آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
کتاب
۸
شیرازه

حال بستان و باد نوبهاری و فریاد بی قراری

پیام حیدرقزوینی

ما که هیچ، حتی گوستاو آشنباخ هم در روزهای اول ماه بهاری مه وسوسه سفر به جانش می افتد. آشنباخ تمام عمرش را با نظمی آهنین کار کرده بود و هیچ چیز نمی توانست خللی در نظم هرروزه اش ایجاد کند اما یک بار در گردش روزانه اش شوقی که دیرزمانی از یاد رفته و از سر افتاده بود به جانش می افتد و این شوق سفر بود و جز این هیچ. سفر آشنباخ به ونیز وبازده هیچ پایان خوشی نداشت و روایت توماس مان از سرگذشت این هنرمند در زمان خود کلاسیک شده، امروز از مشهورترین روایت های ادبیات جهانی است. این هم لابد از بازی تلخ روزگار است که مدت هاست حتی امکان سربرآوردن و نفس کشیدن هم نداشته ایم و تلخی های روزگار یکی پس از دیگری بر سرمان آوار شده اند و حالا حتی باد نوبهاری هم که بوزد ما در زیر سقف های کوتاه زمانه مان حبس شده ایم و از آن بی خبریم. پس در این وضعیت بهتر آنکه به راه آشنباخ نرویم و شوق سفر در بهار را رها کنیم. البته اگر اصلا چنین شوقی امروز و اینجا وجود داشته باشد. آشنباخ و ونیز وبازده را رها کنیم و به سراغ خود توماس مان در سفری واقعی برویم که از قضا آن هم مربوط به ماه بهاری مه است. توماس مان اولین بار در بهار سال 1934 و به دعوت ناشر آمریکایی اش برای یک سلسله سخنرانی عزم سفر به آمریکا می کند. با امکانات آن زمان توماس مان و همسرش چاره ای نداشتند جز سفر دریایی که ده روزی طول می کشید و برای نویسنده ای چون او، چه فرصتی بهتر از این تا سفرش را با گشت وگذاری در رمان «دن کیشوت» همراه کند. «سفر دریایی با دن کیشوت» دفتری است حاصل این سفر که در آن از یک سو با سفرنامه نویسنده ای چون توماس مان روبه رو هستیم و از سوی دیگر با نظرات و ایده های او درباره «دن کیشوت» سروانتس. چنین است که در سفری جهانی از اروپا به آمریکا در درون یک کشتی غول پیکر، نویسنده ای جهانی درباره اثری جهانی نوشته است و این کتاب با ترجمه محمود حدادی همین چندی پیش به دست ما رسیده است. سفرنامه کوتاه توماس مان به لحاظ تاریخی حائز اهمیت است چراکه می توان آن را از اولین اسناد ادبیات آلمانی در دوران هجرت دانست. هرچند در این کتاب کمتر اشاره مستقیمی به شرایط تاریخی آن دوران شده اما در میان یادداشت های توماس مان می توان تصویری از وضعیت بحرانی زمانه او به دست آورد. توماس مان در این دفتر کوتاه، هم مشاهداتش از سفر را نوشته است، هم نظراتش را درباره نویسندگی و «دن کیشوت» روی کاغذ آورده و هم از موسیقی و سینما و علم و رسانه در جهان مدرن صحبت کرده است. در این زمان، هنوز چهارسالی تا آغاز جنگ دوم جهانی مانده اما در میان یادداشت های توماس مان می توان نشانه هایی زودرس از وقوع فاجعه را مشاهده کرد؛ جایی که او از مسئله مهاجرت و یهودیان فراری حرف می زند یا به زبان خشونت آمیز تازه به دوران رسیده های نوین برلین اشاره می کند. در این ایام، سفر دریایی با توماس مان و دن کیشوت شاید کمی از تلخی زمانه مان کاست.

سفر دریایی با دن کیشوت، توماس مان، ترجمه محمود حدادی،نشر نو