آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۳
روزنامه فردا
۱۶
نوروز

عارضه ای بر عارض نوروز

مهندس سیدمحمد بهشتی

من و تو بی من و تو جمع شویم از سر ذوق 

خوش و فارغ ز خیالات پریشان من و تو

(مولوی)

دیدن شکوفه کردن درختان و گل دادن گیاهان، امسال با اندوه توام است. ما احساس جاماندگان از قطاری را داریم که برای رسیدنش روزشماری می کردیم. مگر امسال چه چیزی عوض شده؟ مگر نه اینکه امسال هم مثل هر سال، در روز و ساعتی معین سال تحویل می شود. مگر نه اینکه طبیعت کار خودش را می کند، روزها بلند و هوا لطیف و بهاری می شود و پرندگان سرخوشانه نغمه سرایی می کنند. سرور طبیعت که به راه است؛ پس چه چیزی حزن ما را برمی انگیزد؟ واقعیت این است که ما از غیبت خودمان در این بزم غمگینیم.

محزونیم چون امسال به سنت هرساله خبری از خانه تکانی، خرید و شلوغی خیابان های شب عید و برنامه ریزی برای سفر یا دیدوبازدید و عیدی گرفتن نیست؛ اندوه ما به سبب منغص شدن عادات و آدابی است که لایه لایه به نوروز افزوده بودیم. نوروز مترادف با خرید، سفره هفت سین، سبزی پلو و ماهی، عیددیدنی و آجیل و سفر نیست. نه اینکه اینها بد باشد؛ اما همه اینها می تواند عارضه ای باشد بر عارض نوروز. آداب و رسوم برای این است که سطح تماسی میان ما و حقیقت رویدادها پدید آورد؛ اما در همان حال تبدیل شدن شان به عادت، ای بسا پرده ای میان ما و حقیقت ایجاد کند. مثل واژگان که همان قدر که می توانند حقیقت را روشن کنند، مستعدند که آن را در پرده ببرند؛ کلمات بسیار در معرض دستمالی شدن و افتادن زیر دست و پایند. واژه «آب» در استعمال هر روزه، خلوص و روشنایی اش مکدر می شود و تلالوش را از دست می دهد؛ اما راه بازگرداندن زلالی آب به آن چیست؟ تشنه شدن. تشنگی آبرو را به آب بازمی گرداند. تشنگی از آب آشنایی زدایی می کند؛ آب می شود همان آب حیات.

پنداری در این سال ها حقیقت نوروز لابه لای همه بدوبدوها و گرفتاری هایی که برای خودمان دست و پا کرده بودیم، گم شده بود. حالا کرونا باعث شده که نوروز امسال آن نوروز آشنای هر سال نباشد. اگر از ما بپرسند امسال نوروز چه زمانی است، مشکل بتوانیم بگوییم نوروز امسال مثل همیشه اول فروردین است. چیزی درون ما می گوید که امسال نوروز وقتی است که احوال مان تغییر کند، حال قلب های مان خوب شود، حال و روز مان بهتر از این شود، روزها را در دوری از عزیزان و شب ها را با نگرانی سپری نکنیم و خلاصه اگر امروز در قعر زندگی هستیم، نوروز آن روزی است که زندگی در اوج باشد و ما صاحب بهترین احوال. جالب اینکه حقیقت نوروز همین هاست. ما همین ها را هر سال حین تحویل سال از خداوند می خواهیم؛ ولی امسال بهتر از هر سال معنای این خواسته را می فهمیم. مهابت حادثه ای که دچارش شده ایم، باعث آشنایی زدایی از نوروز شده است.

نوروز قرار نبود فقط روزی از تقویم باشد که می آید و می گذرد. از بدو امر قرار بوده انقلابی باشد؛ «قلب» شدن به معنی دگرگونی ای است که در آن راه به باطن هر چیز بر ما گشوده می شود؛ اما این معنی از نوروز به تدریج مکدر شده و ما لابه لای مشغله های شب عید، حقیقت نوروز را فراموش کردیم؛ اما امسال فرصتی مهیا شده که نوروز نیز از پوسته مکدر و ضخیم عاداتی که آن را احاطه کرده بود، بیرون آید و حاق آن بر همه آشکار شود. نوروز آن شاهد گریز پایی است که امسال قصد کرده نقاب از رخ برکشد و به ما فرصت دهد تا بی نقاب ملاقاتش کنیم. اگر نوروز فرصت پرده برداری از همه چیز بود، امسال خود نوروز نیز مشمول پرده برداری شده است.

کرونا به ظاهر خیابان ها را خالی از جمعیت کرده، فرصت ملاقات با هم را از ما گرفته، لذت خرید را با ترس و وسواس همراه کرده و هیجان سفر و دیدن طبیعت را توام با عذاب وجدان؛ اما دور نیست روزهایی که ما خوش و فارغ از پریشانی ها، باز دور هم جمع شویم. گل بگوییم و گل بشنویم. آنها را که بی صبر دیدارشان هستیم، تنگ در آغوش بگیریم و ببوسیم. به هر جای این شهر و این سرزمین سفر کنیم. داد دل از طبیعت بستانیم. از دیدن شور و حال خیابان ها کیف کنیم و قدر شناسانه از ساده ترین داشته هایمان لذت ببریم. آن روز نه فقط ما؛ بلکه نوروز هم به خواسته اش رسیده است. مگر همه این سال ها نیت نوروز جز شکستن عادت ها و نرم کردن و نزدیکی دل ها بود. اگر همیشه ما منفعلانه ایستاده بودیم و نوروز اول فروردین می رسید و بر ما می گذشت، این بار ماییم که پشت این قطار دویده ایم؛ هر وقت که به آن برسیم، آن روز نوروز است، چه باک که اول فروردین نباشد!