آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
هنر
۱۰

اختلافات را کنار بگذاریم

کیانوش عیاری

اگر به بهانه آنکه نمی خواهیم باعث وحشت مردم شویم، پنهان کاری کنیم، این مسئله فرصتی خواهد شد برای دروغ گویان و پنهان کاران که دروغ بگویند. شفافیت اگر تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی نباشد، دست کم می تواند مهم ترین باشد.  من پیش از این هم گفته بودم: «متاسفانه بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی خیلی زود تحت تاثیر جوسازی ها و فضا قرار می گیرند. پاشیدن التهاب بیشتر به این فضا و به این جامعه، اوضاع را بدتر می کند و اولین اثر هم در دوران و در عصر فضای مجازی این است که حرف های بی مورد و اغراق آمیز، بدون مطالعه، بدون تحقیق، بیشتر در جامعه گسترده و وحشت عمومی هم بیشتر می شود. گرچه اعتقاد دارم به چند درصد از حرف هایی که در فضای مجازی زده می شود، نباید بی اعتنایی کرد و باید آنها را جدی گرفت ولی با وجود چنین بینشی، حتی خود من هم وقتی آنها را می خوانم، دچار نگرانی می شوم.  این حرف های من شامل جامعه ای ا ست که در کمال بی رحمی نسبت به خود و جامعه، وقتی اسم تعطیلات می آید، همه به سمت شمال هجوم می برند. جامعه ای که در آن تحصیل کرده هم هست. این برخوردهای مردم شمالی را هم می پسندم که خودشان اقدام به بستن راه می کنند. نباید کار به اینجا برسد. در رابطه با این جامعه چه باید گفت؟ مردمی که بین آنها درس خوانده و تحصیل کرده و صاحب مقام نیز هست ولی مبادرت به چنین اعمال باورنکردنی ای می کنند.  از طرف دیگر اگر قرار باشد بگوییم به مردم ایران روحیه دهیم، وقتی مردم ایران روحیه ای ندارند و در وحشت کرونا هستند، درواقع از مرگ می ترسند که البته ترس از مرگ نیز خیلی طبیعی است. در این جامعه اگر این وحشت ها و ترس ها هم نباشد و دیگران بخواهند فضا را تلطیف کنند و امید واهی به جامعه بدهند، بیشتر منجر به عدم رعایت هشدارها از سوی مردم خواهد شد. این پارادوکسی ا ست که در حال حاضر ما درگیر آن هستیم.  گمان می کنم تنها و تنها راه آن است که همه چیز صریح گفته شود؛ اگر به بهانه آنکه ما نمی خواهیم باعث وحشت مردم شویم، پنهان کاری کنیم، این مسئله فرصتی خواهد شد برای دروغ گویان و پنهان کاران، برای هرکسی که به نحوی ممکن است منافعش ایجاب کند دروغ بگوید و اگر دستی در قدرت داشته باشد، مثلا دست به احتکار بزند. بنابراین تنها راه را این می بینم که همه چیز در دسترس دید همه مردم باشد. شفافیت اگر تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی نباشد، دست کم می تواند مهم ترین باشد. اگر مردم حرف هایی را که از رسانه ها می شنوند، باور کنند، ممکن است اتفاق مثبتی باشد.  کرونا ممکن است دستاوردهایی داشته باشد که رعایت بیشتر بهداشت، آماده شدن برای یک دوره چندماهه و شروع یک زندگی جدید و نادیده گرفتن عادت های مسموم قبلی از جمله مهم ترین آنهاست. ما حق نداریم مثل سابق هم زندگی کنیم و در عین حال از خودمان نیز مراقبت کنیم».  بعد از اکران تاسف بار «خانه پدری» باید اقرار کنم که من به پول حاصل از فروش فیلم «خانه پدری» بیشتر از نمایش غیرقانونی آن احتیاج داشته ام. چون تهیه کننده خودم هستم و همواره در ساختن فیلم هایم با چالش «سرمایه» مواجه بوده ام. مگر دیوانه هستم فیلمی را که خودم سال ها به پایش نشسته ام به قتلگاه بکشانم؟! هزینه های فیلم سازی سرسام آور است و من روی پول فروش فیلم برای تزریق به سریال «87 متر» حساب کرده بودم. و نکته تاسف برانگیز این است که برخی ها می گویند من خودم در انتشار غیرقانونی فیلم در شبکه های اجتماعی دست داشته ام! که متاسفانه چنین جملاتی من را به هم می ریزد.  چون در 40 سال کار فیلم سازی - که هر بار برای هر کدام از  فیلم هایم مشکلاتی  به وجود آمده است - همچنان باید از سد مشکلات عبور کنم تا فیلم بعدی ام را بسازم... با این وجود بعد از انتشار چنین خبر کذبی سکوت کردم. چون ظاهرا توضیحات هم کارساز... دریغ. تا اینکه ناگهان با این مواجه شدیم که «هر دم از این باغ بری می رسد» و ویروس «کرونا» بر سر ما هوار شد! ناچار شدیم به دلیل سلامتی همکاران  10 اسفند ماه کل تصویربرداری سریال «87 متر» را متوقف کنیم! چون جان همکارانم و خانواده هایشان برای من مهم تر از هر چیزی بود و من با دانستن ضرری که گریبانم را می گیرد، این تصمیم را گرفتم. طبعا توقع ندارید که با وجود این مسائل - و به آن حوادث سقوط هواپیما و... را اضافه کنید- که حالم خوش باشد. طبعا بی حوصلگی و نداشتن انگیزه  محصول چنین شرایطی است. با این حال شیوع «کرونا» را می توان مصداق «ظلم علی السویه» ای دانست که عین عدالت است. چون به راحتی می تواند همه ما را فرابگیرد؛ فارغ از جنسیت، ملیت، باورمندی و... .  و حالا و امروز باید اختلافات را کنار بگذاریم. امروز باید ثابت کنیم که اهالی سینما به دور از هر اسم و مقامی یک خانواده ایم. امروز باید مراقب این خانواده باشیم و بتوانیم دور از دعوا و حاشیه این بحران را پشت سر بگذاریم . آن هم در شرایطی که همه مردم ساکن در پنج قاره جهان با تنوع گسترده قومیتی و فرهنگی و رنگ های متفاوت پوست این روزها به حکم ویروس رفتارهایی مشابه دارند. دست هایشان را یک جور می شویند. مواظب هستند چشم و بینی و دهان و گوششان از برخورد دست نشسته در امان باشد و مدتی خانه نشین شوند و به بهانه خوردن بادی به کله شان به آسانی خانه را ترک نکنند.  این شباهت های رفتاری ولو کوتاه و موقت به هر حال نشان از گوهری پنهان در نهاد انسان است که هرازگاهی به بهانه ای از ته به سطح می آید که حالا هم از خوف ویروس خود را نشان داده است و واقعا نشان داده که سرشت انسان لزوما دعوا و مرافعه نیست.