آرشیو پنج‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۶۴
روزنامه فردا
۱۶
تکلیف و واقعه

رهایی جمعی

علی ورامینی

 از آن لحظه که کارتن هایم به ترمینال جنوب رسید تا به دست نفر آخری برسد که آنها را برای من بیاورد، سه بار برون سپاری شد؛ به همین دلیل هم کرایه حمل کارتن ها از دشتیاری بلوچستان تا تهران، تقریبا هم اندازه با کرایه ترمینال تا خانه شد. آخرین پیمانکار شماره پیک را با نام «احمد تاکسی» برایم فرستاد. احمد آقا که رسید، تا مقدمات دم در رفتن را آماده کنم نزدیک 10 دقیقه ای زمان برد. این زمان صرف زدن ماسک، دست کش، ابزای برای فشار دادن دکمه آسانسور و پوشیدن کفش و لباس مخصوص دم در رفتن شد. بدون اغراق برای من که در 10 روز گذشته حتی تا دم در هم نرفته بودم، این حس پدیدار شده بود که وقتی در را باز می کنم با صحنه ای مانند سریال «واکینگ دد» روبه رو خواهم شد. چند لحظه بعد از اینکه صورتم با باد سرد بیرون در اخت شد، پیرمردی را دیدم که احتمالا احمد آقا بود. احمد آقا دو در تاکسی اش را باز گذاشته بود تا از اولی هوا بخورد و از دومی من کارتن هایم را بردارم. او که از پدر من سن بیشتری داشت، انگار از جهانی آمده بود که در آن اسم کرونا هم شنیده نشده است؛ چنان در حین گوش دادن به موسیقی سیگار دود می کرد که آدم هوس می کرد بنشیند کنارش و کامی بگیرد. احمد آقا برخلاف من و البته نمایندگان مجلس نمی تواند کارش را تعطیل کند و در خانه بنشیند. برای او که معاشش و در واقع سفره اش به کار صبح تا شب وابسته است، اینکه در خانه بنشیند محال است. آدمی که نانش گرو مزد روزانه نباشد، در این سن و در بحبوحه شیوع این ویروس لعنتی به یکی از آلوده ترین مناطق تهران نخواهد رفت تا باری بزند و اندک دستمزدی بگیرد.

اما نکته ای که وجود دارد این است که در این هنگامه بلا دیگر تئوری های شیکی که احمد آقا را مستحق این زندگی و این وضعیت معاش می داند برای خیر فردی طرفدارانش هم جواب نمی دهد. حتی اگر احمد آقا مثال همان نظریه های دست راستی باشد که از سر تنبلی و بی استعدادی به این وضعیت افتاده است، دیگر باید متوجه شده باشیم که آن نظریه های فردی، آن نظریه هایی که معتقدند شما فقط وظیفه دارید که گلیم خود را از آب بیرون بکشید در بزنگاه بحران جواب نمی دهد. به چیزی ورای آن سخنرانی های انگیزشی نیاز است، دیگر عربده های مرد سیاه پوست برای تحریک مان چندان کارساز نیست تا به [موفقیت] برسیم. احمد آقا اگر ناقل شود من هم ناقل می شوم، من هم ناقل شوم یکی دیگر و این دومینو آن قدر ادامه پیدا می کند که دیگر هیچ کس، حتی آن [مستعدانی] که وزیر و وکیل هم شده اند از آن در امان نیستند. 

اگر به این سخن باور نداشتیم که خوشبختی فردی نیست دیگر لااقل باید باور کنیم رهایی از بحران کرونا تنها با بیرون کشیدن گلیم خود از آب امکان پذیر نیست. هرچقدر از نظر تئورسین های بازار آزاد آنهایی که ماسک، ژل و الکل احتکار کردند و به چندین برابر قیمت فروختند باهوش و زرنگ باشند، آنها هم تنها با فکر کردن به خود از این بحران نمی توانند بیرون بیایند. همان هایی که از فرط گرانی توانایی خرید وسایل ضدعفونی پیدا نمی کنند و نمی توانند ماسک بزنند بالاخره یک جا، هرچقدر هم که در برج و باروهایتان ایزوله باشید با شما برخورد می کنند و بحرانشان، بحران شما هم می شود. 

آنها که به رهایی فردی خود می اندیشند اگر ذره ای هوش داشته باشند متوجه می شوند در وضعیتی که سوپ خوردن یک نفر در ووهان چین باعث مریض شدن یک نفر در قم می شود، برای هیچ فردی راهی به رهایی نیست، مگر اینکه جمع رها شود. امروز دیگر رهایی جمعی نه یک امر اخلاقی که از قضا امری مصلحت اندیشانه است.