آرشیو سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۲
صفحه اول
۱
یادداشت

یک ادای احترام

دکتر فریدون مجلسی

چند روز پیش اسکندر فیروز درگذشت. او نخستین بار در 50 سال پیش تفکر محیط زیست را که در جهان تازگی داشت، در ایران مطرح و سازمان حفاظت محیط زیست را از روی الگوهای پیشرفته آن زمان بنیان گذاری کرد. از خاندانی با اصالت بود که با بهره مندی از مزیت آشنایی با متنفذان زمان خود توانست سازمان محیط زیست ایران را با رسالتی داخلی و بین المللی توسعه دهد و برای نخستین بار تفکر «توسعه پایدار» را مطرح کند؛ موضوعی که بعدها شعار سازمان ملل متحد شد و ملت ها و دولت ها را بر آن می دارد که در نحوه بهره برداری از منابع محیط زیست در خشکی و دریا به منظور رفع نیازهای روزافزون خود سیاست هایی برگزینند که به روند کاهنده و جبران ناپذیر منابع طبیعی منجر نشود و نسل های بعدی را با بن بست مواجه نکند. توسعه مسئله مهم بشر است. بهره مندی از تساوی حقوق، مزیتی فقط برای کشورهای پیشرفته نیست؛ مردم جوامع عقب مانده نیز حق دارند از آن گونه مزایا بهره مند شوند. اکنون غول خفته چین برخاسته و توانسته است توسعه اجتماعی یک سوم ملت یک میلیاردو 300 میلیونی خود را به میانگین پذیرفته شده اروپایی نزدیک کند. 

اما در تامین مواد خام و اولیه، در گستره خاک خود درمانده و هوا را با سوزاندن بیش از حد زغال سنگ آلوده کرده است. هند نیز با جمعیت مشابه، به همان مسیر می رود و آلودگی هوای دهلی نو را غیرقابل تحمل کرده است. توسعه به جای هدف، تبدیل به مسئله شده است. آب نیست و باید کشاورزی را به درون گلخانه سوق داد و انرژی را از خورشید گرفت. زمین فقط از آن انسان نیست؛ درختان و جانوران نیز سهم و حق خود را دارند که بدون آنها زندگی انسان نیز بخشی از ارزش خود را از دست می دهد. نگارنده اسکندر فیروز را از کتاب ها و نشریات قدیمی سازمان حفاظت محیط زیست می شناسم. 45 سال پیش نیز فرصتی یافتم تا از دشت ناز و مناطق حفاظت شده جنگل گلستان و شبه جزیره میانکاله بازدید کنم. دوست متنفذ اسکندر فیروز، شامل برادر شکارچی شاه هم بود که شاید توقع داشت از محدودیت های حفاظتی مستثنا باشد. موافقت نکردن با استثناشدن برخی، موجب کناره گیری فیروز در یکی، دو سال پیش از انقلاب شد. با این حال وقتی بعد از انقلاب او را به اتهام عمومی «همکاری» به اعدام محکوم کردند. بخت با او یار بود که صدور حکم او در زمانی بود که برای جلوگیری از تندروی های خلخالی ، اجرای احکام اعدام را منوط به بررسی و تجدید هیئتی در قم کرده بودند. آن هیئت جان او را نجات داد؛ اما هفت سال را در زندان سپری کرد. در همان زمان توانست اوقات خود را صرف مطالعه برای نوشتن آثار ارزنده ای مانند «پستانداران ایران» کند. هدف نگارنده، یادنامه ای برای اسکندر فیروز نبود؛ زیرا در روزهای پس از مرگش، در روزنامه ها درباره او بسیار نوشتند و از او به نکویی نام بردند. در همین مدت اخیر، محمود خیامی، بنیان گذار صنعت اتومبیل سازی و بسیاری از صنایع وابسته به آن نیز درگذشت. درباره او و سهم و تلاشش در تعالی توسعه صنعتی ایران که پیکان را پیش از هیوندای بنیان نهاد، سخن ها گفته شد. در همان سال ابتدای انقلاب، ایران ناسیونال مصادره شد و درجا زد و امروز ایران خودرو در جایی ایستاده که عموم مردم ایران درد آن را کشیده اند و هیوندای کره، بزرگ ترین بازار بین المللی را به خود اختصاص داده است. مدتی پیش قندچی، تکنیسین مبتکری که زمانی با تغییراتی در کامیون های خوشنام ماک بر کارآمدی آن و مشتریانش افزوده بود، درگذشت. بیش از نیم قرن پیش با درخواست مقامات وقت و ارج نهادن به آن تکنیسین، او با مشارکت در نمایندگی ماک، نخستین کارخانه ساخت و مونتاژ کامیون های سنگین ماک را در ایران برپا کرد که هنوز به چشم می خورند. قندچی نیز کارخانه اش مصادره و تعطیل شد. نگارنده، کارخانه های کفش ملی مرحوم ایروانی را شامل کارخانه های فراوری چرم، یراق، چسب و کف تا کارگاه های بزرگ برش و دوخت و پرس در زمانی که تعطیل و ویرانه بود، دیده ام؛ کارخانه ای در چند میلیون مترمربع زمین، با خیابان های وسیع و چنارهای سر به فلک کشیده که انواع کفش تولیدی آن علاوه بر مصارف داخلی، به جهان صادر می شد. کارخانه «مینو» خوشبختانه هنوز سرحال است و کار می کند؛ شاید به شکرانه آنکه دست کم هنوز نام و تصویر سازنده اش، خسروشاهی را حفظ کرده اند و پاس می دارند. «آزمایش» و «ارج» کارشان به کجا کشید؟ امیرکبیر، بزرگ ترین موسسه انتشاراتی خاورمیانه که به همت تلاش و تجارب عبدالرحیم جعفری بنیان گذاری و مایه گرفتاری او شد، کارش به کجا کشید؟ اکنون با گذشت سال های بسیار و پس از مرگ می توانیم از آنان قدرشناسی کنیم؛ اما آیا موضوع محدود به همین تعداد است؟ شاید سخن مصطفی میرسلیم، عضو هیئت موتلفه که امروز هم نماینده تهران شده است، نوشداروی بعد از مرگ سهراب باشد؛ اما نیازمند خواندن است: «آقای خلخالی در کارهایش دقت نداشت و در برخی از اعدام ها زیاده روی انجام می گرفت. البته معمولا این گونه افراط و تفریط ها در خیلی از انقلاب ها پیش می آید؛ اما اگر ایشان برخی از همین موارد اعدام را به تاخیر می انداختند و رسیدگی دقیق تری می کردند، آثار گران بهایی را برای مردم در پی داشت».