آرشیو پنج‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۶۴
جامعه
۱۲

امنیت زیستی و سیاست زیستی

اصغر میرفردی

 در جهان کنونی، آن گونه که در هرم سلسله مراتبی نیازهای انسانی آمده است، نیازهای زیستی، پایه ای ترین نیازهای بشر هستند و تنها پس از پرداختن به آنها، نیازهای دیگر اهمیت و ضرورت می یابند. مهم ترین بخش از نیازهای زیستی همان نیازهای سلامت و «زیستن» است. سلامت انسان از دیرباز توسط عوامل محیطی، انسانی و... تهدید شده است. بیماری های همه گیر از جمله آشکارترین نمونه های تهدیدکننده سلامت و زندگی انسانی است. در سده های گذشته که دانش و فناوری پزشکی و همچنین امنیت غذایی جایگاه امروزین خود را نداشت، زندگی انسان ها تحت تاثیر مخاطرات پرشمار طبیعی و غیرطبیعی بود. نه امکاناتی برای کاستن از بلایا و مخاطرات و نه دانش مدیریتی برای چگونگی مدیریت بحران های ناشی از آن بلایا وجود داشت.

در دهه های اخیر در پرتو دانش و فناوری روزافزون، پیچیده و کارآمد و همچنین تجربیات مدیریتی در حوزه بهداشت و سلامت، بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای پیشرفته توانسته اند از یک سو در زمینه پیشگیری گام های خوبی بردارند و در این زمینه کارآمدی سیاست های پیشگیرانه و همچنین سازوکارها و شیوه مدیریت خود در پیشبرد اصول پیشگیری را نشان داده اند. از سوی دیگر، این دسته از کشورها هنگام بروز بیماری های همه گیر در مدیریت و مهار این بیماری ها و پایین آوردن تلفات احتمالی و همچنین پایش فراگیر همه بخش ها به ویژه بخش هایی که بیشتر در معرض خطر هستند یا زمینه ای برای گسترش بیماری ها به شمار می روند، جدیت و نگاه علمی را در دستور کار قرار می دهند.

پس از پیداشدن مواردی از ابتلا به ویروس کرونا در کشور چین، کم کم در دیگر کشورها افرادی به این ویروس مبتلا شدند. کشور ما نیز از این حادثه مستثنا نبود و از چهارشنبه سی ام بهمن 1398، گزارش هایی از ابتلای تعدادی از هموطنان به این ویروس منتشر شد. با گذشت چند روز هم تعداد مبتلایان و هم تعداد جان باختگان ناشی از این ویروس رو به فزونی نهاد به گونه ای که تا روز دهم اسفندماه 1398 تعداد مبتلایان در کشور به 593 نفر و تعداد فوتی های ناشی از این بیماری به 43 نفر رسید و از روز نهم اسفند تا دهم اسفند 1398 بیش از 205 مورد افزایش ابتلا گزارش شد. هم میزان ابتلاها و فوتی ها افزایش یافته و هم نرخ رشد آن سیر صعودی یافته و مسئولان وزارت بهداشت نیز نهم اسفند اعلام کرده بودند که در روزهای آینده شیوع این بیماری سیر صعودی خواهد یافت و هفته سختی پیش رو خواهد بود.

در اینجا ضرورت دارد با نگاه جامعه شناختی به مرور شیوع ویروس کرونا در کشورمان و چگونگی رویارویی با این پدیده شوم، هم از سوی مسئولان و هم از سوی مردم بپردازیم.

پایش و ارزیابی اولیه: نظر به اینکه کشور ما از یک سو، در یک چهارراه ارتباطی منطقه ای قرار دارد و از سوی دیگر، ارتباط نزدیکی به لحاظ اقتصادی و سیاسی با کشور چین دارد، به گونه ای که به ویژه پس از برگشت تحریم های وضع شده توسط دولت آمریکا، چین از معدود کشورهای بزرگی است که تا اندازه ای روابط تجاری خود با ایران را حفظ کرده و این کشور کانون شکل گیری و گسترش ویروس کرونا بوده است، ضرورت داشت با حساسیت لازم نسبت به پایش و ارزیابی افراد واردشده به کشور اقدام می شد و حتی به شکل تصادفی در کانون های ورودی و مکان های مقصد ورودی ها آزمایش و نظارت جدی انجام می شد. متاسفانه به نظر می رسد در این زمینه اقدام جدی انجام نشده و اگر شده به گونه و اندازه ای نبوده است که اثربخش باشد. شیوه اطلاع رسانی و حساس سازی جامعه به گونه ای بود که گویی احتمال کمی از ورود چنین ویروسی به کشور وجود داشت و اینکه این ویروس، چندان خطرناک نیست و چیزی شبیه آنفلوانزای مرسوم است! چه بسا همان روزها، موارد ابتلا در کشور وجود داشته ولی ناآگاهی مبتلایان از علائم این بیماری، جدی نگرفتن آن یا عوامل دیگری موجب شده از ورود بی خبرانه این میهمان شوم، آگاهی نیابیم.

پیشگیری و مهار بیماری: هم در علوم پزشکی و هم در آسیب شناسی اجتماعی، اهمیت و اثربخشی پیشگیری بیش از درمان و کنترل است. برای چنین پدیده خطرناکی که سرعت گسترش زیادی دارد، با توجه به نکاتی که پیش تر اشاره شد، باید بر اصول پیشگیری تاکید می شد. پیشگیری تنها دربردارنده توصیه و هشدارهای پزشکی نیست، بلکه باید به صورت عملیاتی و در امور جاری و روزمره زندگی در یک زیست بوم، اقدامات و تغییراتی برای جلوگیری از ابتلای شهروندان انجام شود. در این زمینه لازم بود محدودسازی پیوند و تعامل شهروندان با کانون های شیوع ویروس کرونا (کشور چین) انجام می شد و پس از مشاهده و گزارش موارد ابتلا به این بیماری در کشور، برای جلوگیری از انتقال به مناطق دیگر، اصول پیشگیری و مهار شیوع و حتی قرنطینه کردن کانون هایی که ابتلا به ویروس کرونا در آنها تایید شده بود، در دستور کار مسئولان و نهادهای گوناگون قرار می گرفت. تا هشت روز پس از اعلام نخستین موارد ابتلا به کرونا در کشور گویا برنامه جدی ای برای پیشگیری ثانویه این بیماری یا همان مهار و کنترل اشاعه ویروس کرونا، این میهمان نامیمون، به مناطق دیگر وجود نداشت.

از شامگاه روز هشتم اسفند تصمیم های ستاد ملی کرونا توسط رئیس جمهور محترم تصویب و ابلاغ شد که انتظار می رفت قاطع تر و جدی تر از این می بود. هنوز برخی از مسئولان به صراحت بحث قرنطینه مراکز و کانون های آلوده را رد می کنند و تنها از مدیریت و محدودسازی ارتباطات سخن به میان می آورند که به نظر می رسد این رویکرد تناسبی با وضعیت و سرعت شیوع ویروس کرونا در کشور ندارد. اینکه چرا مسئولان محترم بحث قرنطینه را نمی پذیرند، روشن نیست ولی شاید یکی از دلایل توجیهی آنها جلوگیری از آسیب به امنیت روانی جامعه باشد که بدیهی است با وضعیت شیوع گسترده و روزافزون این ویروس در کشور، چنین توجیهی پذیرفتنی نیست و فقط صورت مسئله را پاک می کند و عملا ویروس کرونا در کشور جولان خواهد داد تا جایی که دیگر کار از کار بگذرد و برگشت به سیاست قرنطینه شدنی و کارساز نباشد. رویکردهای اقدام پس از وقوع، برای پیشگیری و مهار هر مسئله و آسیبی پاسخ گو نیست و ضرورت دارد همواره پیش از وقوع و با نگاه احتمال وقوع برای پیشگیری و مهار اقدام کرد. روز هشتم اسفند خبری مبنی بر منع ورود چینی ها به کشور در فضای مجازی منتشر شد که تنها ساعاتی پس از انتشار، مسئولان پلیس مهاجرت آن را تکذیب کردند؛ خبری که انتشارش، خوشحالی دیرهنگام و تکذیبش، حسرت و اندوه بی پایان را در پی داشت.

افزایش شمار مبتلایان از یک سو و باورها و جهت گیری های برخی مجامع، افراد و نهادها در مخالفت با سیاست قرنطینه و محدودسازی؛ حسی جز تاسف را ایجاد نمی کند. برخی می کوشند بین ضرورت محدودسازی تجمعات و فعالیت های جمعی در راستای جلوگیری از شیوع بیماری کرونا و باورمندی به امور معنوی نوعی تقابل و دوگانگی را ایجاد کنند؛ درصورتی که هیچ تعارضی بین این دو وجود ندارد، زیرا این اقدامات برای سلامت انسان هاست و رعایت نظافت و بهداشت مورد تاکید دین است. از سویی نیز در دین اسلام نجات یک انسان به اندازه نجات همه انسان ها ارزشمند است. اغلب روحانیون و علمای بزرگوار با استقبال از نظر کارشناسان حوزه پزشکی، رعایت این توصیه ها را برای جامعه ضروری دانسته اند.

چه باید کرد؟ سوای اینکه چرا یک باره کشور درگیر چنین میزان شیوعی از ویروس کرونا شده است که خود نیاز به مجال دیگری دارد، باید در پی چاره اندیشی برای کنترل آن برآمد. در این زمینه لازم است به این نکات اهتمام داشت:

1- تقویت روح جمعی، همدلی و همدردی: همدلی و همدردی در این زمینه راه گشاست. همه باید دامنه و ژرفای خطر را دریابیم و برای زدودن آن از جامعه با خردورزی و تصمیم گیری درست، همدل و همیار یکدیگر باشیم. سرمایه اجتماعی مهم ترین عامل برای قوام یک جامعه است و در این میان عواملی مانند اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی نقش سازنده ای ایفا می کند. اگر به دلایل گوناگون جامعه ما با فرسایش سرمایه اجتماعی روبه رو بوده، بایسته است همگی (مردم و مسئولان) برای ترمیم چنین سرمایه بی بدیلی کوشا باشیم. ایران یک خانواده بزرگ است که برای داشتن یک زندگی امن، ایمن و سالم، هیچ کدام از اعضای این خانواده بزرگ نباید و شایسته نیست که بی توجه به سرنوشت دیگر اعضا، با ذوق و سلیقه فردی و گروهی خویش تصمیم بگیرد و رفتار کند. مردم در این میان، مهم ترین نقش را برای کنترل و ریشه کنی هر بیماری واگیری دارند. خودمراقبتی سازوکاری است که در صورت پیاده سازی، به سلامت عمومی یاری می رساند. مردم در این زمینه باید به چند مورد توجه کنند:

الف- مقابله با چنین بیماری ای نه با ترس، شدنی است و نه با بی تفاوتی، بلکه مراقبت آگاهانه از خود و اطرافیان و توجه به دستورات پزشکی و بهداشتی کارشناسان تخصصی این حوزه کارگشاست. همان گونه که کادر پزشکی (پزشکان، پرستاران) و دیگر کارکنان حوزه سلامت همه هم و غم خود را برای مدیریت این وضعیت و نجات هم وطنان به کار بسته اند و حتی برخی از آنها جان شیرین خود را در این راه از دست داده اند، ضرورت دارد برای برون رفت از این بحران، توصیه های آنها به عنوان کارشناسان متخصص، مرجع و مبنای تصمیم ها و رفتارها قرار گیرد.

ب- جدی گرفتن بیماری کرونا در این شرایط، مستلزم تنظیم برنامه زندگی متناسب با قواعد پیشگیری از شیوع آن است؛ برای نمونه اگر مدارس و دانشگاه ها برای جلوگیری از شیوع بیماری تعطیل می شوند، دوره تعطیلی را باید با همان برنامه پیشگیرانه سپری کرد و نه اینکه گویی تعطیلی عادی است و برای تفریح، دور هم بودن گروه ها و خانواده ها، سفر و گردشگری از آن استفاده کرد که در این صورت هم خود مردمی که این رویه را در پیش می گیرند و هم مردم ساکن در کانون های مسیر و مقصد سفر آنها در معرض خطر شیوع بیماری قرار خواهند گرفت. متاسفانه به نظر می رسد گسیل یافتن تعداد زیادی از جمعیت تهران و برخی شهرهای مجاور به مناطق شمالی در هفته گذشته در گسترش دامنه شیوع ویروس کرونا در بخش شمالی کشور و حتی خود تهران نقش داشته است. در روزهای اخیر نیز آن گونه که خبر نیمروزی سیما نشان می داد، تعداد زیادی از هم وطنان استان های مختلف کشور راه استان های جنوبی به ویژه هرمزگان را در پیش گرفته اند که این وضعیت- یعنی سفر جمعی به استان های دیگر- هم ناشی از جدی نگرفتن ویروس کرونا و هم بی توجهی به دلیل وجودی و وجوبی تعطیل شدن مدارس و دانشگاه ها بوده است.

ج- مسئولیت شهروندی ایجاب می کند هم خودمان با رعایت نکات بهداشتی، فضا را برای دیگران آلوده نکنیم و هم از خودمان و اطرافیانمان در برابر موج روزافزون ویروس کرونا مراقبت کنیم. آن گونه که کارشناسان یادآور شده اند، چنین ویروسی حدود دو هفته دوره نهفتگی دارد و انتظار نداشته باشیم تنها در کنار انسان هایی که ظاهر بیمارگونه ای دارند یا به این بیماری مبتلا هستند، از خود مراقبت کنیم. چه بسا افرادی دیگر و خود ما ناقل این ویروس باشیم، اما هنوز بیماری بروز عینی نیافته باشد.

د- نکته دیگر این است که متاسفانه چند سالی است که به جای اینکه در کوران حوادث و رخدادهای ناخوشایند، به شیوه های آگاهانه، همدردانه و متعهدانه در پی کاستن از دامنه مصائب آنها باشیم و از تجربه زیسته تلخی که در پیوند با آن حوادث داریم، به برساخت تجربه و دانش آگاهانه برای زندگی و زیست آینده خود و آیندگان مان باشیم، به شکل زننده ای برخی به ساخت جوک و... می پردازند که هیچ تناسبی با نقش انسان ها برای مدیریت آگاهانه حوادث ندارد؛ ضمن اینکه چنین رویه ای جامعه را از برساخت روح و اراده جمعی، تقویت همدلی و همدردی و انسجام اجتماعی دور می کند و انفعال را در بین انسان ها به عنوان کنشگران واقعی و مورد انتظار نهادینه می کند، به جای اینکه مسئولیت پذیری را تجسم بخشیده و تقویت کند.

ه- اقدام غیر اخلاقی برخی سوداگران برای بهره گیری اقتصادی از شرایط ایجادشده، تجربه تلخی بود که در این بازه زمانی شاهد آن بودیم. ضرورت دارد تا از کسانی که در شرایطی چنین سخت، از تجربه رویارویی هم وطنان مان با این ویروس، کیسه سوداگری دوخته اند، فاصله بگیریم و از ابزارهای قانونی برای مقابله با آنها استفاده کنیم. چه در دوران دفاع مقدس و چه در حوادث دیگر، مردم جامعه ما همدرد یکدیگر بوده اند؛ ولی متاسفانه چنین رفتارهای غیرانسانی در کنار رفتارهای ضدفرهنگی مانند جوک سازی در مواجهه با یک خطر جمعی نشان دهنده این است که گویی عده ای از سطح رفتار مورد انتظار یعنی رفتار همدردانه به بی تفاوتی اجتماعی تنزل یافته و سپس به بی رحمی و قساوت اجتماعی سقوط کرده اند و «برق را در خرمن مردم، تماشا می کنند». با نکوهش چنین رفتارها و پیام هایی و بازنشرنکردن آنها می توانیم به زدودن چنین رفتارهای ضدفرهنگی از جامعه کمک کنیم.

2- هماهنگی بین سازمانی و مدیریت واحد: یکی از نشانگان یک نظام اجتماعی کارآمد، داشتن هماهنگی کارکردی با وجود تمایزات ساختاری و تفکیک و تقسیم کار است. چنین رویه ای به اجرای سیاست ها و تصمیمات برآمده از خرد جمعی و دانش تخصصی می پردازد و خیر همگانی را پیگیری می کند. برای مدیریت، پیشگیری و مهار بیماری های همه گیری مانند ویروس کرونا نیاز به چنین سامانه مدیریت علمی- اجرائی است که تصمیمات آن برای همه بخش ها و عناصر جامعه فصل الخطاب و الزام آور باشد. متاسفانه چنین مدیریتی در کشور ما دیرهنگام ایجاد شد و با وجودی که این مدیریت با عنوان ستاد ملی مدیریت کرونا تشکیل شده است؛ ضمن اینکه هنوز خود ستاد، سیاست قاطع و فراگیری - به استثنای تعطیلی مراکز آموزشی- را برای کنترل شرایط اعلام نکرده است، عملا در چند روز گذشته برخی از نهادها و گروه ها از دستورات آن پیروی نکرده و حتی در برخی موارد- آن گونه که در رسانه های اجتماعی مجازی بازتاب یافته است- در برابر برنامه های آن جبهه گیری نکرده اند. این آشفتگی و تشتت در روزهای نخست، حتی در اعلام وضعیت و آمار مبتلایان و درگذشتگان ناشی از کرونا از سوی مسئولان مختلف خود را نشان داد. در این زمینه، نیاز به شفافیت و اعتمادسازی در جامعه وجود دارد تا آمارهای گوناگون موجب سردرگمی مردم درباره شیوه مدیریت این مسئله از طرف مسئولان نشود. در چنین شرایطی، حفظ سلامت عمومی باید به عنوان اولویت نخست برنامه ها و فعالیت های نهادهای مختلف جامعه باشد و هر برنامه ای که به گونه ای در این شرایط، به گسترش و شیوع بیماری کرونا منجر شده و سلامت عمومی را به خطر می اندازد، باید کنار گذاشته شوند و از تصمیمات جزیره ای و متعارض با اهداف برنامه سلامت عمومی به شدت پرهیز کرد.

3- مسئولان و متولیان محترم امور فرهنگی، اجتماعی و مذهبی به دلیل تعامل با اقشار گوناگون اجتماعی که در آیین ها و مراسم های گوناگون شرکت می کنند، رسالت مهمی در زمینه پیشگیری و جلوگیری از شیوع بیماری ها دارند. خداوند در آیه 32 سوره رعد، ارزش نجات یک انسان را برابر با نجات کل بشریت می داند. در این راستا، ضرورت دارد خود را مقید به ارزش های الهی، برای حفظ نجات انسان ها بدانیم. در این صورت ضرورت دارد به هیچ گفتار و رفتاری که به گسترش خطر برای انسان ها و سلامت شان بینجامد، دامن نزنیم و از رفتارهای احساسی به بهانه امور عقیدتی و معنوی پرهیز کنیم. اگر بپذیریم که سلامت انسان ها مهم ترین اولویت برای داشتن جامعه سالم و پایدار است، باید با آگاهی و عقلانیت، تمام هم و غم خود را صرف زدودن زنگار بیماری ها و ناملایمات از چهره جامعه کنیم.

4- واقع بینی، جامع نگری و عینی نگری مهم ترین کلیدواژگان مدیریت کارآمد مسائل اجتماعی است و برای فروکاستن دامنه بیماری ویروس کرونا و ریشه کنی آن از جامعه، آن هم در شرایطی که کشور ما با مشکلات ساختاری مانند تحریم ها و مشکلات اقتصادی برآمده از آنها روبه روست، توجه علمی و عملی به این سازوکارها یک ضرورت عینی است. بی توجهی به مسائل اجتماعی مانند بیماری های همه گیر که شیوع یافته اند و ملاحظه نکردن به پیامدهای این بیماری ها می تواند به دامنه دار شدن آنها بینجامد؛ به گونه ای که حتی با بسیج عمومی همه امکانات جامعه نتوان به شکل مطلوب، وضعیت جامعه را به شرایط پیش از شیوع آن بیماری برگرداند. در این میان، کمبود مراکز بستری و امکانات بهداشتی در برخی مناطق کم برخوردار کشور، ضرورت واقع بینی در درک و مدیریت این پدیده خطرناک را دوچندان می کند؛ بنابراین بر همه ما لازم و ضروری است تا درباره درک مخاطرات احتمالی آن و به کارگیری روش های علمی برای مهار و کنترل آن اهتمام بورزیم. پایان سخن اینکه برای داشتن امنیت زیستی نیاز به سیاست زیستی علمی، کارشناسانه و کارآمد داریم و در این زمینه باید از تجربیات سازنده کشورهای موفق در این حوزه ها بهره گیریم. ما در برابر نسل کنونی و آینده مسئولیت داریم و برای ایفای نقش خود باید عالمانه و آگاهانه تصمیم گیری و رفتار کنیم.