آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
کتاب
۷

یکی از آن گوهرهای گرانبها

فواد نظیری

در این سال های دهه 90، از صدرالدین الهی، روزنامه نگار مولف و پیشکسوت، دو کتاب مهم و بسیار خواندنی منتشر شده است. یکی حدیث نفس او -بیوگرافی- با عنوان در «بازارچه ی زندگی با سعدی»، و دیگری «نقد بی غش»، مجموعه گفت وگوهای الهی با پرویز ناتل خانلری. این دو کتاب که دو وجه مجزا از کارنامه قلمی الهی را تشکیل می دهند، در یک فصل مشترک دارای جذبه یی فوق العاده اند؛ و آن نثر بسیار دلنشین، طناز، یگانه و ویژه ی نگارنده است، که کتاب نخست را به یقین این قلم تبدیل به یکی از بهترین مجموعه داستان های دل انگیز ادبیات امروز کرده است، و مقدمه ی کتاب دوم در 75 صفحه نیز همچنین.

«نقد بی غش» شایسته ترین و گویاترین عنوانی است که برای این کتاب انتخاب شده است. کتاب شامل گفت وگوهایی است که در چند نشست با دکتر پرویز ناتل خانلری صورت پذیرفته و چاپ آنها نخست از جمعه 13 مردادماه 1346 در مجله «سپید و سیاه» آغاز شده و تا جمعه 5 آبان ماه همان سال به پایان رسیده است، و اینک ما آن گفتارها را در کتابی حدود 300 صفحه در اختیار داریم. به تقریب هفتاد درصد حجم کتاب متمرکز بر صادق هدایت است و سپس دیدگاه ها و خاطرات استاد خانلری است مرتبط با بزرگ علوی، ملک الشعرای بهار، نیما یوشیج و صادق چوبک و فصول همه به لحاظ ارزشمندی یاد و نقد برجسته و همسنگ.

در اصل، عنوان دوم یا فرعی این کتاب را باید «خاطرات ادبی دکتر پرویز ناتل خانلری» قلمداد کرد. به اعتقاد این نگارنده، گفتار دکتر خانلری به ویژه درباره صادق هدایت، به خاطر نقش مهم و تعیین کننده در تاریخ ادبیات امروز ایران، خود به طور مستقل کتاب یا رساله بسیار دقیق، مستند، موشکافانه و مبتنی بر اصول نقد سنجشگرانه علمی است که در میان همه آثار تالیفی در باب صادق هدایت در ترازی بالاتر از سایر آثار قرار گرفته است. و این به دو جهت است: 1- همنشینی و دوستی بسیار نزدیک دکتر خانلری با هدایت، و نقشی که به عنوان محرم، همدل، مشاور و ویراستارش از آغاز دوستی تا مرگ هدایت بر عهده داشته است.

2- وسعت سواد و بینش موشکافانه و سنجشگر دکتر خانلری به عنوان نویسنده، مترجم، شاعر، منتقد و صاحب نظر مولف و ذره یاب در زوایایی بسیار گونه گون، و این همه بر محملی صریح، بی رودربایستی، صادقانه و روشنگرانه، و اضافه کنیم به این نکات، شیرینی گفتار و نثر دکتر خانلری را که خاطرات و تحلیل هایش از هدایت و دیگران را تبدیل به رمان گونه یی پرکشش، دل انگیز و خوش خوان کرده است. در پرتو این گفتارها به ویژه در باب صادق هدایت، دقیق ترین چهره به لحاظ اخلاقی، رفتاری، سرشت و سرنوشت و چند و چون آثارش در کتاب تصویر شده است و متقن ترین اثر در شناخت درست و بی حب و بغض هدایت را به دست آیندگان داده است. زنجیره این گفتارها در پس زمینه یی که دکتر خانلری طرح افکنده در حکم نورافکنی است که به عنوان یک منبع تاریخی، رخدادهای ادبی سده 1300، منجمله نقش گروه «سبعه» و گروه «ربعه» را تا مقطع آخرین گفتار کتاب، روشن و شیرین و ماندگار و قابل استناد کرده است.

برشی از یک بخش کتاب: «...مساله در این است که نویسنده هرگز نباید خود را از آنچه در دنیای روز می گذرد بی نیاز بداند، و از احوال جهان اطراف خویش غافل باشد. خصیصه ی برجسته ی هدایت در نویسندگی همین کوشش مداوم و پی گیر او برای هماهنگ شدن و هم قدم بودن با زمان بود. او لحظه ای از خواندن و فراگیری غافل نبود، و همواره سعی داشت که از قافله ی زمانه عقب نماند...» ص 142.

 

سال ها پیش در جست وجوی سنگ قبر یکی از بستگان خود، میان الواح غبارآلود قطعه 73 بهشت زهرا سرگردان می گشتم. یکباره دو سنگ کنار هم در وهم خاک به چشمم خورد: دکتر پرویز ناتل خانلری/ دکتر زهرا ناتل خانلری (کیا). خشکم زد! جای آنها نه در قطعه هنرمندان بود، و نه قطعه نام آوران! نام آورانی بودند که درگوشه یی از غربت خاک به همسایگی و همسری ابدی یکدیگر خفته بودند. بی گلایه یی از جفاها که بر آنها رفت...

قطعه 73، ردیف 30، شماره 66 گنجی در خاک است که آثارش در زمره گرانبهاترین گوهرهای تاریخ ادبیات فارسی است. و مجموعه ی «نقد بی غش» یکی از آن گوهرها.