آرشیو پنج‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۶۴
صفحه اول
۱
یادداشت

وقتی رسانه ملی، ملی رفتار می کند

مهدی افشار

ظرف سه، چهار روز گذشته در شبکه های مجازی، بخشی از مصاحبه ای پخش شد که مجری تلویزیون شبکه پنج صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با جناب آقای پرویز فتاح، رئیس بنیاد مستضعفان، انجام داده بود. جناب فتاح با این اندیشه به تلویزیون آمده بود تا به قول خودش درباره یکی از افتخارات ملی، یعنی افتتاح جاده جدید تهران- شمال سخن بگوید و مجری برای نخستین بار در طول 60 سالی که تلویزیون دایر شده است، برخلاف سنت دیرینه، ناباورانه نه تنها عملکرد بنیاد را نستود و از آن افتخار ملی به ستایش سخن نگفت که نقدهایی بر عملکرد بنیاد در این پروژه نیز داشت. مجری از جناب فتاح پرسید: «ظاهرا بنیاد، این جاده را برای ثروتمندان ساخته است، نه برای مردمی که دستشان به دهانشان نمی رسد، چرا که ورودی این جاده در روزهای معمول هفته، 25 هزار تومان و در روزهای تعطیل 35 هزار تومان است». جناب فتاح با آزردگی پاسخ داد: «چنین تقسیم بندی ای نادرست است و این جاده متعلق به مردم ایران است. این گونه سخن گفتن موجب می شود که این شیوه نگاه در ذهن مردم جایگزین شود» و توجیه کرد: «هنوز نیامده تو سر مال نزنید، این یک افتخار ملی است و شما تلویزیون هستید». به سخن روشن تر وظایف صدا و سیما، زیر سوال بردن و پرسیدن به شیوه انتقادی نیست، بلکه سوال کردن به گونه دیگری است.

جناب فتاح می فرمایند: «من تازه به بنیاد آمده ام ولی به گذشته بنیاد افتخار می کنم» و مجری می پرسد: «بزرگراهی که ساختن آن 23 سال به درازا کشیده، آیا جای افتخار دارد؟» و پاسخ جناب فتاح این است: «خارجیانی که این جاده را می ساختند، کار را رها کرده و رفته اند و در ضمن به سبب مشکلات محیط زیستی، مدت چهار سال، ساخت وساز جاده متوقف شده بود» و باز مجری پافشاری کرده، می پرسد: «آیا به توقف کشیده شدن یک پروژه ملی، نتیجه بی تدبیری نیست؟» و جناب فتاح چهره درهم کشیده، می گوید: «کار بزرگی صورت گرفته و شما نباید این کار بزرگ را زیر سوال ببرید، خاطرتان باشد!» 

از این عبارت پایانی «خاطرتان باشد» بوی تهدید به مشام می رسد و ایشان می افزاید: «این پرسش ها نباید در ذهن شما باشد، در ذهن مردم اشکالی ندارد». و وقتی مجری می پرسد: «چرا نباید در ذهن من باشد، من نماینده مردم هستم». جناب فتاح گویا فراموش می کند -شاید هم حق داشته باشد- که قرار است صدا و سیما زبان مردم باشد و در پایان می پرسد: «شما مرا به اینجا دعوت کرده اید که زیر سوال ببرید؟» معنای این سخن این است که چرا به شیوه دیرینه خود عمل نمی کنید و مجری می پرسد: «شما را دعوت کرده ایم تا به سوال هایی که در ذهن مردم هست، پاسخ دهید». جای تاسف است که وقتی مجری به جناب فتاح می گوید: «چرا از طرح پرسش ناراحت شدید؟» پاسخ می گوید: «معلوم است که ناراحت می شوم، مصاحبه یعنی زیر سوال بردن!؟» مفهوم روشن تر این پرسش این است که مصاحبه یعنی توجیه کردن و فراتر، ستودن آنچه افتخار ملی خوانده شده است. بی گمان مصاحبه گر خود راسا و به اراده خویش چنین رویکردی ندارد، هرچند ممکن است دیگر تصویر او به عنوان مجری و مصاحبه گر در صفحه تلویزیون ظاهر نشود، اما ادامه این شیوه و این رویکرد می تواند اعتماد مردم را به صدا و سیمایشان بازگرداند. صدا و سیما قطعا یکی از تعیین کننده ترین رسانه ها و قدرتمندترین واسطه ها بین دولتمردان و توده های مردمی است، به شرط آنکه مردم بتوانند به این رسانه اعتماد کنند و اگر اعتماد وجود نداشته باشد، تبدیل به بی اثرترین رسانه خواهد شد و چه بسا هر سخن راست آن را کذب بدانند و خلاف آن عمل کنند.در تعریف رسانه آمده است: رسانه برای آن است که گروه بزرگی از مخاطبان را که هدف رسانه است، مورد خطاب قرار دهد. واژه رسانه (مدیا) زمانی تنها در مورد جراید و کتاب به کار می رفت و با ظهور تکنولوژی های جدید، تلویزیون، سینما، رادیو و اینترنت را نیز در شمول خود گرفت. امروزه رسانه به نیاز روزانه ما تبدیل شده که نقشی برجسته در ایجاد و شکل دادن عقیده ملی داشته و تقویت کننده وحدت اجتماعی است.رسانه شمشیر بلند دموکراسی است که مانند ناظری عمل می کند که منافع عمومی را در مقابل عملکردهای نادرست حفظ می کند و توده های مردمی را آگاه می کند. از منظر همین نگاه است که در قانون اساسی گذشته، مطبوعات را رکن چهارم مشروطیت خوانده اند و اگر رسانه ملی به سبب همان نیاز، رضایت خاطر و پرسش های مردم را پاسخ ندهد، مردم به سراغ رسانه هایی نمی روند که چه بسا به جای نوش، زهر در جام وجودشان سرازیر کند.بر این باورم برنامه مصاحبه ای که از کانال پنج جمهوری اسلامی پخش شد، حرکت مبارکی است که تمامی مدیران اجرائی و سیاست گذاران را یادآور می شود ناظری با چشمان باز و زبانی گویا حضور دارد که بر عملکرد و رفتار آنان بی طرفانه نظارت می کند و عملکردهایی که درراستای منافع ملی است، می ستاید و اشتباهات را گوشزد می کند. بدیهی است مجری صدا و سیما و مدیرانی که او را بر این امر گمارده اند تا این پرسش ها را مطرح کند، حق دارند بپرسند در حالی که چین در مدت 10 روز، یک بیمارستان مجهز ویژه مبتلایان کرونایی بنا می کند، چرا ساخت یک جاده، 23 سال به درازا کشیده شده است؟ بدیهی است طولانی شدن این ساخت وساز، هزینه گزافی را بر ملت ایران تحمیل کرده است و انتظار می رود مدیران این سرزمین وقتی مورد پرسش قرار گیرند، بکوشند تا مشکلات را بیان و در رفع آنها تلاش کنند. با چنین رویکردی از سوی سیمای جمهوری اسلامی ایران، از این پس، دست و دل مدیران خواهد لرزید و اگر توان اجرای پروژه ای را نداشته باشند، از هزینه کردن و هدردادن بودجه کشور خودداری خواهند کرد. زیرا می دانند زبان گویایی وجود دارد که آنان را به نقد می کشاند و طبعا یک چنین صداوسیمایی می تواند سخنگوی مردم و مورد اعتماد آنان واقع شود و آن گاه است که در وقت ضرورت، هر آنچه این رسانه بگوید، به گوش جان می شنوند و خواهند پذیرفت.