آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
جهان
۶
نگاه

باخت افغانستان در قمار جاهلانه خلیل زاد

محمدعارف فصیحی دولتشاهی

زلمای خلیل زاد که سمت نمایندگی خاص ایالات متحده را برای تامین صلح افغانستان بر عهده دارد، به منظور رهانیدن آمریکا از باتلاق جنگ افغانستان و پیشگیری از نلغزیدن بیشتر طالبان به دامن روسیه، توافق نامه صلح را با این گروه بر اساس قاعده بازی برد-برد امضا کرد.یکی از امتیازات و برد طالبان در این بازی آزادی پنج هزار جنگجویی است که در اسارت دولت افغانستان قرار دارند. این بند از توافق نامه، اشرف غنی را در ظاهر به واکنش سختی واداشت و چنین یادآور شد دولت افغانستان هیچ تعهدی برای آزادی زندانی های طالبان که در توافق نامه آمده، نداده است و این تصمیم در اختیارات ایالات متحده نیست و آنها فقط یک واسطه هستند.اما وقتی تیم ثبات و هم گرایی نتیجه انتخابات را به دلیل تقلب گسترده نپذیرفت و مسئله تحلیف ریاست جمهوری به دلیل تنش های سیاسی موجود به تعویق افتاد، قدرت چانه زنی زلمای خلیل زاد را بالا برد. از آن سو، اشرف غنی نیز در این بازی با حصول نتیجه رضایت بخش برای تیمش و سیطره دوباره بر منابع و امکانات کشور با گذشت یک روز از مراسم تحلیف، دستور رسمی آزادی پنج هزار زندانی طالب را صادر کرد. توافق زلمای خلیل زاد و اشرف غنی که در ادبیات دیپلماسی به آن چانه زنی ادغامی نیز گفته می شود، قماری جاهلانه بود زیرا منافع آمریکا و منافع ملی افغانستان را قربانی منافع تیم دولت ساز کرد.

اتخاذ این شیوه بازی هم از سوی آمریکا و هم از طرف گروه اشرف غنی، نگاه مردم را نسبت به آنها دچار دگردیسی اساسی کرد زیرا مردم احساس کردند  در این گیرودار بازی را باخته اند. در چنین شرایطی ابراز شک نسبت به بازیگران برنده، امری طبیعی است. کارنامه زلمای خلیل زاد از نگاه منافع و ترجیحات ملی افغانستان بسیار سیاه و غیرقابل دفاع است. او با رایزنی های مخرب قوم گرایانه اش همه منابع و امکانات را در اختیار گروه های قوم گرا و منفعت محور قرار داد؛ کسانی که به جای تمرکز بر منافع ملی به تاراج سرمایه های ملی پرداختد. همچنین این توافق چهره واقعی او را از نقش یک مصلح و میانجی برای صلح، به فرد درگیر منازعه آشکارتر کرد. از این رو عبدالله عبدالله و حامد کرزی، رئیس جمهور سابق افغانستان، درخواست او را  بعد از مراسم تحلیف اشرف غنی برای مذاکره رد کردند. ژنرال شمال(دوستم) نیز به دعوت او مبنی بر آمدن از شمال به کابل وقعی ننهاد. صلاح الدین ربانی، کریم خلیلی و زهرا نادری نیز در جلسه مذاکره به شدت بر او تاختند. تنزل یک دیپلمات بین المللی به یک طرف نزاع همان اشتباه بزرگ سیاسی بود که از یک دیپلمات باسابقه پذیرفتنی نیست. این امر نشان داد  او با جان کری که با سعه صدر و با روش مذاکره برد-برد، بن بست انتخابات ریاست جمهوری را در دوره قبل با موفقیت حل کرد، فرسنگ ها فاصله دارد.

این توافق ها نشان داد در نگاه او و تکنوکرات های برگشته از غرب وفاداری های محلی (جناحی و قومی) بر وفاداری های کلان ملی می چربد. مردم با استفاده از این ضرب المثل که «هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد»، بر این نکته بیشتر واقف شدند که آمریکا نه به دنبال صلح و امنیت که به دنبال منافع خویش است.

کارنامه دولت اشرف غنی نیز مانند کارنامه خلیل زاد منفی است. در دوران او انسجام سیاسی نیم بند که در بن آلمان شکل گرفت، از بین رفت. او در دوران تصدی ریاست جمهوری، شکاف جامعه و دولت را عمیق تر کرد و به جای ملت سازی و همبستگی اجتماعی به خرده هویت ها توجه کرد. او در این توافق بد، مردم را به هیچ انگاشت و نظر مردم را جویا نشد. اشتباه خلیل زاد را نیز در همین نکته باید جست وجو کرد، زیرا او به جای توجه به ملت و دولت فراگیر، به دولت مستعجل توجه مبذول داشت؛ چیزی که دیپلمات های باتجربه از آن اجتناب دارند.

همچنین آزادی پنج هزار زندانی طالب که دستشان تا آرنج به خون مردم رنج کشیده آغشته است، توازن قدرت را در صحنه میدانی به نفع طالبان تغییر می دهد. آزادی زندانیان طالبان بدون توافقات صلح بین الافغانی، آتش بس سرتاسری و برچیدن پناهگاه های امن طالبان در پاکستان،  اشتباهی تاریخی و نابخشودنی است زیرا توافقات آمریکا و طالب غیرتضمینی و بسیار شکننده است. دلیلش این است که طالب ایدئولوژیک عمل می کند و آمریکا نیز در توافقاتش غیرقابل اعتماد است. از طرف دیگر دستگاه های تولید طالب در پاکستان همچنان فعال و در حال تکثیر است.

از آن سو، تجربه نشان داده رهایی طالبان از زندان باعث بازگشت دوباره آنان به میدان نبرد بوده است. آن گونه که ماموران امنیتی به درستی بیان می دارند، بیشترین عملیات انتحاری را کسانی انجام داده اند که زندان را تجربه کرده اند. پس آن گونه که اشرف غنی ادعا دارد که «طالبان رهاشده، سفیران صلح اند» داده ها و آزموده ها نشان داده اند آنان سفیران خشونت و ترور هستند.