرمایه داری را در دوراهی سوسیالیسم یا بربریت توصیف کرد و پرسید اگر بنا بر انتخاب بربریت باشد، این بازگشت به بربریت در مرحله فعلی تمدن اروپایی به چه معناست؟ شواهد معنادار این بازگشت را امروز می توان به وضوح دید. اکنون سخت بتوان انکار کرد در عصری غیر از عصر بربریت به سر می بریم. چهل وپنجمین مجلد دفترهای سوسیالیستی که در سال 2009 با ویرایش لئو پانیچ و کالین لیز منتشر شد، تلاشی است در فهم این واقعیت. کتاب «بربریت واقعا موجود» ترسیم چشم انداز روشنی از گستره و درجه های مختلف خشونت جدی در جهان امروز است. شکل های معاصر خشونت، آن چنان متنوع و پیچیده و در لایه های مختلف و زمینه های گسترده ظاهر می شوند که شناخت پیوند خاص آن با سرمایه داری و امپریالیسم نیاز به درکی تازه تر دارد. کتاب حاضر با بررسی خشونت های جاری قرن معاصر مدعی است امپریالیسم جهانی در همه آنها نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته است. سیر کلی محتوای کتاب تلاش برای فهم این موضوع است که چرا امروز خشونت این همه گسترده است و ایدئولوژی و واقعیت خشونت چیست؟ این کتاب با ترجمه فریبرز رئیس دانا در فارسی موجود است. رئیس دانا «بربریت واقعا موجود» را به این دلیل ترجمه کرد که باب بحث و گفت وگو را درباره یکی از عرصه های مهم پیش روی سوسیالیست ها باز کند. او معتقد بود: «سوسیالیست ها در دنیایی پیچیده و پرشتاب امروز، جایی که سرمایه داری جهانی، نولیبرالیسم و امپریالیسم با تمهیدهای گوناگون به زور و نیرنگ و خشونت متوسل می شوند و این خشونت برای آنها ذاتی و حیاتی است، باید بتوانند به مقابله با این مسائل بپردازند و ازاین رو ضروری است آن را خوب بشناسند». پانیچ و لیز در مقاله اول به سرآغازهای سرمایه داری و آغاز انباشت اولیه در قرون پانزدهم و هجدهم می پردازند و نشان می دهند چگونه همه چیز با خشونتی اولیه آغاز شد؛ خلع ید از دهقانان، انهدام صنعتگران خرد و شرایط هولناک کار و زندگی کارگران اولیه در کارخانه ها. بعدها این فرایند اولیه، به شکل ها و اندازه های مختلف خشونت آمیزش در سایر نقاط جهان نیز از طریق نظام جهانی سرمایه داری تکرار شد. اما سرمایه داری امروزی با دوره های قبل چه تفاوتی دارد؟ دولت های سرمایه داری کنونی نه به جنگ هم می روند و نه حتی یکدیگر را تهدید می کنند. پس نتیجه منطقی پرهیز از جنگ متقابل چه بود؟ دولت ها به جای جنگ رودررو با همدستی یکدیگر تمام مردم جهان را به موضوع رقابت در بازار سرمایه داری جهانی تبدیل کردند. در پی تغییر شرایط زندگی روزمره موجود و هم زمان با بی ثباتی نظام های سیاسی در کشورهای موسوم به جهان سوم، جنبه ای دیگر از خشونت میان مردم رواج یافت که خودشان قربانی سرمایه داری جهانی و امپریالیسم و ماموران بومی بی عدالتی و نابرابری اند. برخی از مقالات کتاب با دلیل نشان می دهند که به رغم وجود گرایش هایی به خشونت و بی رحمی در میان ابنای بشر، این گرایش ها محصول فرایندهای تاریخی و تضادهای آن هستند. بنابراین اگر مردم علیه مردم دست به خشونت می زنند، این امر نه به دلیل معضلات روانی و شخصی آنها بلکه به این دلیل است که این خشونت خود از اثرات ساختاری است که وضع موجود را به بار آورده.

کتاب حاضر این جهان را «بربریت واقعا موجود» می نامد. پانیچ و لیز بر این باورند که رشد بربریت چه کم باشد چه زیاد، باید در متن دستاوردهای ضعیف برنامه های سوسیالیستی در پایان قرن بیستم درک شود. فرق چندانی ندارد این وقایع ناشی از شکست های واردآمده از سوی امپریالیسم و عکس العمل های داخلی باشد یا به دلیل شکست های پی درپی و عملیات سرکوب سوسیالیسم یا ناسیونالیسم مابعداستعماری یا درنتیجه تعارض اصلاح گرایی سوسیال دموکراسی و استقرار آن همراه با نولیبرالیسم. اکثر مقالات کتاب، خشونتی را که اکنون جهان مالامال از آن است، حاصل شکست جنبش های مردمی و سوسیالیستی در قرن بیستم می دانند. فارغ از تمام آنچه بر مردم جهان گذشته، یک واقعیت مسلم است که مردم در رنج زندگی می کنند. کتاب حاضر، این امر را نتیجه بی اعتباری گسترده نولیبرالیسم در مقام یک ایدئولوژی و سیاست روز می داند که ماحصلش استفاده روزافزون از زور و خشونت بوده است. در چنین وضعیتی فارغ از بازسازی جنبش های مردمی و سوسیالیستی، کتاب از وظیفه مهم دیگری می گوید که هیچ کم از وظایف سازماندهی و به راه انداختن جنبش هایی برای آزادی مدنی ندارد: اکنون باید دموکراسی لیبرال را پاسخ گوی ادعاهای خود در مورد قانون گرایی، انسانیت، عقلانیت و صلح آمیزبودنش کرد. عیان کردن تعارض های این نظام در این جریان می تواند به حرکت در راه توسعه سیاست های استوار و سازگار مردمی و سوسیالیستی کمک کنند.