آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
هنر
۱۰

نوروز پیروز

دکتر قطب الدین صادقی

هزاران سال است «نوروز» بزرگ ترین جشن ملی ماست و به نحوی شگفت انگیز با همه اصول اعتقادی (اساطیر و باورها)، شیوه های معیشتی (رابطه با زمین و کشاورزی) و ارکان اجتماعی (شیوه های همزیستی و پیوند جمعی) ما پیوند خورده است، بنابراین می توان برای آن سه ریشه، سه معنا و سه وجه اساسی یافت. 1- وجه اساطیری و ماوراءالطبیعه آن این است که بر طبق باوری مقدس و کهن «دادار» جهان را به یاری شش ایزد یاری دهنده یا شش «امشا سپند»، در شش مرحله آفرید. دادار پس از خلقت آسمان و آب و زمین و گیاه و حیوان، سرانجام «انسان»، شاه بیت کائنات را در آخرین روز سال کبیسه خلق کرد و به این ترتیب آسوده شد و این گونه این هم زمان شدن «کمال خلقت» با «آفرینش انسان» فرصتی بزرگ برای برپایی جشن بود که به نوروز افتاده است. از سوی دیگر «نوروز» وعده گاه و لحظه دیدار دوباره ما با روان های درگذشته نیاکان ما و ارواح طیبه آنهاست. چون ماه فروردین یعنی ماه «فر وهر- فه ره وه هه ر ها، یا پاره های نوری که از روشنایی ذات اهورایی جدا شده اند و کالبد خاکی (انسان) پذیرفته اند و به زمین آمده اند تا همچون سربازان ایزدی در طول زندگانی خود با نیروی اهریمن و جهل و تاریکی مبارزه کنند. این «فرو هر»ها یا روان های درگذشته، پس از مرگ تنها سالی یک بار می توانند به خانه و کاشانه خویش و نزد عزیزان خود بازگردند و لحظه دیدار همان نوروز یا اول فروردین (ماه فر وهر)هاست. افروختن آتش بر بام خانه ها (نزد کردها و زرتشتیان) در شب نوروز نیز برای هدایت کردن آن ارواح است تا راه خانه خود و کسان خود را به درستی بازیابند. از این نظر نوروز جشنی دینی و برای پیوند دوباره ما با خویشان و نیکان درگذشته است. 2- از دوره انقلاب کشاورزی به بعد، نوروز برای اجداد ما همواره سرآغاز آماده کردن زمین برای کار کشت و زرع و کسب رزق وروزی از زمینی بوده که به نحوی تلخ و جان فرسا  ماه ها زیر برف یخ و سرما و خس و خاشاک، مدفون بوده است. با برپایی آتش نوروز از طریق جمع آوری و سوزاندن خس و خاشاک های جمع شده، ما هزاران سال است آموخته ایم که باید زمین را پاک، گرم و آماده کنیم تا در طلیعه بهار آماده باروری بهتر و بیشتر باشد و نیز با انداختن  سفره هفت سین به شکلی نمادین و آرزوشده، سالی پر از خیر و برکت و فراوانی را برای زمین و خانه و زندگانی خود از «دادار» بخواهیم و با سبزکردن گندم، به عنوان مهم ترین نماد سفره، آرزومندی خود برای تامین پایه اصلی حیات خود یعنی «تولید گندم» و به دست آوردن «نان» را نشان دهیم. 3- نوروز تنها نماد و پیوندگاه دین و نان نیست، مهم ترین عملکرد دیگرش که دست کمی از دو بعد پیشین ندارد، عملکرد «اجتماعی» آن است. نوروز به عنوان سرآغازی نوین و مبارک (که یادآور بازگشت به یک زمان ازلی مقدس است)، از دیرباز مظهر وحدت، همدلی، آشتی و یگانگی همه اقشار، توده ها، اصناف و اقوام دور و نزدیک بوده است. فرصتی بوده است بزرگ تا همگان از هم حلالیت بطلبند، دوباره شادی و دوستی کنند و با رفع کدورت ها، منزه شوند و زنگار های روحی، جسمی، فکری و درونی خود را تماما بزدایند. از همه مهم تر  در تظاهراتی دموکراتیک و اجتماعی مانند برپایی مراسم کارناوالی «میر نوروزی» (میر میران کردی) که اجرای آیینی آن طی هزاران سال، یکی از مفاخر ارزشمند بلوغ فکری و توانایی فرهنگی کردی است، به قول «میخائیل باختین» پژوهشگر پرآوازه روس، نیاکان ما توانسته اند حقایق کتمان شده، سخنان نگفته، انتقادهای تند اجتماعی و یورش به بی عدالتی ها را به نمایش درآورند. اینکه در برخی از باورهای کردان عراق و سوریه و ترکیه، آنها خود را فرزندان «کاوه آهنگر» می پندارند و زمان شورش او علیه دشمن غاصب و بیگانه برای نجات جان مردمان و فرزندان و سرزمین خود را مصادف با نوروز می دانند، دقیقا اشاره به این بعد اجتماعی-سیاسی و مطالبات برحق مردمی آنان دارد. بنابراین ارزش ماندگار و جایگاه بسیار رفیع «نوروز» به دلیل پیوند این سه رویکرد متفاوت و یکی شدن این سه لایه معنایی بزرگ است که به نحوی شگفت انگیز و ریشه ای در ناخودآگاه قومی میلیون ها کرد و ایرانی هنوز زنده، الهام بخش و پابرجاست. نوروز بر همگان مبارک! امیدوارم نوروز 1399 نقطه پایانی باشد فرخنده و مبارک بر همه مصائب، رنج ها، ترس ها، دلشوره ها و مرگ های تلخ، ناخواسته و ناگواری که در سال 1398، همه شور، شادی، آرامش، خلاقیت و اندیشه ما را یکسره به یغما برد!