آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۶۵۲
جهان
۵
ترجمه روز

ادوارد سعید؛ چراغی که راه را نشان می داد

ایلان پاپه مترجم: لیدا ماموریان سیدهادی برهانی
اشاره: پروفسور ایلان پاپه، موسس و مدیر مرکز اروپایی مطالعات فلسطین است، روزنامه اعتماد درصدد است مجموعه ای از مقالات ایشان را به چاپ برساند. این مقاله در سال 2003 پس از درگذشت متفکر فلسطینی الاصل امریکایی، پروفسور ادوارد سعید، نوشته شده است. هفته گذشته چهارمین بخش از این مجموعه مقالات منتشر شد و در ادامه بخش پنجم آن را مطالعه می کنید.

ما، آنهایی که از آرمان فلسطین حمایت می کنیم، با مرگ نابهنگام ادوارد سعید یتیم شدیم. برای یهودیان اسراییل، مانند من، او به مثابه فانوسی دریایی بود که ما را از دریای سیاهی و سرگردانی بارآمدن و تربیت در کشوری صهیونیست به ساحل امن منطق، اخلاق و وجدان راهنمایی کرد.

از اینکه ادوارد سعید را فقط یک بار (در سال 1988) ملاقات کردم احساس تاسف می کنم اما برای وقتی که با او سپری کردم، احساس خوشوقتی و سعادت دارم. بینش او درباره واقعیات جهان به طور کلی و واقعیت های فلسطین به طور خاص و ایده هایش در این حوزه ما را برای سال های سال هدایت خواهد کرد. 

در عین حال همه ما توانایی منحصربه فرد ادوارد در تبیین ظلم های گذشته بر فلسطینی ها که به رغم تلاش های مستمر رسانه های غربی برای به حاشیه بردن و محو تراژدی فلسطین و بی خانمان شدن فلسطینی ها انجام می شد را از دست دادیم. هیچ کس نمی تواند به راحتی جای او را پر کند؛ کسی که قادر باشد در چند جمله ارتباط جنایاتی که در گذشته در سرزمین فلسطین رخ داده را با تراژدی و فجایع کنونی آن به وضوح و شفافیت بیان کند.

جهان آکادمیک و جامعه روشنفکران نیز بدون افکار نغر و نظریه پردازی های او درباره ارتباط غرب با جهان سردرگمی را تجربه خواهند کرد. در عین حال ما می توانیم خوشحال باشیم که بسیاری از همکاران ما ردپای او را دنبال کرده و مراکز قدرت و منافع شرورانه ای را که پشت پرده تولید علم (در غرب) درباره شرق به طور کلی و خاورمیانه به طور خاص هستند را افشا می کنند.

همه ما، کسانی که او را از نزدیک می شناختیم، دوستی عزیز و نجیب را از دست دادیم؛ دوستی که می شد با او درباره انتزاعی ترین موضوعات فلسفی گفت وگو کرد و با همان سهولت بحث را به سمت مشکلات پیش پاافتاده و شخصی کشاند؛  مشکلاتی که اغلب در مقایسه با تلاش شجاعانه و بی پایان او در مقابله با بیماری مهلکش رنگ می باخت.

کتاب های او نیز ترکیبی از این دو مقوله و متعادل بود. سعید به درستی به خاطر کتاب «شرق شناسی» (Orientalism) و همچنین به خاطر آثار دیگری که در شکل دادن به مطالعات پسااستعماری و مطالعات فرهنگی نقش داشتند، در یادها خواهد ماند. اما من علاوه بر آنها کتاب «سیاست سلب مالکیت» (The Politics of Dispossession) او را نیز عزیز و گرامی می دارم؛ این آثار کوتاه و روشن که اغلب واکنش های فوری او نسبت به یک بحران جدید یا مقطعی نوین در زندگی فلسطین و فلسطینی ها بود، همیشه زمینه و مکان واقعی این رویدادها را در صحنه تاریخ و نظر سعید نسبت به آنها را بیان می کرد.

چند هفته پیش آخرین گفت وگوی موضوعی با او را تجربه کردم: در این گفت وگوی تلفنی او از من خواهش کرد (مطمئنم او این درخواست را با دیگران نیز مطرح کرده است) تسلیم تلاش های موجود برای تغییر جایگاه کلیدی موضوع پناهندگان فلسطینی در فضای جهانی و عمومی نشوم. او، در این گفت وگو، بر ضرورت تداوم تلاش ها برای تغییر افکار عمومی امریکا درباره فلسطین تاکید کرد و آنچه را که تغییری مهم در افکار عمومی اروپایی ها می دید، بسیار امیدوارکننده و تشویق کننده توصیف می کرد.

ادوارد احتمالا بیش از یک وصیتنامه معنوی و اخلاقی برای ما برجای گذاشته است. من آنچه را او در آخرین گفت وگو از من خواست، برگزیده ام.

برای گرامیداشت یاد او و نبوغ فکری اش و همچنین ادای احترام به شجاعت اخلاقی او ما باید توان و ظرفیت های خود را منظم و گروه بندی و تلاش های مان را سازماندهی کنیم تا به جهان بفهمانیم اگر آوارگان فلسطینی به خانه های خود باز نگردند، اگر اشغالگری اسراییل در کرانه باختری و نوار غزه پایان نیابد، اگر در فلسطین کشوری که به حقوق بشر و حقوق مدنی احترام بگذارد تشکیل نشود، فلسطین روی عدالت و صلح را نخواهد دید، خاورمیانه به ثبات و آرامش نخواهد رسید و امریکا از روابط آرام با جهان اسلام برخوردار نخواهد شد. این همان کاری بود که ادوارد با زندگی اش انجام داد. روحش در آرامش باد.