آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
حوادث
۱۱

خاطرات بازپرس جنایی تهران از 4 پرونده قتل

کشف جرم و بخشش قاتل بهترین اتفاقات کاری ام است

شرق: بازپرس رحیم دشتبان که ریاست شعبه دهم دادسرای جنایی تهران را بر عهده دارد و سال هاست در مشاغلی مختلف در دادسرای جنایی تهران با سنگین ترین جرائم سروکار دارد، خاطراتی از سال 98 را تعریف کرد.

دشتبان به خبرنگار ما گفت: اینکه در دادسرای جنایی بخواهیم از خاطرات شیرین و خوب صحبت کنیم واقعا کار سختی است و قطعا اگر از هر یک از همکاران دیگر من نیز در این دادسرا سوال کنید، نظری مشابه من دارند چون ما با جرائم خشنی سروکار داریم که در آنها کسی کشته شده است. هر پرونده ای که حقیقت آن را کشف کنیم و نگذاریم خونی پایمال شود برای ما خاطره خوب است. هر چقدر پرونده پیچیده تر باشد و معمایی که موفق به حل آن می شویم زمان کمتری ببرد، برای ما بهتر و به یادماندنی تر خواهد شد. البته گاهی هم با وجود همه تلخی ها و سختی هایی که در کار ما وجود دارد، اتفاقاتی می افتد که از تلخی ماجرا کم می کند. وقتی می دانیم قتلی رخ داده اما مدارکی برای اثباتش نداریم و ناگهان گره پرونده باز می شود یا رضایتی که اولیای دم با وجود سختی و داغی که بر آنها تحمیل شده است، به قاتل می دهند و نشان از بزرگ منشی و بخشندگی آنها دارد، از جمله خاطرات خوب محسوب می شود.

دشتبان ادامه داد: درباره کشف راز پرونده برخلاف شواهد و مدارک موجود، من دو خاطره دارم. در پرونده اول که حقیقت برخلاف شواهد کشف شد دختر 17ساله ای پدر خود را کشته اما خواهر 12ساله او به جرم اعتراف کرده بود و همه نیز او را به عنوان قاتل معرفی می کردند اما من می دانستم یک جای کار اشکال دارد، برای همین تصمیم گرفتم به خواهر بزرگ تر یکدستی بزنم و بگویم خواهرش همه چیز را گفته است، برای همین خواهر 12ساله را بیرون از اتاق نگه داشتم و خواهر 17ساله را قبل از اینکه بنشیند با حالتی سوالی مورد بازخواست قرار دادم و گفتم خواهرت حقیقت را گفت چرا به او یاد دادی دروغ بگوید و آن موقع بود که او لب به اعتراف گشود و گفت همسایه ها یادش دادند چون خواهرش صغیر است و مجازات نخواهد شد.

این بازپرس جنایی در ادامه گفت: در مورد دوم که با شم جنایی قاتلی را دستگیر کردم پرونده مردی بود که پدر خود را به خاطر باخت در قمار و نیازش به ارث مقتول کشته بود اما مدرکی مبنی بر اینکه ثابت کنیم قتلی اتفاق افتاده است، وجود نداشت و تنها دلیل من این بود که مقتول و دو شریکش یک نوع غذا خورده بودند و یکی از آنها مرده بود و دو نفر دیگر هم مسمومیت شدید داشتند، اما پسر متوفی به خاطر آبسه دندان چیزی نخورده بود و طبیعتا حالش خوب بود. من به همین دندان درد مشکوک شدم و روز ختم پسر متوفی را احضار و در نهایت بازداشتش کردم. ولی او اصرار داشت بی گناه است. او می گفت من مسئول آبروریزی هستم اما در نهایت مدارک کوچکی به دست آمد و او نیز مجبور به اعتراف شد.

دشتبان در ادامه گفت: در پرونده های بخشش نیز با وجود همه تلخی و سختی های رضایتی که اولیای دم می دهند تنها نقطه روشن ماجراست و برای من خوشایند است. در یکی از این پرونده ها پدری به خاطر ضعف مالی نتوانسته بود خواسته دخترش مبنی بر خرید لپ تاپ را برآورده کند و در نهایت بین آنها کشمکش و قتل اتفاق افتاده بود. پدر از کرده خود خیلی پشیمان بود و اوج پشیمانی را می شد در او دید. مادر هم خیلی ناراحت و غمگین بود اما با وجود همه ناراحتی همسر خود را بخشید و رضایت داد.

در پرونده مشابه دیگری فرزندان مردی که همسر خود را به طرز فجیعی با ضربات چاقو کشته بود نیز به محض اینکه فهمیدند پدرشان قاتل است به او رضایت دادند و او را بخشیدند. ماجرا از این قرار بود که مرد 76 ساله می گفت: برای خرید بیرون رفته بود و وقتی به خانه برگشت و در را باز کرد دو نفر او را هل دادند و فرار کردند. وقتی او  به داخل خانه رفت جسد غرق در خون همسر 69 ساله اش را دید. این مرد با توجه به سن و سالش سناریوی خوبی چیده بود اما یک جای کار اشکال داشت و در نهایت ما لباس خونی متهم را در لباس شویی پیدا کردیم و با توجه به مدارک دیگری که در صحنه جرم جا مانده بود، متهم مجبور به اعتراف شد. آن موقع بود که فرزندانش شوکه شدند و در حالی که به شدت ناراحت و منتظر شناسایی قاتل بودند تا قانون درباره او اجرا شود، فهمیدند پدرشان قاتل است. آنها می گفتند پدرشان عاشق مادرشان بوده و همه داروندارش را برای او خرج می کرده و همه دارایی اش را به نام او کرده بود، اما به خاطر هیچ و پوچ و یک ماجرای واقعا ساده این کار را کرده است. آنها در همان محل حادثه قبل از خروج ما از خانه پدرشان را بخشیدند و همه شش، هفت فرزند آنها روز بعد هم با حضور در دادسرا به پدرشان رضایت دادند. در چنین شرایطی کار ما هم راحت تر می شود و قرار سبک تری برای متهم می توانیم در نظر بگیریم و گاهی فردی را که واقعا به خاطر یک اشتباه جبران ناپذیر مرتکب قتل شده با قرار وثیقه آزاد می کنیم.