آرشیو پنج‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۶۴
روزنامه فردا
۱۶
جدا افتاده از دریا

خلوت ترین اسفند جزیره قشم

امید رحیمی

 از فرودگاه که سوار ماشین شدم، به سمت خانه، دیدم ساندویچ فروشی عبدل تعطیل است. اصلا حواسم به ویروس و مسائل مربوط به آن نبود. پارک ساحلی هم کسی غیر از بچه های محله سیم بالا که همیشه خدا آنجا هستند، نبود؛ نه چادری و نه خیمه ای. حتی کسی در صف دستشویی هم نبود؛ خلوت ترین اسفند جزیره که در این 28 سال دیده بودم. هر چه پاساژ بود تق و لق و نیمه تعطیل بود. ایستگاه تاکسی ها هم کسی نبود و انگار زمان ایستاده بود. تک وتوک بودند مسافرانی که معلوم بود راضی نیستند از این همه تعطیلی و بومی هایی که به هر چه مسافر به عنوان ناقل ویروس نگاه می کردند. اسکله «هنگام» هم سیستم جداسازی داشتند، می گفتند بومی حرف بزن، اگر بلد نبودی بومی بندری حرف بزنی نمی توانستی سوار شناور شوی. یک بخت برگشته ای را از وسط کار برگرداندند و قشم پیاده اش کردند. هرمز هم همین وضع است و فقط ساکنان می توانند بروند و بیایند. لارک جا ماند، البته که آن هم وضعش همین است. گلدن فود که بزرگ ترین رستوران قشم شده، در این چند روز اخیر هم از ترس شیوع تمام بخش هایش را تعطیل کرده است. چند شاورما فروشی محلی در روستاهای اطراف باز هستند که ترجیح می دهند افراد غیر بومی از آنها خرید نکنند. خیلی از مسافران پول بیشتر می دهند به بومی ها که آنها را با قایق های شخصی به سواحل خلوت برسانند. بومی ها هم خیلی هایشان نه نمی گویند. یک پولی می گیرند و افراد متقاضی را می رسانند به گوشه و کنار دنجی. در قشم و جزیره های اطراف دو فصل پر درآمد وجود دارد؛ یکی فصل میگوست که اواخر شهریور آغاز می شود تا اوایل آبان. یکی هم همین نوروز است و مسافرهای پس و پیشش که ظاهرا امسال خیلی کم جان تر از سال های قبل خواهد بود. مغازه دار ها آشفته اند، آشفته از انبارهای پری که معلوم نیست سرنوشت شان چه شود. خیلی ها بارشان در خصب عمان گیر کرده و خیلی ها سفرشان به چین لغو شده است. فعلا همه منتظرند و نمی خواهند قبول کنند که امسال قرار است رونقش کمتر باشد. صاحبان این خانه های محلی هم که شبانه اجاره می روند، زانوی غم بغل گرفته اند و نگران اند دشتی نداشته باشند. همه نگرا ن اند و خشمگین طبعا. مراکز ژئوپارک هم یکی از یکی خلوت تر و به تبع آن، این برگزارکننده های تورهای محلی هم بی کارتر از همیشه!