آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
دیپلماسی
۱۵

ایران تا 1400

سیدمحمدهادی موسوی

سال آینده چگونه خواهد بود؟ این سوالی است که این روزها بسیاری از خود یا دیگران پرسیده اند. در این یادداشت قصد داریم دورنمای ایران تا سال 1400 را از جنبه های مختلف بررسی کنیم. 

بدون شک مهم ترین چالش سال آتی، تاثیرات بیماری همه گیر «کرونا» در ایران و جهان است. گرچه ممکن است در ماه های پیش رو، شیب شیوع این بیماری کاهش و حتی کنترل شود اما تبعات اقتصادی و حتی دیپلماتیک آن حداقل تا پایان سال 2020 وجود خواهد داشت. کرونا باعث مرگ هزاران نفر و سقوط بازارهای اقتصادی و تجاری جهان شد. زیان اقتصادی این ویروس، احتمالا فراتر از هزار میلیارد دلار در جهان خواهد رسید. این ویروس باعث رکود جهانی در بخش های مختلف صنعت، گردشگری و خدمات شده از این رو تقاضا جهت انرژی و کالا در ماه های آتی کاهش خواهد یافت. این کاهش تقاضا، اثر خود را بر بازار نفت بیش از بخش های دیگر نشان می دهد. شوک اولیه به بازار نفت بر اثر رکود جهانی ناشی از کرونا در روزهای اخیر قیمت نفت را به 30 دلار در هر بشکه رسانید. عدم همکاری روسیه با اوپک جهت کاهش عرضه و رقابت این کشور با عربستان و آمریکا در بازار نفت، عامل تشدید این سقوط بود. تبعات این سقوط بازارهای بزرگ مالی جهان را نیز تحت تاثیر قرار داد و شاخص تمام بورس های مطرح جهان در چند روز اخیر منفی بوده است. روسیه تلاش دارد قیمت نفت را زیر 40 دلار نگه دارد تا شیل اویل آمریکا صرفه اقتصادی نداشته باشد و از این طریق تحریم های آمریکا علیه انتقال گاز روسیه به اروپا را جبران کند. در رقابت با عربستان سعی دارد همچنان بزرگ ترین تولیدکننده نفت جهان باقی بماند و بتواند موقعیت خاورمیانه ای خود را با کنترل عربستان تثبیت کند. چنانچه تاثیرات کرونا همچنان ادامه داشته و تعادل عرضه و تقاضا برقرار نشود، ممکن است روند کاهشی قیمت نفت مضاعف شود گرچه برخی تحلیلگران امید دارند با شروع مسافرت های تابستانی در آمریکا، تقاضای نفت افزایش یابد که احتمالا به دلیل تبعات شیوع کرونا حجم سفرهای تابستانی آمریکا کاهش چشمگیر داشته و تاثیر سنتی خود بر بازار نفت را از دست بدهد. 

همه این اتفاقات، خبر خوشی برای ایران نیست. درحالی که صادرات نفت ایران به حدود 500 هزار بشکه در روز رسیده، کاهش حدود 50درصدی قیمت نفت، کسری بودجه زیادی برای دولت ایجاد می کند. در شرایط تقاضای محدود نفت، ایران مجبور است امتیازات و تخفیفات ویژه ای به خریداران بدهد؛ از این رو در صورت تثبیت قیمت نفت در محدوده 30 تا 40 دلار، قیمت فروش نفت ایران از این مقدار نیز کمتر خواهد بود. مشکل مضاعف دیگری که در زمینه نفت به وجود خواهد آمد، دسترسی به منابع ارزی و هزینه های دورزدن تحریم و نقل و انتقال ارز است. معضلی که با برگشت به لیست سیاه FATF مضاعف نیز خواهد شد. تاثیرات بازگشت به لیست سیاه این نهاد، در ماه های آتی، در نقل و انتقالات ارزی صعوبت ایجاد خواهد کرد. در چنین شرایطی تامین منابع ارزی کشور بیش از پیش سخت می شود، واردات مواد اولیه و صادرات کالای غیرنفتی نیز دچار کاهش شده و در نهایت باعث افزایش هزینه های تولید و تشدید رکود تورمی در جامعه خواهد شد. بنابراین از دیدگاه درآمد ارزی نفتی، چنانچه شرایط بین المللی تغییر نکرده و در سیاست های پولی و مالی بانک مرکزی تغییرات جدی صورت نگیرد، زخم های واردشده از تحریم بر پیکر نحیف و کم جان اقتصاد ایران، عمیق تر خواهد شد. 

از نظر اقتصاد خرد، به طور تاریخی و سنتی، تاثیرات کاهش درآمد ارزی دولت تا چندین ماه پس از آن نیز در بخش های مختلف به خصوص خدمات، وجود خواهد داشت از این رو حتی اگر اتفاق مهمی در تعادل بین عرضه و تقاضای نفت بیفتد نیز در یک سال آتی بازار خدمات ایران دچار رکود خواهد شد. برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که بازار داخلی رکود حدود 30درصدی را در سال 99 تجربه خواهد کرد. 

مسئله مهم دیگری که در سال جاری بر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران تاثیرگذار خواهد بود، انتخابات پیش روی ایالات متحده آمریکاست. چالش اصلی ترامپ در انتخابات پیش رو، نه رقبا که عملکرد خود اوست. تاثیر تصمیمات خلق الساعه و کوتاه مدت اقتصادی او به مرور در حال بروز است. فاجعه کرونا و تاثیرات شدید اقتصادی آن بر اقتصاد آمریکا نیز مزید بر علت شده است. اگر دولت ترامپ نتواند تبعات این ویروس بر اقتصاد خود در چند ماه آتی را کنترل کند، پاشنه آشیل او در انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود. انتخاباتی که نتیجه آن هرچه باشد، سرنوشت تحریم های ایران را تعیین می کند. اگر شرایط به همین منوال بگذرد و دولت ترامپ به کار خود ادامه دهد، احتمال مذاکرات مستقیم دولت بعدی ایران (احتمالا دولت اصولگرا) و دولت آمریکا وجود دارد. مذاکراتی که در جهت تکمیل برجام باید پیش رود. اما اگر دموکرات ها بتوانند ترامپ را از کاخ سفید اخراج کنند، اوضاع متفاوت خواهد بود چراکه بازگشت به برجام، قول هر دو نامزد اصلی دموکرات ها است. با این حال، حداقل در سال آتی اتفاق خاصی در زمینه رفع تحریم های ایران نخواهد افتاد. گرچه ممکن است تسهیلات اتحادیه اروپا و چین (به خاطر حمایت های ایران در موضوع کرونا) بتواند بخش اندکی از تبعات تحریم را خنثی کند. 

در مسائل منطقه ای، اتفاقات دو کشور عراق و افغانستان در سال آتی بسیار سرنوشت ساز است. درگیری های مستقیم و نیابتی ایران و آمریکا در عراق و مصوبه مجلس عراق در اخراج نظامیان آمریکایی چالش های فراوانی را طی ماه های پیش رو در این کشور ایجاد خواهد کرد. این در حالی است که وضعیت سیاسی داخلی این کشور نیز بیش از هر زمان دیگری آشفته است. عراق عملا حدود یک سال است که دولتی ندارد و همین وضعیت باعث شیوع درگیری های قبیله ای و ظهور مجدد داعش خواهد شد. این اتفاقات بر وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران تاثیرات عمیقی خواهد گذاشت، مضافا اینکه احتمال درگیری های بیشتر نظامی ایران و آمریکا در عراق روزبه روز مضاعف می شود. 

در افغانستان نیز وضعیت مشابهی برقرار است. این کشور هنوز نتوانسته تبعات انتخابات ریاست جمهوری را مدیریت کند و عملا صاحب دو رئیس جمهور است. در چنین شرایطی، طالبان که حدود 30 درصد خاک افغانستان را نیز در اختیار دارد، با دولت آمریکا توافق نامه صلح امضا کرده است؛ توافق نامه ای که دولت مرکزی از آن اطلاعی ندارد. طی ماه های آتی کشمکش های چهارگانه عبدالله عبدالله، اشرف غنی، طالبان و آمریکا، این کشور را چندپاره می کند. در صورتی که طالبان بتواند در آینده سیاسی افغانستان نقش جدی ایفا کند، آنگاه چالش دیپلماتیک مهمی بین ایران و افغانستان رخ خواهد داد. البته حضور طالبان در ساختار سیاسی افغانستان منوط به حل مشکلات داخلی و میانجی گری آمریکاست. از طرف دیگر، تضاد منافع بازیگران دیگری مانند عربستان، پاکستان و ایران باعث خواهد شد ماتریس معادلات سیاسی در افغانستان پیچیده تر از قبل شود. هرکدام از این کشورها، منافع متفاوتی نسبت به صلح نامه طالبان دارند و قطعا تضاد منافع آنها در طول سال جاری وضعیت افغانستان را پیچیده تر خواهد کرد. همه این اتفاقات تبعات سیاسی، امنیتی بر ایران خواهند داشت. 

موضوع مهم دیگر طی یک سال پیش رو، وضعیت سیاسی اسرائیل است. در این کشور طی سال گذشته سه بار انتخابات برگزار شده، اما هیچ کدام از دو حزب اصلی نتوانستند دولت ائتلافی، تشکیل دهند و احتمال دارد برای بار چهارم نیز انتخابات برگزار شود. مشکل اساسی در تشکیل دولت، شخص نتانیاهو است. برخی از احزاب به شرط عدم حضور او در پست نخست وزیری حاضر به تشکیل ائتلاف هستند، اما حزب لیکود نیز حاضر به کنارگذاشتن نتانیاهو نیست. از طرف دیگر عدم توافق احزاب افراطی با احزاب عربی نیز مزید بر علت شده است. نتیجه تشکیل دولت اسرائیل هرچه باشد، اما افزایش درگیری های غیرمستقیم ایران و اسرائیل در سوریه، طی ماه های آتی قابل پیش بینی است. اگر نتانیاهو مجددا انتخاب شود، همین رویه موجود را پی خواهد گرفت و چنانچه گانتس بتواند دولت تشکیل دهد، مجبور است برای همراهی احزاب افراطی، حمله به منافع ایران را در دستور کار خود قرار دهد. 

درمجموع می توان گفت دورنمای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک ایران طی سال آتی، جالب توجه نیست و حتی اگر بلایای طبیعی نازل نشود هم سال خوبی را پیش رو نخواهیم داشت.