آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
دیپلماسی
۱۵
یادداشت

سالی به عمر 8 ماه

ساسان کریمی

سال 98 از نظر روابط خارجی برای ما سال ویژه ای نبود و آنچه رخ داد عمدتا در پی موضوعات سال گذشته بود: حفظ سطح تحریم های موثر ایالات متحده و تا حدی گسترش سطح تنش لفظی میان ایران و طرف های مقابل. تلاش هایی البته از جانب کشورهای مختلف برای میانجیگری انجام شد، ولی تقریبا تمام آنها بدون توفیق باقی ماند. نقاط حساسی هم البته در سال 98 وجود داشت: برداشتن گام های کاهش تعهدات برجامی از سوی ایران و درعین حال توفیق در حفظ شکلی برجام از جانب اتحادیه اروپایی، نزدیک شدن به دیدار طرفین ایرانی و آمریکایی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ترور سردار سلیمانی و عملیات جبرانی عین الاسد و پیش رفتن سطح منازعات تا آستانه جنگی تمام عیار که البته با بی میلی عریان طرفین مدیریت شد، نقاط اوجی بود که تقریبا همه در میانه باقی ماند و انجامی نداشت. این مرور کلی این طور می نماید که هر دو طرف - ایران و آمریکا - در سال گذشته سیاست کج دار و مریز را به هر کار جدی چه در راستای حداکثرسازی شانس مذاکره و چه تقابل نظامی ترجیح داده اند؛ ترجیحی که احتمالا نشان از صبری به انگیزه ای دارد. شاید ایالات متحده منتظر تضعیف بیش از پیش موضع ایران در اثر فشار حداکثری بود و ایران به دنبال باخت او در انتخابات پیش رو. آنچه در چشم انداز سال پیش رو می توان مشاهده کرد، از نوعی انضمامی تر است؛ چراکه مهم ترین اتفاق سال 99 انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده است. انتخاباتی که اگرچه به واسطه ضعف دموکرات ها در معرفی نامزدها و عملکرد تبلیغاتی آنها نمی تواند آن چنان برای برجام و کلا چندجانبه گرایی بین المللی نویدبخش باشد؛ اما به هر حال در صورت استفاده مناسب می تواند فرصت هایی را برای سیاست خارجی ما ایجاد کند. واقعیت نخست این است که هر رئیس جمهوری ضعیف ترین موضع خود را پیش از انتخابات دور دوم خود دارد. دوم آنکه هرچند ترامپ رقیبی چنان در میان دموکرات ها ندارد؛ اما شرایط پیش آمده درباره ویروس کرونا که رکود اقتصادی را برای آمریکا و جهان در پی خواهد داشت، بزرگ ترین برگ برنده داخلی -یعنی اقتصاد- را تا حدی از دست او خواهد گرفت. از سوی دیگر او در سیاست خارجی کارنامه ای خالی و تا اینجا سراسر معاملات بی سرانجام دارد، به طوری که حتی راضی شده با طالبان که نه دولت است و نه وجاهت واقعی در سیاست بین الملل دارد، به معامله بنشیند؛ هرچند با رفتارهایی که به سیاق گذشته از دولت ایالات متحده در اجرائی کردن توافق شاهدیم، این معامله نیز لرزان می نماید. از سوی دیگر باید مراقب بود که با ذکر و مرور نقاط ضعف طرف مقابل، احیانا خود را از واقعیت جدا نکنیم. به هر حال ایران با دولت ضعیفی سروکار ندارد؟ به تبع همین موضوع رئیس جمهور مستقر این کشور هم متناسب با همین قدرت رفتار می کند و هیچ گاه دست بسته نخواهد بود. همچنین دونالد ترامپ پا پس نکشیدن را به عنوان یک ویژگی شخصیتی خود بر همگان عریان کرده است. از سوی دیگر هرچند ایالات متحده نتوانسته در کوتاه مدت به اهداف سیاست فشار حداکثری -یعنی فروپاشی اقتصاد و جامعه ایران و سرنگونی نظام سیاسی آن- دست پیدا کند؛ اما باید اذعان کرد که تاثیر عمده ای بر اقتصاد و آرامش روانی جامعه داشته و این وضعیتی است که برون رفت از آن را با حفظ اصول برای ایران به یک ضرورت بدل می کند. ضمن آنکه سرمایه گذاری بر شکست ترامپ، خطرناک و خطرساز است و از احتمال توفیق چندانی هم بهره مند نیست. نکته دیگر آنکه همان طور که در شعارها گفته می شود دیپلماسی و روابط خارجی کشور را نباید دستمایه رقابت های داخلی قرار داد: هر آنچه می توان تصور کرد که دولت بعدی در ید اختیار خود برای حل و فصل موضوعات منطقه ای و جهانی کشور داشته باشد، بهتر است همین امروز به دولت مستقر داده شود تا از هرگونه فرصت سوزی بیشتر جلوگیری شده و از امتیازهای ساخته شده با مهارت وزارت خارجه کشور استفاده حداکثری شود، چراکه دیپلماسی بازی یک لحظه و یک تلاش نیست، بلکه کامیابی ها و ناکامی های مداوم در ذات آن است. در تاریخ و صحنه بین المللی نیز مشاهده می کنیم که با پدیدآمدن مسئله برای یک توافق، شکست و پیروزی افراد گوناگون و وقایعی که رخ می دهد، کشورها همه کار می کنند به جز بستن در دیپلماسی و مذاکره. در نتیجه نگاهی واقع بینانه به واقعیت پیش رو این موارد را برای سال آینده در رئوس مطالب قرار خواهد داد که ایران و آمریکا هر دو باید باور کرده باشند که در به زانودرآوردن طرف مقابل ناکام بوده اند، به نفع هر دو طرف است که متناسب با مسائل داخلی خود به حل و فصل کوتاه مدت موضوع اقدام کنند و وضعیت مطلوب تری را با کاهش مواضع حداکثری خود و نشان دادن اراده سیاسی متقابل دنبال کنند. باید به خاطر سپرد که ترامپ به همان علت که به هر آنچه دستاورد اوباما بود تاخت، به هر آنچه در این هشت ماه به عنوان دستاورد خود او شناخته شود، به غایت نیازمند است و متعصب به حفظ آن خواهد بود.