آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
هنر
۱۰

سال «آتابای»

نیکی کریمی

برای من سال 1398 با ساخت فیلم «آتابای» گره خورده است. اوایل سال - اردیبهشت ماه -  به نوشتن و پایان نگارش فیلم نامه  اختصاص داشت. بعد از آن پیش تولید را شروع کردیم. هرچند از ماه های پایانی سال 1397 به دنبال پیداکردن لوکیشن مناسب در شهر زیبای خوی بودیم، اما همچنان در بهار 1398 هم به جست وجوی دهکده ای مناسب برای فیلم برداری پرداختیم. در کنار دستیارانم، سفرهای متعددی داشتیم تا اینکه «ده»  مدنظرمان برای فیلم برداری را پیدا کردیم. بعد از آن اکیپ در «خوی» مستقر شدند و بلافاصله فیلم برداری را آغاز کردیم. «آتابای» فیلم سختی بود و جزئیات زیادی داشت و تازه در کنار آن باید به مسائل مهمی مانند سرمایه گذاری فیلم هم توجه می کردم. بااین حال مهم برای ما نتیجه کار بود. مراحل تولید و پس تولید فیلم تا بهمن ماه امسال ادامه پیدا کرد. سپس فیلم در بخش مسابقه (سودای سیمرغ) جشنواره فیلم فجر پذیرفته شد و به نمایش درآمد... در کنار مسائل فیلم سازی مثل همه مردم شاهد حوادث تلخی مانند گرانی بنزین، سقوط هواپیما و... بودم. امسال روزهای پرالتهابی برای مردم ایران رقم خورد. حالا هم در اسفندماه درگیر شیوع «کرونا» شده ایم... وقتی به این ماجراها نگاه می کنم، می بینم یک سری از حوادث قابل پیشگیری بودند و یک سری هم خارج از اراده بشری هستند؛ مثل همین شیوع «کرونا». باوجوداین درگیر سرنوشت محتومی شدیم که جهان هم درگیر شده. امروز به دلیل سیطره رسانه های اجتماعی، مردم جهان از حال یکدیگر سریع باخبر می شوند. آنها هم مشکلات ما را دارند، منتها شاید جنس مشکلات آنها مثل ما نیست! می دانم اگر در برخی موارد مدیریت درستی اعمال می شد، به راحتی این امکان فراهم بود که از بروز برخی از حوادث جلوگیری شود، اما خب همیشه آن چیزی نمی شود که انسان توقع دارد! بااین حال هر انسانی در هر جایی باید به وظیفه خود عمل کند. امید و انگیزه هم همیشه کمک رسان بوده، اما  همیشه هم قرار نیست همه چیز بر وفق مراد ما باشد! بااین حال طی سال هایی که در سینما کار کرده ام، می دانم مناسبات حاکم بر آن چیست. سینما هم یک جور «زندگی» است که برای «تداوم حضور» و «بودن» فقط باید به شانه ها و پاهای خودت اعتماد کنی. در طی این سال ها آموخته ام اگر با وجود همه تلاش هایم نادیده گرفته شده ام، ولی همچنان ادامه دهم، چون زندگی، بیش از «هدف»، «مسیر» است که باید قدر لحظات را دانست، چون شیوه زندگی به گونه ای نیست که همیشه با انسان همراه شود. به همین دلیل در این روزهای پایان سال 1398 برای مردم ایران آرزوی سلامتی دارم و خودم را در خانه قرنطینه کرده ام تا به وظیفه خودم عمل کنم، اما همچنان منتظر روزهای خوب هم هستم... .