آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
جهان
۶

جشن سال نو روی راه ابریشم

فرضیه اشتباهی وجود دارد که عید نوروز مختص ایرانی هاست اما کشورهای بسیاری در اروپا و آسیا نوروز را به عنوان عید آمدن بهار جشن می گیرند؛ این بخشی از میراثی است که فرهنگ کهن امپراتوری پارس بر جای گذاشته. البته پیونددادن نوروز به ایران امروزی چندان عجیب نیست چراکه تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی فقط ایران معاصر بود که این عید را به صورت رسمی جشن می گرفت اما از وقتی که کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی استقلال خودشان را بازیافتند، این سنت قدیمی خود را هم احیا کردند و به نوروز وجهه باستانی اش را بازگرداندند.

احیای نوروز در کشورهای مختلف باعث شد این سنت کهن، سال 2010 از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته شود؛ جشنی باستانی با ریشه ایرانی که بیش از سه هزار سال گرامی داشته می شود. نوروز، نوروز، نووروز، نوروز، ناوروز یا نوروز همان اول فروردینی است که بسیاری از کشورهای راه ابریشم از افغانستان، جمهوری آذربایجان و ایران تا هند، عراق، قرقیزستان، ترکمنستان و ازبکستان و کوزوو آن را آغاز سال نوی خود می دانند و جشن می گیرند. مردمان فرهنگ ها و مذاهب مختلف این عید را با هم شریک اند؛ عیدی که عقبه آن به زرتشتیان برمی گردد و در تقویم آنها مقدس ترین روز است. بازگشت بهار برای آنها و بعدتر کسانی که نوروز را برای جشن گرفتن برگزیدند، نماد پیروزی نیکی بر بدی و شادی بر اندوه است؛ نمادی از داستان بازگشت قدرت آفتاب و رفتن روح زمستان. نوروز داستان های زیادی در خود دارد؛ افسانه جمشید، پادشاه اسطوره ای ایران که هم زمان با نوروز باد ارابه اش را به آسمان برد و او را پس از چند سده جنگ با دیوها بر آنها پیروز کرد: «جمشید دانشمندان را فرمود که آن روز که من به دادگری بنشینم، شما نزد من باشید تا هر چه در او داد و دادگری است، من انجام دهم و آن روزی که او به دادگری نشست، روز هرمز بود از ماه فروردین. پس آن روز را نوروز نامیدند». روایت های مشابهی از نوروز در فرهنگ هندی ها و ترک ها وجود دارد در حالی که اسطوره «عمونوروز» معروف ترین آنها در میان کشورهای آسیای میانه است.

طی هزاره اخیر نوروز تغییراتی کرده و هم ز مان با گسترش اش در کشورهای بیشتر با الگوهای اجتماعی، مذهبی و فرهنگی آنها تلفیق شده است و همین باعث شده در عین وحدت، تنوعی زیبا در این عید وجود داشته باشد. در بیشتر مناطق آماده کردن نمادین آب و آتش روز چهارشنبه پیش از جشن اصلی انجام می شود و رقصی روحانی دور آتش و آب را در خود دارد؛ جشنی که چهارشنبه معمولی پایان سال را به چهارشنبه سوری یا چهارشنبه آتش تبدیل می کند. در جمهوری آذربایجان چهار چهارشنبه منتهی به نوروز جشن گرفته می شود؛ در قرقیزستان هم زمان با نوروز همه ظرف های خانه پر می شوند با این امید که سال جدید برای آنها فراوانی بیاورد و بدیمنی را از آنها دور نگه دارد. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می گیرند، رسم سرزدن به قبر رفتگان پیش از آغاز جشن نوروز وجود دارد در حالی که خانواده ها با روشن کردن شمع بالای قبر رفته های خود مرگ را به خود یادآوری می کنند. در قزاقستان صاحبخانه ها شب نوروز دو شمع در ورودی خانه هایشان روشن می کنند تا به سال جدید خوشامد بگویند.   

ایران

حتما با سنت ایرانی ها در نوروز آشنا هستید. جشن نوروز برای ما ایرانی ها یک ماه پیش از آن آغاز می شود وقتی که در ماه آخر زمستان همه خانه تکانی را شروع می کنند. با آمدن آخرین چهارشنبه سال جشن ایرانی ها هم جدی تر می شود و مردم روحشان را با روشن کردن آتش و دورهمی می تکانند. همین روزهاست که سروکله حاجی فیروز پیدا می شود؛ شخصیتی بومی که قرار است با صورت سیاه و لباس های قرمزش مردم را به خنده بیندازد. آن طور که داستان ها می گویند، حاجی فیروز از سوی بزرگان زرتشتی فرستاده می شود تا به مردم برای رهایی از تعلقات شان کمک و آنها را برای تولد دوباره در سال جدید آماده کند. به عنوان آخرین پیش درآمد، ایرانی ها سفره هفت سین شان را می چینند و منتظر می مانند نوروز بیاید و روزشان را نو کند.

افغانستان

مهم ترین جشن نوروز در افغانستان را گل سرخ نامیده اند. گل سرخ در مزارشریف و طی 40 روز آغازین سال نو برگزار می شود در حالی که تپه ها و دشت های اطراف شهر را لاله های رنگارنگ می پوشانند. مسابقات بزکشی هم در این روزها برگزار می شود هر چند روحیه خشنش با روح نوروز همخوانی چندانی ندارد. در بازی بزکشی افرادی سوار بر اسب برای جابه جاکردن لاشه یک بز یا گوساله تازه ذبح شده با هم به رقابت می کنند. برای افغان ها یکی از مهم ترین سنت های نوروز به خوراکی ها مربوط است. هفت میوه، ترکیبی از میوه های خشک شده و مغزهاست که دم عید همه برای درست کردن آن دست به کار می شوند. روز عید محلی ها سبزی پلو (اسفناج) و ماهی می خورند تا سال را با امید کامیابی آغاز کنند.

نوروز کردها

برای مردم کرد، نوروز باقی مانده از داستان کاوه است که فردوسی آن را در شاهنامه اش روایت کرده. در افسانه ای که فردوسی آن را روایت کرده، کاوه آهنگری است که خیزش علیه ضحاک ستمگر را رهبری می کند و نوروز جشنی است که با پیروزی کاوه بر ضحاک برپا می شود. کردها نوروز را معمولا با پوشیدن لباس های سنتی رنگارنگ، آتش بازی های بزرگ و پایکوبی جشن می گیرند.

جمهوری آذربایجان

خود واژه آذربایجان از نظر لغوی «سرزمین آتش» معنی می دهد و نوروز در این نقطه از جهان تعطیلاتی یک هفته ای همراه با جشن و پایکوبی است. مردم آذری برای گرامی داشتن نوروز لباس های سنتی خود را می پوشند و دور آتش «یلی» می کنند. مردها در جشن های خیابانی آذربایجان وزنه بلند می کنند تا نشان دهند آمدن دوباره بهار چه قدرتی به آنها داده است. مانند دیگر نقاط جهان، خوراکی ها در نوروز آذربایجان هم مهم هستند. خوراکی های معمول آذری ها در نوروز چلوکباب، دلمه و شیرینی هایی چون «شکربورا» است. این سنت در آذربایجان وجود دارد که هر حرفی که روز عید به گوشتان بخورد، در سال جدید حتما اتفاق خواهد افتاد. برای همین اصرار زیادی وجود دارد که روز عید همه از خوبی ها بگویند. آذر ی ها معتقدند اگر زنی روز عید صحبتی از ازدواج بشنود، در سال جدید حتما ازدواج می کند.

آسیای میانه

ناوریز به گویش تاجیک ها یکی از مهم ترین تعطیلات سراسری تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان است. پخت سمنو یکی از سنت های رایج نوروزی در این کشورهاست که پختش دست کم 24 ساعت زمان می برد. زنان در این کشورها برای پخت سمنو دور هم جمع می شوند و دیگه های بزرگشان را برای پخت سمنو برپا می کنند. در قرقیزستان، پخت خوراکی هایی مثل بورسک (تکه های سرخ شده آرد) و چاک چاک (آرد سرخ شده با عسل) به اندازه سمنو رواج دارد. برای قزاق ها اتفاقی که برای آنها هم ناوریز نام دارد، تعطیل نیست بلکه آنها کل ماه مارس را که بیست ویکم آن همان اول فروردین است، در تعطیلات سپری می کنند. بیشتر کودکانی که در این ماه متولد می شوند، معمولا نامشان هم خانواده ای از کلمه نوروز و مترادف های آن است. قزاق ها هم مانند ایرانی ها با خانه تکانی به پیشواز نوروز می روند و مانند آذری ها لباس های سنتی شان را می پوشند و با موسیقی از بهار استقبال می کنند. آنها یورت هایشان را برپا می کنند و در هر یورت (چادر) دستارخانی (سفره) پهن می کنند. غذای اصلی آنها معروف به «ناوریز کوژه» ترکیبی از مواد غذایی چون آب، گوشت، نمک، شیر یا ماست و مغزهاست. این بشقاب که نماد هفت ارزش زندگی است برای میزبانی از میهمانان و پذیرایی از همسایگان است.

تاجیک ها هم در سنتی مانند ایرانی ها، سفره هفت سین می چینند. یک هفته پیش از نوروز، جشن «گل گردانی» برگزار می شود که در آن کودکان لباس های رنگارنگ و سنتی می پوشند و از کوه های اطراف گل های وحشی می چینند و به عنوان نشانه ای از پایان زمستان برای همسایگان می برند. در عوض همسایگان به بچه ها شکلات و شیرینی می دهند. این سنت با بازی و رقص و خواندن آوازهای محلی همراهی می شوند. در تاجیکستان هم مانند افغانستان مسابقات بزکشی، کشتی و اسب سواری برگزار می شود.

این سنت های کهن برای استقبال از بهار در هزار سال گذشته از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است و نه تنها فرصتی برای لذت بردن از سنت های قدیمی و آواز، موسیقی، رقص، غذا و مناسک فولکلور است بلکه عرصه ای برای ترویج صلح و همبستگی در شهرها و مناطق مختلف است؛ جشنی که پیوندهای عمیق و دوستی را قرار است عمیق تر کند تا برای هزاره بعدی بماند.