آرشیو دو‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۳۶۷۱
سیاست
۶

هم گرایی منطقه ای در قلمرو نوروز

نوروزستان

دکتر بهرام امیراحمدیان

در نام بسیاری از قلمروهایی که پیرامون ایران نوروز را جشن می گیرند، پسوند «ستان» به کار رفته که پسوند مکان و دال بر بسیاری و فراوانی است: افغانستان، پاکستان و هندوستان (در شرق ایران) تاجیکستان، ترکستان، قرقیزستان، قزاقستان، ازبکستان، تاتارستان در قلمروهای شمالی ایران. البته «ایران» به عنوان سرزمین اصلی نوروز، «آذربایجان» و «ترکیه» و «آلبانی»، «عراق» و «بحرین» (آن بخش از قلمرو شیعیان) از این قاعده مستثناست. به همین سبب این پدیده نوزایی طبیعت و خدایی شدن دل ها را «نوروزستان» نامیده ایم.

در سال 1384، در شماره مخصوص نوروز همشهری دیپلماتیک این اصطلاح را به کار بردم و شماره مخصوص تحت نام «نوروزستان» منتشر شد. محتوای این شماره که اغلب مطالب آن را یا خود تالیف یا از منابع خارجی گردآوری و ترجمه کرده بودم، در راستای بهره گیری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برای هم گرایی منطقه ای در قلمرو نوروز بود. در سال 1383 از سوی میراث فرهنگی و با همکاری کمیسیون ملی یونسکو مقدمات مستندسازی نوروز در جهان نوروز با شرکت کشورهای حوزه این آیین در تهران برگزار شده بود که مقدمه ای شد برای ثبت نوروز در یونسکو به عنوان میراث بشری در سال 2008. اکنون می توان از این عنصر فرهنگی و انسانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهره گرفت.

در گستره جغرافیایی ایران

نوروز آیینی است کهن و ماندگار با تاریخی شکوهمند که در گستره جغرافیایی جهان ایرانی، از شبه قاره هند و افغانستان در شرق تا بین النهرین در غرب و از سین کیانگ و آسیای مرکزی در شمال شرق تا دامنه های شمالی قفقاز بزرگ در شمال و آسیای صغیر در شمال غربی و آلبانی در بالکان در اروپا را شامل می شود و دورتادور ایران زمین را به عنوان خاستگاه تمدن ایرانی دربر می گیرد. این آیین کهن و ارزشمند با جشن ها و آیین های ارزشمند علاوه بر ایران زمین در بین اویغورها، ترکمن ها، ازبک ها، قره قالپاق ها، قزاق ها و قرقیزها، آذری ها، ترک های شمال قفقاز از جمله ترکان دربند در داغستان ، افغان ها، تاجیک ها و کردهای ترکیه ، عراق و سوریه و تات ها و تالش ها و بلوچ های آسیای مرکزی و قفقاز و ترک های آناتولی همه در باور به این آیین شکوهمند و  در برگزاری آن با هم سهیم اند و از مراسم چهارشنبه سوری تا سبزکردن گندم در تمامی این گستره عظیم تا پختن سمنو در جای جای این قلمرو در پیشباز به نوروز باستانی و عید نوزایی طبیعت و دگرگونی جان و تن و نبات و جماد به هم می پیوندند و تازه می شوند. این ویژگی های رحمانی و الهی و فرهنگی و خدایی ، راز ماندگاری این سنت از پیش از اسلام تا همین امروز و سال ها و دهه ها و سده های آینده است که آیین ها، سنت ها، باورها و جشن های آن سرشار از معنویت و نوع دوستی و شکران نعمات الهی و دوستی و مهربانی و احترام به هم نوع و زدودن کدورت ها و پاک و تازه کردن دل ها و الهی شدن قلب هاست .

نوروز از معدود آیین هایی است که در آن رابطه انسان و طبیعت و پاسداری از محیط زیست متجلی می شود. آیین های نوروزی آن چنان در دل مردم نشاط می آفریند که از گذشته دور تاکنون نه تنها از بین نرفته بلکه بر شکوه آن افزوده شده است . کمتر آیینی را می توان یافت که ضمن برخورداری از جنبه های مردمی توانسته باشد بر روح و جان مردم ریشه دواند. آیینی است توحیدی که هم ویژگی های مردمی و انسانی در آن وجود دارد و هم آیین دینی و مذهبی پنداشته می شود. این آیین ها که از دوره باستان در قلمرو ایران زمین پدید آمد، پس از اسلام نیز به حیات روحانی خود ادامه داد. دین اسلام روش ها، باورها و آیین هایی را که مخالف با اندیشه های اسلامی بود، در قلمرو خود منسوخ کرد. ولی نوروز از معدود آیین هایی بود که پابرجا ماند و ماندگار شد. راز این ماندگاری چیزی نبود جز ویژگی های آیینی آن که مظاهر شرک و بت پرستی در آن نبود. هرچند سرزمین ایران سرزمین بت پرستی نبود، بلکه سرزمین توحیدی بود. 

با نگاهی به آیین های نوروز از جمله چارشنبه آخر سال ، سفره هفت سین ، مراسم تحویل سال ، دید و بازدیدهای نوروزی ، عیدی دادن، مراسم سیزده بدر، همه به نحوی با روابط انسان و طبیعت و روابط بین انسان ها گره خورده است . 

در مراسم نوروز سبزکردن گندم در یک بشقاب جزء سنت معمول است که در تمام کشورهایی که در حوزه نوروز قرار دارند بدون هیچ گونه تفاوتی انجام می شود. سبزی گندم نشانه احترام به طبیعت و رستنی است . در آیین زرتشت آمده است «هر که گندم می کارد راستی می افشاند». قلمرو حوزه نوروز در کمربند کم آب کره زمین واقع شده است . در اینجا آب ارزش بسیار دارد. در آثار تمام شاعران و هنرمندان و نقاشان آب عنصر اساسی است . همین طور در کنار آب رستنی و گیاهان به ویژه گل و سبزی نمادین است . به همین سبب در آیین نوروزی در سفره هفت سین سبزی یا گندم سبزشده عنصر اساسی و نمادی از حیات دوباره طبیعت است. سمنو که یکی از عناصر اصلی سفره هفت سین است ، از جوانه گندم تهیه می شود که سرشار از ویتامین ای (اکسیدانی قوی و بی اثرکننده رادیکال های آزاد در بدن) است . سمنو علاوه بر آن دارای انواع ویتامین های بی است که مصرف آن ضمن تامین کالری برای حفظ جوانی ، سلامتی و رفع افسردگی بسیار مفید بوده و ضد پیری است .

در حوزه نوروزستان که باشندگان آن را عمدتا مسلمانان تشکیل می دهند، گندم و در نهایت نان دارای ارزش مادی و معنوی بسیار است . بی جهت نیست که گندم سبز زینت بخش سفره هفت سین است . هم نعمت و هم سبزی است . از قول پیامبر اسلام گفته شده است که نان را گرامی بدارید و نیز فرموده است نگریستن به رنگ سبز بینایی را تقویت می کند. آیین نوروز چنان با اسلام درآمیخت و با آن عجین شد که امام ششم شیعیان آن را آیینی مبارک و مقدس برشمردند و پیروان خود را به برگزاری و بزرگداشت آن دعوت فرموده اند. 

در آثار تمام شاعران حوزه نوروز به نحوی به عید نوروز و آیین های آن اشاره شده است . فردوسی طوسی ، ناصرخسرو قبادیانی ، حکیم عمر خیام ، سعدی شیرازی ، حافظ شیرازی ، نظامی گنجوی ، منوچهری دامغانی و بسیاری دیگر در وصف بهار و نوروز سخن گفته اند. در کتیبه های داریوش گفته شده است که اهورامزدا این سرزمین را از خشک سالی و دروغ در امان نگه دارد. زحماتی که دهقان برای رویاندن گندم می کشد، در این گفته زرتشت نهفته است: «هرکسی که گندم می کارد راستی می افشاند».

مصادره های همسایگان

اکنون که ازبک ها سمرقند و بخارا و مشاهیر ایرانی را مصادره و خوارزمی، آن نابغه ریاضی دان را از آن خود می دانند و منکر ایرانی بودن آنها می شوند و جلوی گسترش زبان فارسی دری ، زبان مادری مردم محلی را می گیرند، رودکی و ناصرخسرو را تاجیک ها در تاجیکستان مصادره کرده اند و از آن خود می دانند و منکر ایرانی بودن آنها می شوند و فارابی را قزاق ها مصادره می کنند (شگفت آنکه نام دانشگاه خود را الفارابی می گذارند)، چرا ما آرام نشسته ایم ؟ مولوی را ترک های آناتولی و گاه بلخی های افغانستان از آن خود می دانند و نظامی و خاقانی و خواجه نصیرالدین طوسی و فضل الله همدانی و بهمنیار و صائب را مدعیانی در جمهوری آذربایجان، به نام خود مصادره می کنند و آنها را ترک می دانند و سلسله صفوی را سلسله پادشاهی آذری قلمداد می کنند و برای قلمروهای کنونی خود تاریخ جعلی می سازند و منکر ایرانی بودن این سرزمین ها می شوند و عرب ها استخری و خردادبه و بوعلی سینا را عرب می دانند، در این زمینه چه اندیشیده ایم ؟ آیا نه اینکه اینها همه در گستره ای جغرافیایی در سرزمینی به نام «ایران زمین» زیسته اند. برخی از جریان های فکری در ارمنستان در اندیشه قلمروخواهی هستند و بخش هایی از ایران در شمال غربی تا جنوب ارومیه را «ارمنستان بزرگ» می نامند و وجود کلیسای سن طاطاوس (قره کلیسا) و سن استپانوس (کلیسا خرابه) در ایران را قلمرو ارامنه می دانند. برخی مورخان ارمنی اندیشه «ارمنستان بزرگ» را اشاعه می دهند و روی جلد کتاب های تاریخ دبیرستان (چاپ سال 2001) به صورت رنگی نقشه ارمنستان بزرگ را چاپ و منتشر می کنند، دیگران در باکو، استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی ، زنجان و قزوین را جزء «آذربایجان بزرگ» می دانند و نقشه آن روی کتاب تاریخ آذربایجان برای کلاس های پنجم دبستان (چاپ چهارم ، 2002) چاپ و منتشر می کنند. ما در ایران نباید به این موضوعات اساسی در پیرامون خود بی تفاوت باشیم، بلکه باید در یک جو آرام و اندیشمندانه و مستدل و گفت وگوی فرهنگی این موارد را با همسایگان به بحث بنشینیم و با آنها در یک محیط فرهنگی مشترک سهیم شویم و «نوروزستان»ی نوین بسازیم. کردها اربیل، کرکوک، سلیمانیه، آذربایجان غربی ، کرمانشاه و کردستان و ایلام را جزء «کردستان بزرگ» می شمارند، افغان ها نیز هرات و مزارشریف و بلخ و استان های خراسان و آسیای مرکزی را «خراسان» می نامند، ما چه کرده ایم ؟ 

حمله عراق به ایران برای تشکیل حکومتی عرب در خوزستان نباید فراموش شود. ذره ذره این سرزمین باید چون مردمک چشم نگهداری و پاسداری شود و تمام این کج اندیشی ها با ابزار ها و شیوه های مناسب پاسخ داده شود. چرا ما حتی از چاپ یک نقشه تاریخی ایران بزرگ به زبان های مختلف پرهیز کرده ایم ؟ چیزی که می توانست پاسخ گوی بسیاری از این کج فهمی ها و بی خبری ها باشد، زیرا در سیاست خارجی ایران دوستی با همسایگان در اولویت قرار دارد. 

با این فعالیت های کژاندیشانه و بدفهمی ها، ممکن است کودکان و جوانانی در کشورهای پیرامون ما بزرگ شوند و نشو و نما کنند و آینده کشورشان را رقم بزنند که به تنش های سیاسی منجر شود. اگر با این ذهنیات خطا پرورش یابند، در آینده همسایگانی پرتنش خواهیم داشت که نسبت به ایران ادعای ارضی خواهند داشت . برای تدوین استراتژی ملی خود، لازم است قبل از انسجام یافتن این کج فهمی ها و به دنبال آن بروز تنش ها و اختلاف ها و به خطرافتادن وحدت ملی و تمامیت ارضی ، در این موضوع برنامه ریزی داشته باشیم . جمهوری اسلامی ایران درحال حاضر ابزارهایی دارد که می تواند در این زمینه به کار بگیرد. شاید در آینده نتوانیم از این ابزارها بهره بگیریم . بهتر است از هم اکنون در این زمینه بیندیشیم .

عامل هم گرایی منطقه ای

در شرایط کنونی، نوروز می تواند در همبستگی ملی ایران در بین اقوام تشکیل دهنده ایران زمین در جغرافیای سیاسی ایران به عنصر «وحدت بخش ملی و قومی» و در بیرون از ایران بین کشورهای حوزه نوروز به عنوان عامل «هم گرایی منطقه ای» (سیاسی و فرهنگی) مورد استفاده قرار گیرد. در کشورهای پیرامونی ایران در حوزه «نوروزستان»، نوروز یک عنصر هویت ساز و به عنوان جشنی دولتی مورد بهره برداری قرار می گیرد و نمادی بیرونی دارد و در ایران به عنوان آیینی ملی و خانوادگی در درون خانواده و سپس اجتماع  (مردم- مردم) عملکردی همه جانبه دارد. جشن ها اصولا هویت ملی یا دینی هر ملتی را تشکیل می دهند و هر مراسمی بیان کننده علایق، سلیقه ها و فرهنگ ملت و تعلقات قومی آن به شمار می رود.جشن های سال نو امروزه در بین تمامی اقوام مختلف برگزار می شود و این جشن ها در هر نقطه و منطقه ای از زمین با دیگر نقاط متفاوت است و درصورتی که مراسمی حرکت خود را از یک قالب ملی و منطقه ای آغاز و به یک نماد بین المللی تبدیل شود، می توان دلیلش را وجود ارزش های مشترک انسانی در آن دانست که منعکس کننده فطرت انسان ها و تمایل آنها برای در کنار هم زیستن و صلح است.سازمان فرهنگی و هنری سازمان ملل متحد (یونسکو) در پاسخ به پیشنهاد کمیسیون ملی یونسکو در ایران در سال 1383 (کنفرانس بین المللی کشورهای حوزه نوروز در تهران که نگارنده نیز در آن عضویت داشت) برای ثبت جهانی این میراث مشترک جهانی به عنوان یک میراث بشری آغاز کننده ثبت جهانی نوروز شد.

ظرفیت های نوروز در دیپلماسی فرهنگی

پس از مرحله اول ثبت چندملیتی نوروز در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال 2009 میلادی، مجمع عمومی سازمان ملل، در 23 فوریه 2010، در قطع نامه 253/64، روز اول فروردین (21 مارس) را «روز جهانی نوروز» نامید و آن را به عنوان یک مناسبت بین المللی به رسمیت شناخت.

ازآنجایی که فرهنگ و تمدن ایرانی در این عرصه ها از استواری و پایداری برخوردار است ، می توان با تکیه بر عناصر فرهنگی و آیین ها و مراسم هایی که به نحوی بر شالوده فرهنگ ایرانی استوار است ، نسبت به تقویت حضور سیاسی و فرهنگی ایران در این گستره اقدام کرد؛ برای نمونه می توان از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نام برد که در تمام قفقاز و آسیای مرکزی و افغانستان با آن آشنا هستند و آن را می خوانند، چه به فارسی و چه ترجمه های آن به زبان های گوناگون از گرجی، آذری، ارمنی، روسی و... . شاهنامه فردوسی در قرن دوازدهم میلادی در گرجستان به زبان گرجی در دربار ملکه تامار، امپراتریس گرجستان، ترجمه شده است. شاهنامه در قفقاز از ارزش معنوی و تقدس برخوردار است. مردم جمهوری آذربایجان و ارمنستان از آن الهام گرفته اند و نام های شاهنامه ای در بین مردم به گستردگی رواج دارد. در سراسر آسیای مرکزی شاهنامه را می شناسند، چون بسیاری از رویدادهای داستان های شاهنامه در آسیای مرکزی اتفاق افتاده است. در سالن ورودی فرودگاه جدید بیشکک، پایتخت قرقیزستان، تابلوی بزرگی از سیمرغ و زال با موزاییک کار شده است. تا چندی پیش تر شاهنامه از ملزومات خوانچه جهاز عروس در قزاقستان و ازبکستان بود. مراسم عید نوروز از غرب چین تا شرق بالکان از پیرامون دریای خزر و ورارود (ماوراء النهر اسلامی و آسیای مرکزی کنونی) تا شرق شبه قاره و جمهوری های مسلمان قفقاز و آسیای مرکزی و خلاصه در بسیاری از نقاط برپا داشته می شود. می توان گفت نوروز در مسیر جاده ابریشم در جایی که اکنون مسلمانان در آن ساکن هستند، همه جا حضور دارد. نوروز یکی از عناصر فرهنگ ایرانی است که در چند دهه اخیر توانسته است بیش از هر زمانی در تاریخ گذشته به خارج از مرزهای سرزمین ایران بزرگ یا سرزمین های حوزه فرهنگ ایرانی - یعنی آسیای مرکزی، قفقاز، آناطولی، بین النهرین، یا خارج از حوزه فرهنگ ایرانی- پاکستان و بخشی از هند و آلبانی در بالکان - گسترش یابد. این فرایند را می توان فرایند جهانی شدن مجدد نوروز نامید، زیرا پیش از این نیز در دوره ای از تاریخ، نوروز گستره جهانی داشته است.

نوروز در 2 فراز

نوروز از جهاتی، جشنی منطقه ای و سرزمینی شناخته می شود و بیش از هر چیز با نام سرزمین ایران پیوند خورده است؛ اما در واقعیت همواره گستره ای بیش از ایران داشته است. از این منظر می توان دو مرحله اساسی در تاریخ نوروز را از هم تفکیک کرد. نخست، دوره باستانی که تقریبا در تمام جهان ایرانی متداول بوده است. با رواج مسیحیت، ظهور اسلام و افول دین زرتشت، گستره نوروز محدود می شود. دوم، دوره اخیر که همگام با فرایندهای جهانی شدن و مهاجرت اقوام ایرانی از ایران، افغانستان، تاجیکستان و آسیای مرکزی به کشورهای غربی و سراسر جهان، مجددا آیین های نوروز نیز در سراسر جهان توسط این مهاجران برپا می شود و موجب آشنایی جهانیان با نوروز شده است، به طوری که سفره نوروزی در کاخ سفید نیز گسترده شده است. همان گونه که گفته شد، نوروز اهمیتی جهانی دارد. علاوه بر واژه نامه ها، فرهنگ ها، کتاب ها، مجلات و دایره المعارف های فارسی، در بیشتر دایره المعارف های جهان مدخلی درباره نوروز وجود دارد؛ برای نمونه در دایره المعارف اسلام به زبان ترکی استانبولی مدخل بزرگی درباره نوروز به قلم آر لوی درج شده است (چاپ1964). در جلد 25 دایره المعارف ترک (چاپ 1977) علاوه بر مدخل عید نوروز درباره ترکیبات نوروز نیز مانند «بیات نوروز»، «نوروز بوسه لیک»، «نوروز بزرگ»، «نوروز حجاز»، «نوروز حسینی»، «نوروز عراق»، «نوروز اصفهان»، «نوروز کوچک»، «نوروز نوا»، «نوروز پرده سی»، «نوروز رهاوی»، «نوروز صبا»، «نوروز عشاق»، «نوروز زنگوله»، «نوروز عجم»، «نوروز عرب»، «نوروز هارا»، «نوروز رومی» (در فارسی نوروز آناتولی)، «نوروز سلطانی» و «نوروز راست» که همگی اصطلاحاتی در موسیقی ترک هستند، توضیحاتی ارائه داده است. همچنین از «نوروز راست» در موسیقی عرب نام برده شده است. افزون بر آن از اصطلاح «نوروزیه» که در زمینه هدیه های نوروزی به بزرگان از سوی پادشاهان داده می شد و نیز قصایدی که شعرا در ایام بهار به نام نوروزیه می سرودند، نام برده شده است. چه زیبا خواهد بود که در ایران که خاستگاه و زادگاه نوروز است، مکان ها و معابر یا میدان هایی به نام نوروز نام گذاری شود. بیایید از تحریف نوروز جلوگیری کنیم. آنهایی که نوروز را «جشن بهار» و چارشنبه سوری را «چارشنبه سوزی» و سیزده بدر را «جشن طبیعت» می نامند، از عظمت نوروز و ذات نوروز بی خبرند و درصدد حذف نوروز از خاستگاه آن هستند، زهی خیال باطل. نوروز در عمق روح و جان مردمان این سرزمین حضور دارد و سالیان سال حضور خواهد داشت و جهانی تر خواهد شد. توضیح: در سایت گوگل دومیلیون 260 هزار مدخل درباره «Nevruz»، یک میلیون و 980 هزار مدخل درباره «Nowruz»، یک میلیون 80 هزار مدخل درباره «Norooz» به زبان انگلیسی، 54میلیون و 200 هزار مورد درباره «نوروز» و 58 میلیون مورد درباره «عید نوروز» به زبان فارسی منتشر شده است. در جمهوری آذربایجان در سال 2008 به مناسبت ثبت جهانی نوروز در یونسکو، دایره المعارفی به نام «نوروز بایرامی، نوروز انسکلوپدیاسی» به زبان آذربایجانی با الفبای لاتین در قطع A4 با جلد گالینگور در 205 صفحه و کاغذ نفیس و چاپ رنگی در باکو منتشر شده است.