آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۷۳۵۲
صفحه اول
۱
یادداشت

< ساخت و سازها > و < ساز و کارها >: پایه های جهش تولید و توسعه

دکتر رضا اردکانیان (وزیر نیرو)

توسعه به معنای ارتقای ظرفیت حکومت، جامعه و افراد برای حل مسائل، غلبه بر مشکلات، افزایش کیفیت زندگی و بالا رفتن ظرفیت جامعه برای زندگی اخلاقی و پایبندی به ارزش ها، نیازمند سه دسته پیش نیازهاست. این سه دسته پیش نیاز را می توان مدیران توسعه یافته، سخت افزارها و نرم افزارها نامید. تمرکز این نوشتار بر تشریح نسبت سخت افزارها و نرم افزارهاست، اما شرح مختصری بر مدیران توسعه یافته نیز ضروری است. مدیران توسعه یافته کسانی اند که بر نسبت و ترکیب مناسب سخت افزارها و نرم افزارها آگاه هستند، ماهیت میان بخشی توسعه را می شناسند، الزامات فعالیت در ساختار جزیره ای و چگونگی پیش رفتن به سمت ارتباطات میان بخشی و گریز از رویکرد جزیره ای را می دانند، انگیزه های درونی مناسبی برای تحقق توسعه دارند و با وجود برخی ویژگی های محیط نامساعد ساختاری از سلامت اداری بالایی برخوردارند. این شرح مختصر درباره مدیران توسعه یافته از آن جهت اهمیت دارد که آنها مدیران، کاربران و طراحان بهبود سخت افزارها و نرم افزارهای توسعه هستند.سخت افزارهای توسعه بر اثر فعالیت هایی که از جنس «ساخت وساز» هستند پدید می آیند. ساختن جاده، نیروگاه، سد، کارخانه، بیمارستان و... همه نمونه هایی از ساخت وساز برای فراهم کردن سخت افزار توسعه هستند. سخت افزارها و فعالیت های منجر به پیدایش آنها، همگی بر بستر مجموعه ای از قواعد، رویه ها، دستورالعمل ها، شیوه های عمل، روش های محاسبات، روابط قدرت، مناسبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کار می کنند. این مجموعه گسترده از قواعد، شیوه ها و محاسبات، بنیان یکی از دو پایه توسعه را تشکیل می دهند که همان «سازوکارها» هستند. اگر هنگام پرسش درباره «ساخت وسازها» می توان پرسید «آنچه ساخته می شود چیست؟» در مواجهه با فعالیت های سازوکاری باید پرسید «این کار چگونه انجام می شود؟»

فناوری های ساخت وساز اغلب شناخته شده هستند. فناوری لازم برای ساخت سد، بیمارستان، بزرگراه یا نیروگاه در حیطه دانش بشری کاملا شناخته شده است. بخش زیادی از آن در داخل کشور ما هم وجود دارد و حتی در صورتی که در جایی دانش و فناوری لازم برای ساخت این سازه ها کافی نباشد، به شرط داشتن منابع مالی یا فقدان محدودیت های ناشی از تحریم، می توان از طریق قراردادهای مشارکت با طرف های خارجی وارد کرد. فناوری بهبود سازوکارها اما به راحتی فناوری ساخت وسازها، شناخته شده نیست. دانش، فناوری یا شیوه های عمل ضروری برای مقابله با فساد، بهره ورتر کردن استفاده از منابع، تسهیل کسب وکار، مدیریت زمان، ارتقای انگیزه های نیروی انسانی، ارتقای سلامت اداری در عقد قراردادها و ساماندهی به بازارهای آب و انرژی، جلب مشارکت ذینفعان، تضمین رعایت استانداردهای محیط زیستی و جلوگیری از هدررفت انواع منابع مالی، سازمانی و انسانی در اختیار افراد و کشور، شناخته شده نیستند، بر سر آنها اجماعی وجود ندارد و مهم تر آنکه بشدت خصیصه محلی دارند.

سازه ها موجودات غیرزنده و فاقد ظرفیت های واکنش سریع و خودآگاه به تغییرات هستند. سازوکارها درست برعکس سازه ها و ساخت وساز هستند. سازوکارها را انسان ها عملی می کنند و هرلحظه اجرایی شدن سازوکارها به کنش انسانی ربط دارد. بهره وری نیروی انسانی، طی شدن فرآیند صدور مجوزها، شیوه استفاده از منابع، سامان بازارها و رعایت استانداردها همگی با رفتار انسانی مرتبط است. انسان ها نیز در مناسبات متفاوتی با یکدیگر زندگی می کنند. نظام انگیزه هایی که در یک کشور برقرار است در کشوری دیگر برقرار نیست و همین امر سبب تفاوت رفتار آدم ها در موقعیت های یکسان می شود. اینجاست که خصیصه محلی بودن سازوکارها بسیار مهم می شود. همین محلی بودن و وابستگی سازوکارها به موقعیت های رفتاری و اجتماعی آدم هاست که سازوکارها را پیچیده می کند. سازوکارها در دل مناسبات پیچیده نهادی کشورها تعریف می شوند.

نکته بسیار مهم این است که بدون بهبود سازوکارها، ساخت وسازها درست انجام نشده و بهره برداری از آنها نیز با بهره وری و کیفیت مناسب انجام نمی شود. ساخت سازه ها در دل مناسبات سازوکاری نامناسب، بیش از زمان لازم طول می کشد و هزینه های بیشتری صرف آنها می شود. سازوکارهای اقتصادی حاکم بر بهره برداری از سازه ها نیز اگر بسامان نباشند، پایداری اقتصادی سازه ها تضمین نمی شود و بازتولید زیرساخت های ضروری برای توسعه با مشکل مواجه می شود.

ملاحظات فوق توجه به هر دو پایه توسعه یعنی «ساخت و سازها» و «سازوکارها» را ضروری می سازد. تجربه و شواهد نشان می دهد کشور در دهه های گذشته به دلایل مختلف تمرکز بیشتری بر توسعه ساخت وسازها داشته است. مردم همواره شاهد تمرکز بیشتر دولت و سایر سازمان ها بر سرمایه گذاری عمرانی در توسعه زیرساخت های ریز و درشت توسعه بوده اند. تداوم توسعه با اتکای صرف بر ساخت وسازها ممکن نیست و بهره ورتر کردن استفاده از سازه ها و سامان دادن سازوکارهای ضروری برای توسعه سازه ها ضرورت حیاتی کشور است. سازوکارها متاسفانه از آن جهت که نامشهودند اصلاح شان هم به چشم نمی آید و نظام اطلاع رسانی و جلب توجه کشور نیز به گونه ای سامان یافته که ساخت وسازها دیده می شوند، بهبود و اصلاح سازوکارها نه به اندازه کافی قدر می بیند و نه بر صدر می نشیند. وزارت نیرو که با تمرکز بر به بهره برداری رساندن سازه ها و توسعه ساخت وسازها، پویش هرهفته -الف-ب-ایران را در سال 1398 اجرا کرد و 227 طرح ساخت وسازی بزرگ را با هزینه ای بالغ بر 33 هزار میلیارد تومان به بهره برداری رساند، در سال 1399 پویش هرهفته-الف-ب-ایران را با متمرکز شدن بر هر دو پایه توسعه یعنی «ساخت وسازها» و «سازوکارها» آغاز کرده است. توسعه ساخت وسازها و به بهره برداری رساندن طرح ها کماکان در دستور کار وزارت نیرو است، اما پیشبرد اصلاحات سازوکاری به دستور کار اضافه شده است. این اقدام در شرایطی صورت می گیرد که کاملا آگاهیم اصلاحات سازوکاری به دلیل فقدان زمینه و نهادینه شدن در نظام اداری و اجرایی، پیچیدگی های دانشی و ناشناخته بودن فناوری و شیوه های عمل ضروری برای اصلاح، به نسبت پیشبرد ساخت وسازها بسیار دشوارتر است. ما به کمک مجموعه کارشناسان و مدیران صنعت آب و برق در بخش دولتی و خصوصی و رسانه های ارتباط جمعی، مجموعه ای از سازوکارهای موثر در صنعت آب و برق را شناسایی کرده و به کمک یکدیگر برای اصلاح آنها گام برمی داریم. زمان قابل توجهی لازم است تا شیوه های عمل مناسب برای اصلاحات سازوکاری در فرهنگ سازمانی جاری کشور نهادینه شود، اما مهم این است که اولین گام را آگاهانه، استوار و برای دست یافتن به اهداف مشخص برداشته ایم. اطمینان داریم حتی گام های کوچک در مسیر اصلاحات سازوکاری به مرور زمان سبب بهبودهای قابل توجه می شود و انرژی سازمانی و امید عظیمی برای پیشرفت ایجاد خواهد کرد.